آتشفشان:

 

آتشفشان:

 آتشفشان یک ساختمان زمین شناسی است که به وسیله آن مواد آتشفشانی (به صورت مذاب ، گاز ، قطعات جامد یاهر 3)از درون زمین به سطح آن راه می یابند. انباشتگی این مواد در محل خروج، برجستگی هایی به نام کوه آتشفشان  ایجاد می نماید.
 آتشفشان یکی از پدیده های طبیعی و دائمی زمین شناسی است که در طول تاریخ زمین شناسی نسبتا بدون تغییر باقی مانده و در ایجاد، تحول و تکامل پوسته و گوشته زمین نقش اساسی داشته و دارد.
تولید مواد آتش فشانی و پدیده های مؤثر در ایجاد آتشفشان از دوره پرکامبرین تا عهد حاضر تغییر چندانی نداشته است و آنچه در این راستا تغییر کرده است، نوع دانسته ها، چگونگی اندیشیدن و نحوه بهره گیری از آنهاست.آتشفشانها پدیده های جهانی هستند و در سایر کرات منظومه شمسی به ویژه سیارات مشابه زمین یک پدیده عادی محسوب می شود و آتشفشان بی شک در کیهان نیز رخ می دهد.
همچنین پوشش سطحی ماه اغلب با سنگ های آتشفشانی پوشیده شده است و بارزترین ارتفاعات مریخ توسط آتش فشانها ساخته شده است.

فوران های فومرولی در برخی کرات مانند قمر آیو در سیاره مشتری یک پدیده عادی می باشد. زبانه های آتش و لکه های خورشیدی را جدا از ماهیتشان، می توان نوعی فوران آتش فشانی در خورشید تلقی نمود.
علم آتشفشان شناسی به مباحث نحوه تشکیل و تحول ماگما، چگونگی جابجایی و حرکت انواع مواد، گدازه ها و ماگماها و نیز تحولات آنها در اتاقک های ماگمایی، چگونگی فعالیت آتش فشان ها و گسترش مواد آتشفشانی در سطح زمین، چگونگی تحول مواد آتشفشانی و ... اشاره می کند. علم آتشفشان شناسی از برخی علوم زمین چون پترولوژی ، تکتونیک جهانی، ژئوشیمی، چینه شناسی ، رسوب شناسی ، ژئوفیزیک ، کیهان شناسی و برخی دیگر از علوم تجربی مانند شیمی، فیزیک ، آمار و ریاضی کمک می گیرند.

                         

                                                                      منبع:

http://daneshnameh.roshd.ir

ال نینو

بنا به خواسته بعضی دوستان مقاله ال نینو را مجددا در وب قرار دده تا دوستانی که موفق نشده اند در آرشیو آن را مشاهده کنند مشگلشان حل شود

(شرمنده همه فرصت به روز شدن نداشته ام)

 

بررسی پدیده جغرافيايي « ال نینو»

مقدمـه :

    امروزه هر از چند گاهی از رسانه های مختلف واژه "ال نینو " را می شنویم . این واژه بدون شک برای مردم برخی کشورها تغییرات ناگهانی جوی و بروز توفان و سیلاب و متقابلاً برای اهالی برخی نقاط جهان وقوع خشکسالی و حتی آتش سوزی را تداعی می کند . لغات اسپانیایی La- Nin-Ya & Ell-Nin-Yo   به اختصار  La-Nina & El-Nino  ( ال نینو و لانینا ) گفته و نوشته می شود . ماهیگیران بندر پایتا (  Paita ) در کشور پرو اسامی اخیر را به نوعی جریان جوی و اقیانوسی شرق آرام استوایی اطلاق می کنند .  به علت همزمانی وقوع این جریانها در حوالی کریسمس اهالی بومی کشورهای پرو و اکوادور آنها را به ترتیب " ال نینو " یا پسر بچه مسیح و " لانینا" یا دختر بچه مسیح نامگذاری کرده اند.     این اسامی برای مردم این کشور تداعی کننده برکات یا زیانهای گوناگون است ؛ به طوری که "ال نینو " سبب بروز توفان سیلاب و کسادی فعالیت ماهیگیری و بر عکس "لایننا " مقارن با هوای خوب و رونق فعالیت ماهیگیری می باشد . تداوم این پدیده ها از دسامبر تا مارس و آوریل طول می کشد .

   در فرهنگ علوم زمین پدیده اقیانوسی ال نینو مقارن با ظهور جریان آب گرمی است که در مرکز و شرق آرام استوایی در حوالی پرو و اکوادور در طول ماههای ژانویه تا مارس به وقوع می پیوندد و در اثر آن کمربند همگرایی درون حاره ای به جنوی استوا و به مجاورت کشورهای مذکور سوق می یابد. 

 بررسی پدیده ال نینو:        

      اگر چه نام ال نينو چند سالى است كه بر سر زبان‏ها افتاده، اما ماهيگيران اهل پرو و اكوادور كه در آب‏هاى كرانه شرقى اقيانوس آرام به دنبال ماهى مى‏گردند، قرن‏ها است آن را مى‏شناسند.

    هر 3 يا 7 سال، در ماه‏هاى دسامبر و ژانويه آب‏هاى ساحلى اين كشورها ناگهان گرم مى‏شوند و تعداد ماهى‏ها در آن، به ميزان قابل توجهى كاهش مى‏يابد، ماهيگيران آمريكاى جنوبى به دليل همزمانى اين پديده با جشن ميلاد مسيح به آن «ال نينو» مى‏گويند كه در اسپانيايى به معنای « پسربچه» يا مسيح كوچك است .

    به طور معمول بادهاى تجارى اقيانوس آرام از شرق به غرب مى‏وزند. اين بادها آب‏هاى گرم سطحى را نيز با خود به غرب مى‏كشند و آن‏ها را در ناحيه‏ى عميق واقع در شرق اندونزى و شمال شرقى استراليا انباشته مى‏كنند. به اين ترتيب در شرق اقيانوس، آب‏هاى سرد مى‏توانند از عمق به سطح بيايند و يك اختلاف دماى سطحى بين شرق و غرب اقيانوس به وجود بياورند؛ در اين شرايط، بيشترين تبخير در غرب اقيانوس اتفاق مى‏افتد كه به ايجاد جبهه‏هاى كم فشار مرطوب و بارندگى در مناطق مجاور مى‏انجامد.

    با آغاز بهار در نيمكره شمالى، بادهاى تجارى ضعيف مى‏شوند و اين فرآيند را دچار اختلال مى‏كنند. اما معمولاً در اين هنگام، بادهاى موسمى آسيايى به كمك بادهاى تجارى مى‏آيند و اختلاف دماى حساس اقيانوس دوباره برقرار مى‏شود. تا اينجا همه چيز به خوبى پيش مى‏رود ولى بعضى اوقات به دلايلى كه هنوز كاملاً شناخته نشده‏اند بادهاى تجارى تقويت نمى‏شوند يا حتى از غرب به شرق  مى‏وزند . به اين ترتيب   آب ‏هاى گرم سطحى در ناحيه عميق غربى شروع  به حركت به سمت شرق مى‏كنند. در شرق، اين آب‏ها مانند يك پوشش عمل كرده و از بالا آمدن آب‏هاى سرد عميق جلوگيرى مى‏كنند و به اين ترتيب اختلاف دماى شرق و غرب اقيانوس بسيار كم مى‏شود.

    بدون آب‏هاى سرد،دماى اقيانوس آرام شرقى و مركزى 2 تا 6 درجه افزايش مى‏يابد و ال نينو متولد مى‏شود.  در سال‏هاى عادى جريان‏هاى سرد عمقى مى‏توانند به سطح بيايند و مواد غذايى ارزشمند آب‏هاى عميق را نيز با خود بياورند. فيتوپلانكتون‏ها كه در آب‏هاى سطحى زندگى مى‏كنند براى بقا، به اين مواد محتاجند و ماهى به فيتوپلانكتون‏ها، بنابراين وقتى آبهاى گرم ال نينو جلوى پمپاژ اين مواد غذايى را مى‏گيرند، همان پديده‏اى روى مى‏دهد كه ماهيگيران اين منطقه با آن به خوبى آشنايند و اما اثرات   ال نينو تنها به اين موارد موضعى محدود نمى‏شود. وقتى در يك ال نينوى شديد آب‏هاى گرم به شرق مى‏آيند، دما و رطوبت بيشترى در اين نواحى وارد جومى‏شود و اين يعنى جابه‏جايى توده‏هاى هواى كم فشار به شرق .

    به اين ترتيب الگوهاى آب و هوايى اين نواحى كمى به شرق منتقل مى‏شود، توده‏هاى هواى مرطوبى كه قبلاً اندونزى، هند، استراليا را تحت تأثير قرار مى‏دادند به شرق مى‏روند و در جنوب چين، كاليفرنيا و آرژانتين طوفان و سيل راه مى‏اندازند و در عوض مناطق قبلى را دچار خشكسالى مى‏كند و اين يعنى خسارت با همه‏ى روش‏هاى ممكن . 

     رویداد النینو و نوسان جنوبی یکی از مهمترین و شاخص ترین رویدادهایی است که منجر به ظهور ناهنجاریهای بزرگ آب و هوایی در بسیاری از نقاط جهان می شود و این مساله ارتباطات از راه دور شناخته شده است . پدیده نوسان جنوبی برای اولین توسط والکر در سال 1923 ارايه گردید.

   هوا شناسان واقیانوس شناسان جهان در سالهای اخیر مطالعات زیاد ودقیقی در مورد مکانیسم ایجاد ال نینو و تاثیرات متقابل جو و اقیانوس انجام داده اند ، به ویژه مطالعات گسترده ای در ارتباط با ناموزونی دما در سطح دریا ونوسانات فشار و فشار جو در سالهایی که ال نینو رخ می دهد انجام گرفته است ؛ مجموعه این تغییرات را به نام نوسانات جنوبی می نامند ، با کلمه اختصاری(ENSO ) ;که مخفف شده کلمات :  Oscillation Elnino Southern    باشد ، بیان می کنند ؛ که تر کیبی از دو کلمه ال نینو  و نوسانات جنوبی است .  برای نخستین بار واکر(1932م) و سپس بیلس (1937م)  بر وجود نوسانی در فشار سطح ومقیاس جهانی  اشاره کردند و آن را نوسان جنوبی So  نامیدند.   بدین سان SO   یک الگوی ارتباط از راه دور جهانی    ( یا به اصطلاح پیوند از دور) در اتمسفر است وبه دلیل تمیز آن از سایر الگوهای ارتباط از راه دور ( به ویژه نوسانات اطلس وآرام شمالی ) جنوبی نامیده شده است .

   مرکز عمل  SO توسط یک گردش مداری شرق به غرب در امتداد صفحه استوا همراه با صعود هوا در غرب اقیانوس آرام و نزول هوا در شرق اقیانوس آرام به یدیگر مربوط می شود ، و به این ترتیب گردشی شکل می گیرد که توسط  بژرگنس (1969) گردش واکر نامیده شد .

    تعریف :

  برلاژ در سال 1966 پدیده نوسان جنوبی را چنین تعریف کرد : پدیده نوسان جنوبی ، افت و خیزی از شدت گردش جو و جریانهای اقیانوسی بین حاره ای است . این افت و خیز گسترده شده بر اثر تبادل هوای بین  پر فشار جنوب شرقی اقیانوس آرام و کم فشار استوایی اندونزی همزمان تولید می شود دوره تناوب این پدیده از یک تا پنج سال متغیر بوده و مقدار متوسط آن تقریبا 30 ماه است .

    نوسان جنوبی در دمایی که دمای سطح آب دریا در شرق حاره ای اقیانوس آرام گاهی در یک دوره زمانی یک ساله یا بیشتر خیلی گرمتر از متوسط آن می شود ، با پدیده النینو همراه است .  

   دلایـل وقـوع ال نـینو:      

    گردش والکر: گردش اتمسفری ، در صحفه ای عمود بر استوا می باشد که با صعود هوا در غرب آرام استوایی و نزول هوا در شرق آرام استوایی شکل می گیرد و همراه با آن با دمای سطحی شرقی و بادهای غربی فوقانی به موازات استوا در سطح وسیعی از حوزه آرام استوایی ایجاد می شود . در واقع گردش والکر واکنش اتمسفر به گرادیان دمای  سطح دریا در طول استـوا ،  میان  دما های  پایین در شرق  آرام  استوایی     می باشد و قویاً در ارتباط با رویداد انسو است .

      این گرادیان دما چگونه شکل می گیرد؟

   در شرایط عادی منطقه ، در غرب آرام حاره ای به واسطه دمای تجارتی جنوب شرقی نسبتا آرام ، گرمایش حاصل تشعشع خورشیدی موجب گرم شدن آبهای اقیانوس می شود .

    به طور همزمان با دمای تجارتی جنوب شرقی موجب فرا رفت آبهای گرم به سمت غرب می شوند بنابراین در غرب آرام حاره ای یک انباشتگی از آبهای با دما های بالا به وجود می آید و تراز دریا در این منطقه بالاست حال به دلیل تنش باد شرقی در آرام استوایی حرکتی به سمت قطب در لایه اکمن اقیانوسی ایجاد می شود و در طی آن   به دلیل پیوستگی ، فراجهندگی آب سرد در نواحی مرکزی شرقی آرام استوایی   به وجود می آید که این علتی بر وجود زبانه آب خنک در نواحی مرکزی و شرقی آرام استوایی می باشد.

    بدین ترتیب در شرایط عادی منطقه در غرب آرام استوایی آبهای سطحی با دمای بالا و در مرکز شرق آرام استوایی زبانه ای از آبهای سطحی با دمای پایین وجود دارد .

حال در نواحی استوایی توزیع فعالیت های هم رفتی قوی در اتمسفر به میزان زیادی به همگرایی بادهای تجارتی و دمای سطح دریا بستگی دارد ، به طوری که منطقه همگرایی درون حاره ای    (Inter Tropical Convergence Zone – ITCZ)و منطقه همگرایی آرام جنوبی  Zone – SPCZ  )  Convergence ( Sout  Pacifil    بر روی مناطقی واقع شده اند که دارای آبهای سطحی با دمای بالاتر از 27 درجه سانتیگراد می باشد .

   بنابراین در غرب آرام استوایی توسط بادهای تجارتی همگرایی و در نتیجه صعود هوای گرم و مرطوب اتفاق می افتدو به دنبال آن در اثر فعالیتهای همرفتی و بارندگی ، گرمای نهان به طور گسترده ای در اتمسفر فوقانی آزاد می شود و در این حال     زمینه ای مساعد جهت یک شارژ برگشتی به سمت شرق وبه موازات استوا  در اتمسفرفوقانی پدید می آید و در پی آن هوای خشک در شرق آرام استوایی نزول    می کند.  بنابراین در شرق آرام استوایی پر فشارسطحی و در غرب آرام استوایی کم فشار سطحی شکل می گیرد و به دلیل گرادیان فشار به وجود آمده ، حرکتی از شرق به غرب در سطح و به موازات استوا ایجاد شده و بدین سان گردش والکر که ماحصل گرمایش آدیاباتیک در نواحی استوایی است، شکل گرفته است و گاهی این گردش حاکم بر گردش هادلی در منطقه می شود . همراه با بادهای تجارتی جنوب شرقی قوی گردش والکر شدت می  یابد ؛ اما قدرت گردش والکر با دمای سطح دریا در شرق آرام استوایی نیز در ارتباط است به  این ترتیب زمانی که دماهای سطحی دریا   در شرق آرام استوایی  پایین تـر  از حد  نرمال است  ( شرایط  عکس  الینو  که  لانینا  نام  گرفته)بادهای تجاری و گردش والکر در قوی ترین وضعیت خود قرار دارند . تحت این شرایط ، شرق استرالیا ، اندونزی و هندوستان از هوای مرطوب و باران زا برخوردارند و در شرق آرام استوایی شرایط هوای خشک حاکم است و این شرایط عادی منطقه می باشد .

    اما زمان وقوع رویداد Enso   یعنی شرایط غیر عادی منطقه زمانی است که گردش والکر ضعیف شده است  و به دنبال آن هوای خشک و کم باران حاکم می شود.

    مشخصات ال نینو :

   در طول پدیده ال نینو بادها در استوا بر روی اقیانوس از غرب به شرق می وزند . این بادها در سطح آب اقیانوس جابجا شده و آبهای گرم سطح اقیانوس را که به وسیله خورشید در مناطق حاره ای حرارت دیده اند ، به سواحل غربی شمال وجنوب قاره آمریکا می آورد . به دنبال آبهای گرم بارندگی نیز به سمت مشرق متمایل  می شود ، به همراه سیل در پرو و خشکسالی در اندونزی واسترالیا .

   نشانه کلیدی ال نینو ؛ افزایش دمای غیر عادی در امتداد و هر دو طرف خط استوا در اقیانوس آرام مرکزی و شرقی است . این جریان هر چند سال یک بار با یک گرمایش عظیم وغیر معمول همراه می شود، به طوری که در این حال دمای سطح دریا حداقل برای چند ماه پیاپی در سه تا پنج محل ساحلی بالای حد نرمال می  رود ، و در پی آن دمای سطح دریا برای یک سال و یا حتی بیشتر به صورت غیر عادی باقی می ماند ؛ و برای برگشت به شرایط عادی منطقه ، حداقل تا ژانویه یا مارس آینده زمان لازم است .   ال نینو اصولاَََ تغییراتی در موقعیت تند بادها به وجود آورده  و موجب پدید آمدن رفتارهای آب و هوايي غیر معمول در کره زمین می گردد . تغییرات در تند بادها که توسط  ESNO   صورت می گیرد بر آب و هوا نه تنها در شمال و جنوب قاره آمریکا ؛ بلکه  در نقاط دور دستی همچون آفریقا و نواحی جنوبگان  تاثیر می گذارد .   در حالت عادی آب و هوای نواحی گرمسیری منطقه غرب دارای دمای بیشتر از 10 درجه سانیگراد نسبت به سواحل شرق پرو و اکوادور می باشد .

    فشار هوا  در بالای  آبهای گرم  کاملاً پایین است ،  هوای مرطوب برخاسته از منطقه باعث تشکیل ابرهای سنگین و بارانهای شدیدی ، مشابه بارانهای جنوی شرق آسیا ، گینه نو و شمال استرالیامی شود ؛ که نهایتاً منجر به افزایش بارندگی در مناطق جنوبی آمریکا و پرو و خشکسالی در قسمت غربی اقیانوس آرام ؛ که استرالیا وکشورهای مجاور را نیز تحت تاثیر قرار می دهد ؛می گردد .

   در طی یک رویداد ال نینو نابهنجاریهای دمای سطح دریا ، سطحی به وسعت پنج میلیون کیلومتر مربع را در طی مراحل  انتقال تا تکامل پوشش می دهد .

   نوسان جنوبی: به طو ری که می دانیم گردش عمومی جو شامل سه سلول اصلی است ؛ که سلول نیمروزان( Meridonal Cell ) هادلی  ( Hadliy)  محور اصلی     آن می باشند . در منطقه حاره ای و بین حاره ای سلول هادلی علاوه بر حالت نیمروزان از شکل (زناری / کمربندی ( Zonal) نیز برخوردار است که این وضعیت با توجه به توزیع مراکزپر فشار  جنب حاره ، زبانه کم فشار استوایی و جریانهای اقیانوسی ، سلولهای جداگانه ای را ظاهر می کند .

    این سلولها در واقع معلول صعود و نزول هوا در امتداد مدارات عرضهای  جنب حاره ای است ؛برای مثال از نزول هوا در پر فشار غرب آمریکای جنوبی در مجمع الجزایر تاهیتی ( Tahiti Island)در موقع ریاضی " 17درجه جنوبی و 15 درجه غربی " ، و صعود در زبانه کم فشار اندونزی داروین  ( Darwin Low ) در موقع ریاضی  " 7 تا 12 درجه جنوبی و 130درجه شرقی" .

  تغییرات فشار این مراکز در آرام استوایی برای اولین بار توسط گیلبرت واکر در   23-1922 به عنوان نوسان جنوبی شناسایی و تعریف شد . نوسان جنوبی در واقع یک حرکت الا کلنگی فشار هوا درمقیاس جهانی بین غرب و شرق آرام استوایی است.

   سلول هادلی و جریان واکر تحت تاثیر تغییرات فشار هوای این مراکز قرار گرفته و دگرگونی هایی خاص خود را ایجاد می کنند . واکر با محاسبه پراکنش  فشار هوا بین مناطق فوق الذکر یک شاخص عددی به دست آورد که به شاخص نوسان جنوبی  موسوم است . شاخص مثبت بیانگر فشار زیاد هوا در تاهیتی و فشار کم در حوالی اندونزی و داروین استرالیا و شاخص منفی بیانگر فشار نسبتاًً زیاد هوا در حوالی اندونزی ـ داروین و فشار تقریباً  کم در حوالی تاهیتی می باشد.                   

    مرحله شاخص مثبت (بالا):   در این حالت همان طور که ذکر شد ، فشار هوا در جزایر تاهیتی بیشتر از ناحیه داروین واندونزی است ، و کم فشار درون حاره ای در مناطق اخیر  قوی بوده و باعث بارشهای شدیدی در جنوب شرق آسیا و شمال استرالیا      می شود . با توجه به حرکت زناری سلولهای فرعی دیگر در هندوستان ، آفريقای مرکزی و آریزونای آمریکا نیز بارشهای زیادی به چشم می خورد ، متقابلاً در پرو اکوادو و غرب اقیانوس هند و جنوب اقیانوس اطلس بارشها به طور فاحشی کاهش می یابد . در طول این مرحله بادهای شرقی آرام استوایی قوی بوده وجهت شرقی جنب حاره تا حدودی ضعیف می شود ، چون در این مرحله بارشها در غرب آمریکای جنوبی نیز کاهش می یابد ، لذا دوره اوج آن به پدیده" لانینا " می انجامد .   

در این مرحله فشار هوا در اندونزی و داروین بالاتر از حد متوسط و در شرق و مرکز آرام استوایی کاهش می یابد و منطقه بارشها از غرب آرام به مرکز و شرق آن انتقال می یابد . د ر این حالت کشورهای پرو،  اکوادور، مناطق جنوبی اطلس و آریزونای آمریکا کاهش بارش را تجربه می کنند . شاخص های بسیار پایین این دوره با  " ال نینو " مصادف است .    ارقام نوسان جنوبی با توجه به دمای سطح دریاها و گردش عمومی جو تغییرات فصلی و سالانه ای را نشان می دهد که در واقع در بر گیرنده شرایط عادی است . تشدید این شرایط به مرحله شاخص بالامی انجامد (لانینا) ، ولی جابجایی الگوهای زناری فشار و جریانهای اقیانوسی باعث تحقق شرایط شاخص پایین و پدیده ال نینو  می شود. ظهور این پدیده نظم زمانی خاصی نداشته و تکرار آنها بین2 تا 10سال ( ودقیق تر 3 تا 7 و متوسط 5 سال ) طول می کشد .  در سال های عادی غالباً در غرب آرام استوایی و جنوب شرق آسیا آب ، گرم و متقابلاً در شرق اقیانوس آب سرد است که این حالت ناشی از جریانهای اقیانوسی به ویژه جریانهای پرو  ( Peru Current )و همبولت(HumboltCurrent)  ) می باشد .  سازوکار جریانهای دریایی شناخته شده ، است ولی بطور خلاصه آن را می توان بالا آیی   ( Upwwelling) آب سرد عمقی در مناطق شرقی حاره ، حرکت به طرف مرکز وغرب ، گرم شدن تدریجی و رسیدن به نواحی  غربی و سرمایش و نهایتاً فرونشینی به اعماق در عرضهای بالا در نظر گرفت که نیروی کوریولیس سبب چرخش ساعتگرد آن در نیمکره شمالی و پاد ساعتگرد آن در نیمکره جنوبی می شود .

    بالا آیی همزمان آب سرد عمقی در کناره غربی آمریکای جنوبی و حرکت آن به  طرف غرب اقیانوس ، سبب پایداری هوا و بروز شرایط واچرخندی و در نتیجه استمرار آب و هوای خشک کشورهای شیلی و پرو و اکوادورمی شود . به دلیل این ساز وکارها عمق کژدمایی در نواحی اخیر بالا بوده و آب گرم فقط چندین متر مربع سطح دریا را پوشش می دهد .

   بالاآیی آب سبب به سطح آمدن مواد عمقی مغذی و وجود ماهیان زیاد و رونق فعالیت ماهیگیری در این مناطق است. متقابلاً در غرب آرام به دلیل وجود آب گرم ، عمق کژدمایی بسیار پایین تر قرار می گیرد . به علت حرکت آب از شرق به غرب آرام و روند گرمایش آن تا شمال استرالیا و جنوب شرق آسیا و انباشتگی آب و عدم تخلیه کافی ، سطح دریا در مناطق اخیر نسبت به شرق بالا می آید که مرحله اوج آن همزمان با پدیده لانینا می باشد . فقط در سالهای ال نینو ، ناموزونی مذکور تقلیل یافته و سطح آرام استوایی به حالت تراز بر می گردد .

   جریان مداوم آب گرم وتجمع شدید آن در غرب آرام سبب تقویت کم فشار درون حاره ای در این ناحیه شده است و در نهایت به علت عدم تعادل بین ورود وخروج آب گرم سازو کار پس زدگی جریان آب به طرف شرق رخ داده و زبانه ای از آب گرم سطحی به سمت مرکز وشرق آرام انتقال می یابد که در طی این مراحل ،  بالا آیی در شرق به تدریج مختل شده و علائم ال نینو آشکار می شود. در خلال این فرآیندها دمای شرق اقیانوس بین 1تا4 درجه سیلسیوس گرمتر شده و عمق کژدمایی تا حدود 150 متر پایین می رود . در خلال رسیدن آب گرم به شرق ، زبانه کم فشار درون حاره ای از شمال خط استوا به جنوب لغزیده  ، بر آب های گرم منطبق شده وبارشهای سنگین در شمال غرب آمریکای جنوبی آغاز می شود.نظر ها در مورد برگشت آب گرم به طرف شرق متفاوت است ، به طوری که گروهی از دانشمندان تغییر الگوی جریانهای اقیانوسی و عده ای توزیع مجدد فشار آرام استوایی را دلیل این پدیده می دانند . چون جریان شرقی واکر ناشی از فشار هوای منطقه حاره  است ؛  لذا تضعیف و تغییر آن (غربی شدن ) باید بدواً ناشی از تغییر اوضاع هیدروکلیماتولوژی اقیانوس باشد که علت آن می تواند یا جابجایی به شرق زبانه آب گرم و یا روند تغییرات فشار هوا در ناحیه داروین و اندونزی باشد .  توضیحی که برای حرکت آب گرم به شرق ارائه می شود باید تلفیقی از سازوکار تجمع و برگشت آب گرم و نیز تاثیر وقوع بارشهای فراوان در غرب آرام باشد ؛ بدین صورت که ابتدا در اثر ورودی زیاد و خروجی کمتر آب گرم ، بارشهای زیادی در اندونزی وشمال استرالیا اتفاق می افتد که نقطه اوج آن با مرحله لانینا مصادف است ؛ لازم به توضیح است که در لانینا به علت تمرکز آب گرم در مرکز وغرب آرام میانگین کلی دمای اقیانوس پایین تر از حالت عادی بوده و برخی آن را دوره آرامش اقیانوس آرام در نظر می گیرند.   ریزشهای فراوان در دوره آغاز تا پایان مرحله لانینا و قبل از آن نهایتاً دمای سیستم اقیانوس _ جو در حوضه کم فشار داروین _ اندونزی پایینآورده و این آغازی برای افزایش فشار هوا در بخش وسیعی از منطقه و ایجاد بادهای غربی (بدواً به طرف آرام  استوایی و نهایتاً تا شرق آن ) می شود .   بادهای غربی استوایی و آب برگشتی به صورت یک مجموعه به هم بافته به طرف شرق حرکت کرده و سرانجام سیستم کامل جریانهای اقیانوسی _ جوی غربی در منطقه فوق حاکم شده و تا پایان مرحله ال نینو وجود دارد . لازم به ذکر است که ؛ ناهنجاریهای شدید سطح آرام غربی بویژه در مرحله لانینا و لزوم برگشت به حالت تعادل خود نیز همراه با سازوکارهای فوق الذکر  ( بادغربی و زبانه آب برگشتی ) در ایجاد پدیده ال نینو موثر می باشد .  این حالت مشابه امواج سش (  Seiche Wave امواج ایستا ) بوده ولی سازوکار آن حالت ترکیبی بین امواج انتقالی و ایستا را نشان می دهد . بنا به عقیده برخی دانشمندان این حرکات آب ناشی از امواج کلوین ( Kelvin) یعنی تلفیقی از اثرات دینامیکی دمايی آب و نیروی کوریولیس می باشد .   با توجه به این توضیحات آن چه مسلم است تغییر فشار هوا و گرایش به شاخص پایین نوسان جنوبی نسبت به برگشت آب در الویت بوده و سازوکار موجبه آن نیز سرمایش نسبی آب گرم غرب آرام استوایی به دلیل ابر آلودگی بالا و بارشهای فراوان در مرحله لانینا و اندکی بعد از آن می باشد . متقابلاً در شرق آرام با وجود بالا آیی آب سرد عمقی به دلیل هوای صاف و ساعات آفتابی بالا ، به ویژه در حوالی پرفشار غرب آمریکای جنوبی در طی دوره تکرار  ( تقریباً 5سال ) آب بانسبه گرمتر شده و کم فشار می شود؛ به ویژه در تاهیتی .

   با این تفسیر توالی مراحل شاخص بالا و پایین و بروز ال نینو ولانینا را می توان بدین گونه درنظر گرفت؛ که ابتدا لانینا اتفاق می افتد و متعاقب آن در فاصله زمانی  نسبتاً کوتاهی ال نینو صورت می گیرد .  

   ولی فاصله زمانی بین وقوع ال نینو تا لانینا بیشتر است . در هر دو پدیده نقش  سرویس دهی آب گرم منطقه مرکزی اقیانوس آرام استوایی از اهمیت زیادی برخوردار است و تداوم هر کدام به ایجاد وذخیره سازی آب گرم در این منطقه بستگی دارد .

 روش محاسبه و اندازه گیری پدیده ال نینو:

  برای مطالعه پدیده ال نینو  از فرایند "پیوند از دور" استفاده می شود . طی این فرایند اقلیم شناسان با استفاده از روابط آماری مانند همبستگی و گراسیون رابطه احتمالی موجود  بین تغییرات عناصر اقلیمی نقاط مختلف جهان را شناسایی وبررسی می کنند . این نوع پیوندهای دور وروابط ، تحت نام عمومی شاخص قرار می گیرند ، مانند شاخص وزش مداری بادهای غربی ، یا شاخص آتلانتیک شمالی .

   یکی دیگر از شا خصها ، شاخص نوسان جنوبی   (soi)   است که توسط واکر به شرح زیر محاسبه شده است :  

                                                      SOI=Pt-Pd  

که در آنPt نشانگر فشار سطح دریا در ایستگاه  تاهیتی و Pd فشار سطح دریا در داروین است. هر قدر فشار تاهیتی بیشتر باشد ، نشان می دهد که پر فشار پرو بیشتر از حد معمول به طرف شمال جابجا شده است و جریا ن آب سرد پرو بیشتر به استوا نزدیک شده است .

   شاخص نوسان جنوبی تغییرات  و وابستگیهای پراکندگی فشار را در تابستان نیمکره جنوبی در اقیانوس آرام اندازه می گیرد . اندازه های بالای آن نشان می دهد، که شیب فشار سطح دریا بین شرق و غرب اقیانوس آرام شدیدتر است . اندازه های کمتر شاخص نشان می دهد ؛ که پر فشار ، پرو را  نمی پوشاند.

 

    نوسانهای آب وهوایی ایران و پدیده انسو:

   انسو (  ENSO ) نشانگر یک سازوکار جهانی بوده و لذا تاثیرات آن فراتر از یک قاره یا یک کشور است. با جابجایی وتغییر جهت جریانهای هوا در آغاز و اثنای دوره ال نینو ( شاخص پایین ) و لانینا (شاخص بالا ) مناطق مختلف تحت تاثیرهای گوناگونی قرار می گیرند .  هرچند این دگرگونی ها در عرضهای حاره و جنب حاره رو به استوا شناخته شده ولی در نواحی دیگر مثل مدیترانه، خاورمیانه و ایران تاثیر گذاری آنها هنوز در پرده ابهام است .   همان گونه که می دانیم ایران کشوری با آب و هوای خشک تا نیمه خشک می باشد ، که بین عرضهای 25تا 40 درجه شمالی قرار گرفته است ، و به علت دارا بودن اشکال گوناگون ناهمواریها  ، نسبت به دیگر کشورهای خاورمیانه از آب وهوای متنوعی برخوردار است .  البته این حالت تنها ناشی از تنوع ناهمواریها نبوده ؛ بلکه بیشتر از جریانهای جوی در مقیاس جهانی و سینوپتیکی نشات می گیرد .   در مورد تاثیر پدیده انسو در آب وهوا ی کشور ابتدا باید ا ذعان کرد که دوری و نزدیکی مناطق مختلف با ناحیه شرق آرام استوایی در میزان تاثیر گذاری موثر است و بدیهی است که بین میزان تاثیر و دوری از منطقه فوق رابطه معکوس وجود دارد .  چون شاخص نوسان جنوبی در حال حاضر تنها شاخص عددی مورد استفاده برای مطالعه پدیده انسو و سازوکارهای ال نینوو لانینا در واقع یک فرایند فیزیکی در رابطه با آن است ، لذا در بررسی پدیده انسو فعلاًجز شاخص نوسان جنوبی ، کمیت دیگری وجود ندارد .

   یک مقایسه ساده آماری که بین خشکسالیها و ترسالیهای کشور نوسان جنوبی انجام گرفت ؛ نشان داد که خشکسالیهای ایران در 1966 ، 71_1970 ، 1973 ، 1978 ، 89_ 1988 ؛ میلادی با شاخص بالا ( لانینا  ) و ترسالیهای کشور در 1969 ، 1972 ، 1976 ، 1982 ، 1986 ؛ میلادی باشاخص پایین ( ال نینو ) همزمان بوده است . ( خوش اخلاق 1377)

         ـ بررسی بارش سالانه ایران :

   در طول سی سال ( 63_ 1962 الی 92 _ 1991 ) شاخص استاندارد محاسبه شده برای متوسط بارش کشور در بیشتر موارد نسبت به شاخص نوسان جنوبی معکوس است . البته مواردی نیز دیده می شود که در آنها همخوانی وجود دارد ، ولی چندان شدید نبوده و فراوانی کمی دارند . بعلاوه هموارسازی چند جمله ای که در مورد داده ها انجام شد ؛ نشانگر روند متفاوت در منحنی شاخص  بارش کشور و نوسان جنوبی است . ضریب همبستگی  بارش سی ساله 37 ایستگاه کشور با بارش سالانه نوسان جنوبی نشانگر فراوانی زیاد ضرائب منفی بارش این ایستگاه نسبت به شاخص مذکور می باشد 0

 این مقادیر از لحاظ آماری معنی دار نبوده و فقط در چند ایستگاه معنی دار است ولی نکته مهم تعداد ایستگاههای دارای ارقام منفی می باشد ، که به 31 مورد می رسد. از این تعداد 22 ایستگاه ضریب همبستگی کمتر از  r=0/18 دارند. منفی بودن ضرایب همبستگی نشانگر این است که در دوره شاخص بالا ، بارش ایران کاهش ، ودر دوره شاخص پایین ، افزایش می یابد.

 ـ‌‌‌ چگونگی تاثیر گذاری پدیده انسو در ناهنجاریهای بارش ایران

   در پدیده انسو تغییرات فشار هوا و وقوع شاخص بالا یا پایین نوسان جنوبی نسبت به رویداد ال نینو و لانینا تقدم زمانی دارد و نیز این که مرحله لانینا و ناهنجاری سطح آب اقیانوس نهایتاً به رخداد  ال نینو منجر می شود .   در مرحله شاخص بالا و وقوع لانینا در استرالیا ی شمالی و جنوب شرقی آسیا بارشهای زیادی اتفاق می افتد و بالعکس در حوالی جنوب خاورمیانه  و دریای عرب ( میان شبه جزیره عربستان و هند، در جنوب دریای عمان ) هوا حالت فرونشینی دارد و پر فشارها ی جنب حاره در این قسمت تقویت شده  و به صورت نیمروزان گسترش می یابد  که از حوالی استوا تا ناحیه رو به قطب کمربند پر فشار جنب حاره کشیده می شود . متقابلاً در دوره شاخص پایین و پدیده ال نینو در استرالیای شمالی و جنوی شرق آسیا بارش به شدت کاهش یافته و جریان هوا در جنوب خاورمیانه و جنوب غرب آسیا از افزایش برخوردار بوده و احتمالاً کم فشار سودانی و دریای سرخ نسبت به متوسط قویتر بوده و انتقال دهنده انرژی و رطوبت عرضهای استوایی به سمت عرضهای میانه و بالا می باشد .

   در مقیاس  نیمروزان وقتی کم فشار درون حاره ای در شرق آرام به دلیل فرایند     ال نینو گسترش یافت ،   پر فشارجنب حاره ای  موازی با آن به طرفین رانده شده و  کمربند پر فشار های جنب حاره ای به سمت قطبین سوق می یابد . بالمال تاوه قطبی (  Polar Vartex) به نیمکره مقابل لغزیده و سطح غربی پیرا قطبی ircumpolar Westerly)) افزایش می یابد .

   به دنبال این سازوکار ، سیستم پر فشار جنب حاره در نیمکره شرقی به سمت استوا عقب نشسته و در مقابل ، کمربند بادهای غربی و امواج آن به طرف استوا پیشروی   می کند و در خاورمیانه و ایران  ( با شدت و ضعف ) دوره مرطوبتری آغاز می شود 0

    در وضعیت لا نینا پر فشارهای موجود در نیمکره غربی به ویژه در امتداد نیمروزان 90 درجه غربی قوی تر است که علت آن وجود جریانهای سرد کالیفرنیا ، همبولت در شرق اقیانوس آرام است . در این شرایط کم فشار درون حاره ای ضعیف و پر فشار جنب حاره به سمت استوا سوق یافته و متقابلاً در نیمکره مقابل  پر فشارهای مذکور به دلیل تقویت نسبی کم فشار اخیر به سمت قطب کشیده می شوند و در خاورمیانه و ایران وقوع خشکسالیها ، فراوانی نسبتاً بیشتری می یابد.    البته این نکته را باید پذیرفت ؛ که برخی از مراحل شاخص پایین ( ال نینوی سال 73_1972) درکشور ما مقارن با خشکسالی بوده است . در این مورد تغییرات در هم بافته الگوهای جهانی و سینوپتیکی نیز موثر  می باشد .

 برای مثال می توان به موقعیت و ارتفاع تاوه قطبی و نیز جهت گیری محور تاوه و پشته بادهای غربی در آسیا نسبت به مناطق خاص مانند کوههای اورال یا شبه جزیره اسکاندیناوی اشاره کرد .

   در این خصوص لغزش تاوه قطبی ( فرضاً رویداد ال نینو ) به سمت شرق اورال باعث جریان شمال غربی در کشور و آغاز دوره خشک وانتقال آن به غرب اورال باعث جریان جنوب غربی و دوره مرطوب می شود ؛ که حالت اخیر فراوانی بیشتری دارد.  

 

  تاثیرات ال نینو بر زندگی بشر:

   در زمان استیلای پدیده ال نینو پر فشار جنب حاره پرو به دنبال جریان آب سرد پرو به طرف جنوب جابجا  می شود به دنبال این تغییرات جریان آب گرم ، سواحل پرو  و سواحل اکوادور را هم در  برمی گیرد . این جریان گرمتر و کم املاح تر و در نتیجه از مواد غذایی فقیر تر است .

    علاوه بر آن در سواحل پرو مانع بالا آمدن آبهای حاصل خیزتر زیرین می شود ؛ که این سبب مرگ ومیر ماهیها و بخصوص ماهی کولی که غذای عمده پرندگان دریایی است می شود . به دنبال مرگ و میر ماهیان ، میلیونها پرنده دریایی به علت عدم وجود غذای عمده خود یعنی ماهی کولی در ساحل نابود می شوند ؛ که این لطمه اقتصادی جبران ناپذیری را در صنایع ماهیگیری و کود مرغ دریایی گیری برای کشورهای پرو و اکوادور به بار می آورد .

   از آسیب های محلی دیگر ؛ بارندگی های سیل آسا در بخشهایی  از سواحل پرو و اکوادور که به طور معمول لم یزرع می باشد ، است که سبب ته نشست ههای گلی و تخریب شالوده این مناطق می شود و در مجموع به دلیل شرایط نابهنجار به وجود آمده ، پدیده ال نینو در منطقه به عنوان فاجعه طبیعت شناخته شده است .  

                نـتـایـج :

    پدیده انسو سازو کار در مقیاس جهانی بوده و نقاط گوناگون کره زمین با شدت و ضعف از آن تاثیر می پذیرند.

   با وجود محرز بودن رابطه بین شاخص نوسان جنوبی وبارشهای کشور به سبب بعد مسافت بین آن منطقه و  ایران و نیز وجود عوامل دیگر اثرات آن تعدیل ، تخفیف و یا حتی به شکل معکوس در می آید.

   پدیده انسو نه مستقیماًً بلکه به صورت غیر مستقیم از طریق دگرگون سازی الگوهای گردش عمومی جو و مراکز فشار مربوطه  یا یه عبارت دیگر از طریق "پیوند از دور "در شرایط آب وهوایی کشور تاثیر می گذارد .

   با توجه به داده های شاخص بارش کشور و نوسان جنویی تقریباً در حدود 65% و بیشتر موارد خشکسالی کشور با شاخص بالا " لانینا" و 35% و کمتر با شاخص پایین "ال نینو " همراه بوده است .البته این ارقام تقریبی بوده و نیاز به بررسیهای بیشتر دارد .

   با توجه به موقعیت مکانی و استقرار متفاوت امواج راسبی (Rossby Wave) وسیستمههای مربوطه در دوره های ال نینو و لا نینا ، وقوع پدیده های اخیر ، معیار کاملی برای پیش بینی دقیق تغیرات بارش نبوده است ، ولی نشان دهنده این است که شرایط آب وهوایی کشضور دچار تغییرات مشخصی خواهد شد .

 

       پیشنـهادات:

1- استفاده از روشهای آماری برای یافتن ارتباط بین پدیده جهش بارشهای کشور و جهش های موجد در شاخص نوسان جنوبی .سعی در یافتن شاخص های جدید هواشناختی که هم به صورت مداری و هم نیمروزان تغییرات فشار را در مناطق بحرانی مورد سنجش قرار دهد و همبستگی بهتری را با بارشهای کشور ظاهر سازد.

2- استفاده از نوسانات سطح آب در اقیانوسهای آرام و اطلس استوایی ، دریای مدیترانه و دریای عرب .

3 - سعی در طراحی مدلی چند متغییره که در آن شاخصهای نوسان جنوبی ، وزش زناری ( کمربندی) ، شاخص اطلس شمالی ونیز دمای آی دریاها با تغییرات عناصر جوی در سطح کشور مورد برازش قرار گیرد ، که در این خصوص روش تحلیل کانونیکAnalysis)  (Canonical توصیه می شود.    

 

       منـابع و مـاخـذ:     

 1- خوش اخلاق ، فرامرز : پديده انسو و تاثيرات آن بر رژيم بارش در ايران ، فصلنامه تحقيقات جغرافيايي، شماره 51 ،مشـهد ، زمستان، 1377

2- عليجاني، بهلول : معرفي جغرافيايي پديده ال نينو ، گاهنامه افق، نشريه داخلي دانشگاه تربيت معلم تهران ، شماره 1 ، پاييز،1377

 3- قائمي ،هوشنگ :  هوا شناسي عمومي ، انتشارات سمت ، تهران، 1377

 

4-  www.yazdmet.ir/ubci

5- www. jazirehdansh.com

6- www. Bbcparsian.com

7- www. Elnino.nova.gov

8- www.usgs.gov

9- www. Coudysky.ir

 

 

زمین، گهواره ای برای ما

زمین، گهواره ای برای ما   (بخش پنجم )

منبع: http://www.parssky.com

زمین سیاره ایست کوچک در بیکران فضا و یکی از نه سیاره ای(با محاسبه پلوتو كه البته در شهريور سال گذشته با راي منجمان از رديف سيارات منظومه شمسي خارج شد)  که در عرصه فضا به دور خورشید درحال گردش می باشند. خورشید یکی از بیلیونها ستاره ایست که کهکشان راه شیری را شکل می دهند و کهکشان راه شیری یکی از 100 بیلیون کهکشانیست که جهان را تشکیل داده اند.  

تغییرات آب و هوایی زمین

عصر یخبندان

در خلال تاریخ، آب و هوای زمین بار ها دستخوش تغییرات اساسی شده است. بین 800 تا 600 میلیون سال پیش در طی دوره ای به نام پیش کامبریان (Precambrian)، زمین تغیراتی فراوانی را با عنوان عصر یخبندان تجربه کرده است. آب و هوا به شدت سرد شده است و دانشمندان معتقدند که بخش عمده و یا همه زمین چندین بار یخ زده است. زمین شناسان تخمین می زنند که زمین تا کنون چهار بار یخ زده است. بیشتر اوقات، زمین بدون یخ بوده است. دو دوره یخبندان جزئی حدود 450 میلیون سال پیش و 250 میلیون سال پیش رخ داده اند. در چند میلیون سال اخیر دمای زمین سرد شده است. از حدود 2 میلیون سال پیش، با شروع دوره ای به نام پلیستوسن (Pleistocene) یا دوره چهارم زمین شناسی، تجمع و انباشته شدن یخ در قاره ها آغاز گردید. آخرین دوران کامل یخبندان حدود 70.000 سال پیش آغاز شد و گسترش آن تا 18.000 سال پیش به طول انجامید. توده ها و لایه های عظیم یخ به بیرون از بستر دریاچه های بزرگ آمده و مسیر رودخانه ها بسته شدند. رودخانه های می سی سی پی، میسوری و اهایو کاملا دگرگون شدند. این دوران 11.500 سال پیش به پایان رسید. اغلب دانشمندان معتقدند که زمین هم اکنون در دوران بین دو عصر یخبندان به سر می برد و عصر جدید یخبندان در راه است.

چرا دوران یخبندان به وقوع می پیوندد

دانشمندان علت واقعی این پدیده را به طور کامل درنیافته اند. اغلب آنان بر این باورند که تغییرات جزئی در مدار و زاویه محور طولی زمین در اثر تاثیر گرانش سیارات دیگر، باعث می شود که میزان انرژی دریافتی از خورشید تغییر کند و عصر یخبندان آغاز شود. برخی دانشمندان نیز معتقدند که تغییرات مقدار دی اکسید کربن در جو زمین عامل وقوع تغییرات طولانی مدت در آب و هوای زمین می شود. دی اکسید کربن، یک گاز گلخانه ای، گرمای خورشید را به دام انداخته و جو زمین را گرم می کند. بیشتر دی اکسید کربن موجود در زمین در سنگهای کربناتی مانند سنگ آهک حبس شده اند. آب و هوای امروز زمین می توانست بسیار گرم تر باشد اگر دی اکسید محبوس در سنگهای آهک در جو زمین آزاد می شد. وقتی کوهستانهایی با سیلیکات فراوان در اثر فرسایش تجزیه می شوند، کلسیوم و منیزیوم از سنگها آزاد می شوند. این عناصر با آب شسته شده و به دریا می رسند یعنی جاییکه ارگانیزم های زنده برای ساخت صدف های کربنات محافظ، این مواد شیمیایی را جذب می کنند. این ارگانیزم در نهایت مرده و به کف دریا می رود و در آنجا با تجمع و رسوب در تشکیل سنگ های آهکی شرکت می کند. این فرایند که چرخه کربنات - سیلیکات نام دارد، دی اکسید کربن موجود در هوا را جذب می کند. با کم شدن دی اکسید کربن در هوا، گرمای خورشید در زمین باقی نمی ماند در نتیجه هوا آنقدر سرد می شود که می تواند یک دوران یخبندان را آغاز کند. سنگ آهک پس از فرسایش، دی اکسید کربن را به هوا پس می دهد و به این صورت گرما را در زمین توزیع می کند. به علاوه قسمتی از این سنگها بر اثر سابداکشن به درون جبه فرو می روند. در آنجا به سبب گرما و فشار زیاد به مگما تبدیل می شوند. دی اکسید کربن موجود در مگما می تواند از طریق فوران های آتشفشانی به هوا باز پس داده شود. تئوری پردازان می گویند در خلال دوران پیش کامبریان آتشفشانها مقادیر زیادی دی اکسید کربن را به جو زمین فرستاده اند. این گاز به دلیل تاثیرات گلخانه ای هوای زمین را گرم و باعث ذوب شدن یخهای عصر یخبندان شده است.

تاریخ زمین

تاریخ زمین در سنگهای پوسته آن ثبت شده است. این سنگها از زمان تشکیل زمین تا کنون در حال شکل گیری، فرسایش و شکل گیری مجددند. به محصول فرسایش رسوب می گویند. رسوب در لایه هایی به نام استراتا تجمع می کند. استراتا ها حاوی مدارکی می باشند که به زمین شناسان در شناخت گذشته زمین کمک می کنند. این مدارک حاوی ترکیب بندی استراتا، جهت رسوب استراتا و نوع فسیلهای موجود در استراتا می باشند. کاوش های فضایی نیز فهم ما را از زمین تا حد زیادی افزایش داده اند. تلسکوپ فضایی هابل نقش ستاره ها را در اجرای فرایند سیاره سازی مشاهده کرده است. از اواسط سالهای 1990، دانشمندان ستاره های دیگری را که دارای سیاره می باشند کشف کرده اند. این اکتشافات به دانشمندان کمک می کند که تئوری های خود درباره تشکیل زمین را گسترش و پیشرفت دهند.

سن زمین

دانشمندان فکر می کنند که احتمالا زمین همزمان با اجرام دیگر منظومه شمسی شکل گرفته است. آنها متوجه شده اند که سنگ های آسمانی کندریت، بازمانده هایی از تشکیل منظومه شمسی که دستخوش تغییر نشده اند، سنی معادل 6/4 بیلیون سال دارند. دانشمندان بر این باورند که زمین و دیگر سیارات نیز احتمالا چنین سنی دارند. آنها سن سنگها را با اندازه گیری مواد رادیواکتیو موجود در آنها مانند اورانیوم، تخمین می زنند. عناصر رادیواکتیو با یک سرعت و روال مشخص به عناصر دیگر تبدیل می شوند. برای مثال اورانیوم با از دست دادن تشعشع، به سرب تبدیل می شود. دانشمندان زمانی که برای این تبدیل لازم است را می دانند. آنها می توانند سن سنگ را با مقایسه نسبت اورانیوم به سرب تشخیص دهند.

شکل گیری زمین

بیشتر دانشمندان بر این باورند که منشا منظومه شمسی یک لایه ابر نازک در فضا بوده است. خود خورشید نیز از همین ابر و قسمتی از آن که ضخیم تر از بقیه بوده است، به دنیا آمده. گرانش این ابر سبب انقباض آن و کشیده شدن ذرات و غبار به سمت مرکز آن شد. بیشتر این ابر در مرکز آن برای تشکیل خورشید جمع گردید اما حلقه بزرگی از مواد نیز در حال گردش دور آن باقی ماند. ذرات این حلقه با یکدیگر برخورد کرده و منجر به تشکیل اجرام بزرگتر شدند. این اجرام نیز به نوبه خود باهم برخورد کردند و سیارات منظومه شمسی را طی فرایندی با نام "رشد پیوسته" تشکیل دادند.

پیشرفت های زمین

دانشمندان به این تئوری دست یافته اند که زمین در آغاز جرمی سنگی، بدون آب و احاطه شده با گاز بوده است. مواد رادیواکتیو در سنگ ها و فشار افزاینده درون زمین گرمای لازم را برای ذوب شدن داخل آن فراهم نمودند. عناصر سنگین مانند آهن، فرو رفتند. سنگهای سیلیکات سبک نیز به سطح زمین آمده و پوسته اولیه آن را شکل داده اند. گرمای درون زمین باعث گردید که مواد شیمیایی دیگری از اعماق زمین به سطح آن برسند. بعضی از این مواد شیمیایی منجر به تشکیل آب شدند و بقیه گازهای جو زمین را به وجود آوردند.در سال 2001، یک تیم بین المللی از دانشمندان، کشف کریستالهای زیرکن (zircon) با قدمت 4/4 بیلیون سال را اعلام کردند. زیرکن از عناصر زیرکنیوم، سیلیکون و اکسیژن ساخته شده، بسیار سخت است و در برابر عوامل فرسایش بسیار پایدار و با دوام است. با آنالیز شیمیایی زیرکن، دانشمندان تشخیص دادند که در زمان تشکیل کریستالها، در سطح زمین آب وجود داشته است. آنها نتیجه گرفتند که پوسته زمین و اقیانوسها 200 میلیون سال پس از شکل گیری سیاره ایجاد شده اند.ستاره شناسان معتقدند که خورشید در اوایل تشکیل زمین حدود 30درصد ضعیف تر از امروز بوده است. قدیمی ترین سنگها گواه این امر می باشند که زمین به اندازه ای گرم بوده است که آب مایع در سطح آن وجود داشته. دانشمندان همچنین بر این باورند که اتمسفر زمین برای جذب گرما، ضخیم تر از زمان فعلی بوده است. طی میلیونها سال رفته رفته آب در قسمتهای گود پوسته زمین جمع شده و اقیانوسها را شکل داده است.پس از دوره اصلی شکل گیری سیارات، بیشتر اجرام باقیمانده در منظومه شمسی به سمت سیارات تازه شکل گرفته متمایل شدند. برخوردهای پی در پی سیارات با این اجرام با انفجارهای زیادی همراه بود. همین برخوردها باعث ایجاد چاله های فراوان در سطح ماه، مریخ، ونوس و عطارد شده اند. زمین نیز در معرض این برخوردها قرار گرفته است اما چاله های به وجود آمده در اثر برخوردها، در طی مرور زمان و به واسطه فرسایش و صفحات تکتونیک از بین رفته اند. زمین شناسان معتقدند که قسمت زیادی از پوسته قاره ای در 5/3 بیلیون سال پیش شکل گرفته است. شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه صفحات تکتونیک از 2 بیلیون سال پیش فعال شده اند. بعضی از  دانشمندان باور دارند که جو اولیه زمین شامل هیدروژن، هلیوم، متان و آمونیاک، شبیه به جو کنونی سیاره مشتری، بوده است. بعضی دیگر از دانشمندان معتقدند که جو اولیه حاوی مقادیر زیادی دی اکسید کربن، مانند جو فعلی ونوس، بوده است. چیزی که همه دانشمندان آن را باور دارند این است که در جو اولیه زمین مقدار نا چیزی اکسیژن وجود داشته است.دانشمندان تشخیص داده اند که در حدود 2 بیلیون سال پیش، تغییر شدیدی در جو زمین پدید آمده است. دلیل این ادعا این است که تشکیل نوعی خاص از سنگ آهن که در شرایط کمبود اکسیژن ایجاد می شود، در آن تاریخ متوقف شده است. در عوض مقادیر زیادی رسوب سنگ ماسه قرمز شروع به شکل گیری نمود. رنگ قرمز به دلیل واکنش آهن با اکسیژن و ایجاد اکسید آهن یا زنگ آهن ناشی می شود. وجود سنگ ماسه مدرکی برای وجود مقداری اکسیژن در جو زمین است. هوا در آن موقع قابل استنشاق نبود اما حدود 1 درصد حاوی اکسیژن بود. بیشتر اکسیژن فعلی موجود در هوا توسط گیاهان و ارگانیزم های میکروسکوپی تامین می شود. این ارگانیزم ها دی اکسید کربن هوا را استفاده کرده و در روندی به نام فتوسنتز اکسیژن تولید می کنند. به این صورت مقدار اکسیژن موجود در هوا افزایش پیدا نموده و با پیشرفت ارگانیزم های تولید کننده اکسیژن، این گاز در هوا به حد وفور رسیده است.

پايان بخش پنجم ( ادامه دارد...)

زمین، گهواره ای برای ما  

زمین، گهواره ای برای ما   (بخش چهارم )

منبع: http://www.parssky.com

زمین سیاره ایست کوچک در بیکران فضا و یکی از نه سیاره ای(با محاسبه پلوتو كه البته در شهريور سال گذشته با راي منجمان از رديف سيارات منظومه شمسي خارج شد)  که در عرصه فضا به دور خورشید درحال گردش می باشند. خورشید یکی از بیلیونها ستاره ایست که کهکشان راه شیری را شکل می دهند و کهکشان راه شیری یکی از 100 بیلیون کهکشانیست که جهان را تشکیل داده اند.  

 درون زمین

زمین شناسان قادر به مطالعه مستقیم اعماق زمین نمی باشند. عمیق ترین چاه حفر شده 13 کیلومتر است. زمین شناسان می دانند که قسمتهای زمین با لایه نازک پوسته آن متفاوتند. در اعماق زمین فشار به قدری زیاد است که مواد معدنی با فشرده شدن به موادی با چگالی بسیار زیاد، که در سطح زمین یافت نمی شوند، تبدیل می گردند. یکی از راه های شناخت ترکیب بندی زمین، آنالیزهای شیمیایی سنگهای آسمانی است. گونه های خاصی از این سنگها که کندریت (chondrite) نامیده می شوند، پیش از برخورد با زمین در منظومه شمسی بدون هیچ تغییری از قرنها پیش باقی مانده اند. زمین شناسان می توانند با استفاده از کندریت ها، منشا ترکیب بندی های شیمیایی زمین را تخمین زنند.علیرغم کندریت ها، زمین با لایه هایی که مشتمل از مواد گوناگون شیمیایی می باشند، شکل گرفته است. زمین شناسان با مطالعه لرزش های ناشی از زمین لرزه ها، به کمک تجهیزاتی که لرزه نگار نامیده می شوند، در مورد عمق زمین پی به نکات جدیدی می برند. سرعت و حرکت لرزش های درون زمین به ترکیب بندی و چگالی موادی که لرزه ها در میان آن قرار گرفته اند بستگی دارد. زمین شناسان با آنالیز کردن این لرزش ها به جزئیات فراوانی از عمق زمین پی می برند.

جبه

در زیر پوسته، تا عمق 2.900 کیلومتری، لایه ای ضخیم به نام جبه وجود دارد. جبه به طور کامل سفت نیست بلکه می تواند به آرامی جریانهایی داشته باشد. پوسته زمین بر روی جبه معلق است درست مانند تخته ای بر روی آب. همانگونه که یک تخته ضخیم بیشتر از یک تخته نازک از سطح آب بالا می آید، پوسته ضخیم قاره ای بالاتر از پوسته اقیانوسی قرار می گیرد. حرکت آرام سنگها در جبه باعث حرکت قاره ها و درنتیجه بروز زمین لرزه، آتشفشان و شکل گیری محدوده کوهستانها می شود.

هسته

در مرکز زمین هسته قرار دارد. هسته بیشتر از آهن، نیکل و احتمالا مقدار کمی عناصر سبکتر نظیر سولفور و اکسیژن تشکیل شده است. قطر هسته حدودا 7.100 کیلومتر، کمی بیشتر از نصف قطر زمین و تقریبا به اندازه مریخ می باشد. حدودا 2.250 کیلومتر از قسمت بیرونی هسته مایع است. حرکت هسته باعث ایجاد میدان مغناطیسی زمین می گردد. زمین شناسان معتقدند که حدود 2.600 کیلومتر از بخش داخلی هسته با همان مواد تشکیل دهنده قسمتهای بیرونی هسته ساخته شده اما به شکل جامد است. بخش داخلی تقریبا چهار پنجم ماه است.زمین به سمت هسته رفته رفته داغ و داغ تر می شود. در زیر پوسته قاره ای دما حدود 1000 درجه سانتیگراد است. در زیر پوسته دما تقریبا در هر کیلومتر به سمت عمق 1 درجه سانتیگراد گرمتر می شود. زمین شناسان بر این باورند که دمای هسته زمین بین 3700 تا 4300 درجه سانتیگراد می باشد. قسمت داخلی هسته می تواند دمایی معادل 7000 درجه سانتیگراد یعنی گرمتر از دمای سطح خورشید داشته باشد که البته این قسمت به علت فشار بی اندازه زیاد همچنان به شکل جامد است.

پوسته

سنگهای داغ در جبه زمین به آهستگی به سمت بالا حرکت می کنند در حالیکه سنگهای سردتر نزدیک سطح به درون فرو می روند چرا که مواد داغ سبکتر از مواد سرد می باشند. به این بالا آمدن و فرو رفتن در دماهای مختلف انتقال گرما گفته می شود. با جریان جبه زمین، پوسته زمین به تکه هایی تقسیم می شود که به آنها صفحه های تکتونیک (tectonic) می گویند. این صفحه ها مانند شکسته شدن یخ در یک دریاچه یخ بسته است. حرکات آهسته جبه منجر به حرکت پوسته و در نتیجه حرکت قاره ها، شکل گیری کوهستانها، آتشفشانها و زلزله ها می گردد. در بعضی جاها، مخصوصا ته اقیانوسها، تکتونیکها از هم جدا می شوند. مگما از جبه به بالا می آید تا شکافهای بین صفحه ها را پر کند. به قسمتهایی که تکتونیکها از هم جدا شده اند، مرکز گسترش می گویند. بسیاری از آتشفشانها در این قسمتها رخ می دهند. با سرد شدن مواد بیرون آمده از این آتشفشانها پوسته های اقیانوسی ساخته شده از سنگهای بازالت شکل می گیرند.  

سابداکشن (Subduction)

پوسته زمین نمی تواند در هر کجا و هر سمت گسترده شود. در بعضی قسمتها مقداری از پوسته باید برداشته شود. وقتی دو صفحه یکدیگر را هل می دهند، یکی از آنها به درون جبه فرو می رود. به این فرایند سابداکشن می گویند. صفحه فرو رفته درون زمین نهایتا ذوب می شود و به شکل مگما در می آید. بیشتر مگمای ایجاد شده بر اثر سابداکشن به سطح زمین نمی رسد بلکه در پوسته آن سرد شده و سنگهای پلاتونیک را ایجاد می نماید.پوسته قاره ای به دلیل ضخامت و سبک بودن در زمین فرو نمی رود بلکه پوسته سنگین اقیانوسی دچار سابداکشن می گردد. مرز بین دو صفحه در محل برخورد با شیاری بسیار عمیق در کف اقیانوس مشخص می شود. این شیارها عمیق ترین بخشهای اقیانوس هستند و عمق آنها تا11.000 متر نیز می رسد.صفحه بالاتری که در سطح زمین باقی می ماند ممکن است پوسته قاره ای و یا اقیانوسی باشد. این صفحه به زیر نمی رود ولی تحت تاثیر سابداکشن قرار می گیرد. وقتی دو صفحه به سمت هم حرکت می کنند، لبه های پوسته بلند تر تحت فشار قرار می گیرد. صفحه ضخیم تر و بلند تر می شود و مناطق کوهستانی بر سطح آن ایجاد می گردند. وقتی سنگهای صفحه فرو رونده به عمق 100 کیلومتری زمین می رسند، شروع به ذوب شدن و تشکیل مگما می نمایند. بخشی از این مگما به سطح رسیده و منجر به وقوع فورانهای آتشفشانی می گردد. مناطقی با آتشفشانهای فراوان مانند پرو، ژاپن و شمال غربی ایالات متحده، در نزدیکی مناطقی قرار دارند که سابداکشن رخ می دهد.

ساختمان کوهستانها

گاهی، هنگامیکه یک صفحه به درون جبه فرو می رود، یک قاره و یا قسمتی کوچک تر را با خود می کشد. همانطور که گفته شد پوسته قاره ای ضخیم تر و سبک تر از آن است که به درون زمین فرو رود. اما ممکن است با صفحه های دیگر برخورد کند. برخورد صفحه ها با یکدیگر اغلب رشته کوه های عظیمی را در وسط قاره ها ایجاد می کند. برای مثال هیمالیا زمانی شکل گرفت که دو صفحه قاره ای با یکدیگر برخورد نمودند. مجموعه رویدادهایی که در طی تشکیل یک رشته کوهستان رخ می دهد را اروژنی (orogeny) یا تشکیل کوه می گویند. اروژنی شامل بلند شدن و مرتفع شدن کوه ها، تا شدن و چین خوردگی سنگها، فعالیتهای آتشفشانی و شکل گیری پلاتونیک ها و سنگهای دگردیس که هنگام برخورد صفحه ها ایجاد می شوند، می باشد. سالها پس از اینکه کوهستانها بر اثر فرسایش ناپدید شدند، زمین شناسان همچنان می توانند تغییراتی را که اروژنی در سنگها به وجود می آورد مشاهده کنند.

زمین لرزه

زمین لرزه هنگامی رخ می دهد که سنگهای دو قسمت مقابل هم در یک شکاف، که گسل نامیده می شود، به یکدیگر برخورد کنند یا به هم کشیده شوند. گسلها هم در مرزهای بین صفحات هستند و هم در میان صفحات قرار دارند. گاهی نیز نیروهای موجود در صفحه ها باعث شکسته شدن و لرزیدن سنگهایی می شود که به گسلها نزدیک نیستند. به مرز دو صفحه که به یکدیگر کشیده می شوند گسل انتقالی می گویند. گسل سن آندراس در کالیفرنیا یک گسل انتقالی است. در منطقه ای به نام صفحه آرام، قسمت کوچکی از شمال غربی کالیفرنیا در حال کشیده شدن توسط بقیه آمریکای شمالیست.

شکل قاره ها

چندین بار در تاریخ زمین، تصادف بین قاره ها منجر به ایجاد قاره های بزرگ گردیده است. گرچه پوسته قاره ای ضخیم است اما به مراتب آسان تر از پوسته اقیانوسی شکسته می شود آنگونه که قاره های بزرگ سریعا شکسته شده و به قاره های کوچک تبدیل شده اند. مواد موجود در جبه قسمتهای خالی را پر می کند و پوسته های جدید اقیانوسی را به وجود می آورد. هنگامیکه یک قاره شکسته و قسمتها از هم جدا می شوند، حوزه های جدید اقیانوسی در بین آنها ایجاد می گردد. حدود یک سوم از سطح زمین را پوسته قاره ای پوشانده است، بنابراین این تکه ها نمی توانند بدون برخورد حرکت نمایند. وقتی دو قاره به هم برخورد می کنند، یک حوزه قدیمی اقیانوسی از بین می رود. فرایند جدا شدن قاره ها و پیوستن آنها به یکدیگر به نام زمین شناس کانادایی جان ویلسون (Wilson John) که برای نخستین بار این پدیده را توضیح داد، چرخه ویلسون نام گرفت.قاره ها احتمالا از حدود 2 میلیارد سال پیش تاکنون در حرکت بوده اند، با این حال زمین شناسان تنها مدارکی در دست دارند که بیان کننده حرکت قاره ها از 800 میلیون سال پیش است. بیشتر پوسته های اقیانوسی قبل از این تاریخ دچار سابداکشن شده و در جبه زمین فرو رفته اند.زمین شناسان تعیین نموده اند که حدود 800 میلیون سال پیش، قاره ها به صورت یک قاره بسیار بزرگ به نام ردینیا (Rodinia) بوده اند. آنچه ما اکنون به عنوان آمریکای شمالی می شناسیم ، زمانی مرکز ردینیا بوده است. جریان مواد در جبه باعث شکسته شدن و تقسیم ردینیا به قسمتهای کوچک شد. این قسمتها بین 500 میلیون تا 250میلیون سال پیش به یکدیگر برخورد کردند. برخورد بین آنچه اکنون آمریکای شمالی، اروپا و آفریقا نامیده می شود، منجر به ایجاد کوهستان آپالاچین در آمریکای شمالی شد. برخورد بین قسمتی از سیبری کنونی و اروپا نیز کوهستان اورال را ایجاد کرد.در 250 میلیون سال پیش، قاره ها با برخورد با یکدیگر ابر قاره دیگری را با نام پانژه آ (Pangaea) شکل دادند. در آن هنگام تنها یک اقیانوس که همه زمین پیرامون پانژه آ را احاطه می نمود به نام پانتالاسا (Panthalassa) وجود داشت. حدود 200 میلیون سال پیش، پانژه آ شروع به شکستن و تکه تکه شدن نمود. این ابر قاره به دو قسمت بزرگ به نامهای گوندوانالند (Gondwanaland) و لوراسیا (Laurasia) تقسیم شد. به مرور زمان گوندوانالند تقسیم شده و قاره های آفریقا، آنتارکتیکا، استرالیا، آمریکای جنوبی و شبه قاره هند را به وجود آورد. لوراسیا نیز در نهایت تقسیم شد و یوراسیا و آمریکای شمالی را ایجاد نمود. هنگامیکه صفحه های قاره ای از یکدیگر جدا می شوند، پوسته اقیانوسی جدیدی در بین آنها ایجاد می گردد.

پايان بخش چهارم ( ادامه دارد...)

عوامل تغییر دما



عوامل تغییر دما را عبارتند از:

فصول و طول روز
 روزهای تابستان گرمتر هستند زیرا خورشید در ارتفاع بالاتری در آسمان قرار دارد و طول روز بیشتر است.
روزهای زمستان سردتر هستند زیرا خورشید در ارتفاع پایین تری در آسمان قرار دارد و طول روز کوتاهتر است.

جریان های اقیانوسی
 جریان های آب گرم اقیانوسی، به عنوان مثال جریان آب گرم گلف استریم (
Golf Stream) که موجب می شود آب های گرم استوایی به عرض های جغرافیایی بالاتر جابه جا شده و درنتیجه به عنوان مثال، هوای زمستانی در سواحل انگلستان گرم تر باشد.
جریان های آب سرد اقیانوسی، برای مثال جریان های ایسلندی که آب سرد قطبی را به شرق کانادا می برد و موجب می شود دمای زمستانی ایالت متحده سردتر باشد.

باد
 سیستم جهانی باد، گرما و رطوبت را از عرض های جنب حاره ای به طرف عرض های جغرافیایی بالاتر انتقال می دهد. گرمای نهان تبخیر، هنگامی که هوای منقبض به طرف عرض جغرافیایی بالاتر می رود و چگالش روی می دهد، کاهش می یابد.

عرض جغرافیایی
 زاویه تابش خورشید با افزایش مسافت از استوا بزرگ تر می شود از این رو انرژی خورشیدی در ناحیه بزرگتری منتشر می گردد، در نتیجه میزان گرما کاهش می یابد.

خشکی ها
 زمین به سرعت گرم شده و به سرعت نیز سرد می گردد. درحالی که آب به کندی گرم شده و به کندی سرد می شود. این موجب می شود نواحی قاره ای افزایش دمایی زیادی داشته باشند در حالی که نواحی ساحلی کاهش دمایی بسیار زیادی دارند.

ارتفاعات
 اتمسفر در ارتفاعات بالاتر، نازک تر می شود. به ازای هر 100متر که از سطح زمین بالا می رویم دما 1 درجه سانتی گراد کاهش می یابد.

پوشش ابر
 ابرها، تابش های موج بلند صادر شده از زمین را به زمین منعکس می نمایند که این موجب می شود دما پایدارتر مانده و کمتر نوسانات بزرگ نماید.

مشخصه های سطوح

 سطوح متفاوتند:
زمین های فاقد پوشش به سرعت گرم و به سرعت سرد می شوند. در صورتی که زندگی گیاهی موجب ایجاد سایه ها شده و در نتیجه دما را معتدل می سازد.

 آب نیز به کندی گرم می شود و گرما را در خود نگه می دارد.

جهت گیری دامنه ها
 دامنه های آفتاب گیر گرمای بیشتری را نسبت به دامنه های که در مقابل تابش مستقیم آفتاب قرار ندارند، دریافت می کنند.
نیمکره شمالی دامنه های جنوبی از دامنه های شمالی گرم ترند.

منبع:
John Harris-Head of Geography-Radley College

زمین، گهواره ای برای ما  

زمین، گهواره ای برای ما   (بخش سوم)

منبع: http://www.parssky.com

زمین سیاره ایست کوچک در بیکران فضا و یکی از نه سیاره ای(با محاسبه پلوتو كه البته در شهريور سال گذشته با راي منجمان از رديف سيارات منظومه شمسي خارج شد)  که در عرصه فضا به دور خورشید درحال گردش می باشند. خورشید یکی از بیلیونها ستاره ایست که کهکشان راه شیری را شکل می دهند و کهکشان راه شیری یکی از 100 بیلیون کهکشانیست که جهان را تشکیل داده اند.  

سنگ های زمین

قسمتهای جامد زمین از سنگهایی تشکیل می شوند که گاهی از یک نوع ماده معدنی و در اغلب موارد با ترکیبی از چندین نوع مختلف ماده معدنی به وجود آمده اند. زمین شناسان سنگ ها را بر اساس منشا آنها طبقه بندی کرده اند. سنگهای آتشفشانی، سنگهایی هستند که در اثر انجماد مواد مذاب شکل گرفته اند. سنگهای رسوبی، هنگامی به وجود می آیند که مواد شیمیایی حل شده یا ذرات سنگها ، توسط باد، آب و یا توده های یخ به صورن لایه لایه به مرور زمان رسوب کرده و جامد می شوند. سنگهای دگردیس نیز به سنگهایی گفته می شود که در اعماق پوسته زمین، تحت حرارت و فشار از نوعی به نوعی دیگر تبدیل می شوند. سنگهای آذرین یا آتشفشانی از انجماد مواد مذابی به نام "مگما" یا "خمیر مواد معدنی" به وجود می آیند. درون زمین جامد است نه مذاب اما بسیار داغ است. در پائین پوسته دما 1000 درجه سانتیگراد می باشد. در برخی قسمتهای پوسته، به ویژه قسمتهایی که آب در آن جریان دارد، شرایط برای ذوب شدن سنگها مهیا می باشد چراکه نقطه ذوب در آن نواحی پائین تر است. در جاهائیکه شرایط مناسب است، مگما بخش های زیرین و داخلی پوسته را شکل می دهد. قسمتی از این مگما، توسط آتشفشانها به صورت مواد مذاب از دهانه آتشفشانها بیرون آمده و به سطح زمین می رسند. البته قسمت اعظم مگما هرگز به سطح زمین نمی رسد. آنها اغلب تدریجا در پوسته سرد می شوند و ممکن است که در اثر فرسایش متلاشی گردند. به این سنگ های آتشفشانی پلاتونیک (Plutonic) می گویند. سنگ های پلاتونیک به آهستگی سرد می شوند. در طی این سرد شدن تدریجی، مواد معدنی آنها کریستالهای بزرگی را به وجود می آورند. پلاتونیک ها از دیگر سنگ های آتشفشانی زبر تر و خشن ترند. سنگ های آتشفشانی یا با سیلیکا غنی شده و مقدار کمی آهن و منیزیوم دارند یا بالعکس.  به سنگهای آتشفشانی که از لحاظ آهن، غنی و از لحاظ سیلیکا ضعیفند، بازالت گفته می شود و به پلاتونیک هایی که سرشار از سیلیکا می باشند، گرانیت گفته می شود. گرانیت تقریبا لایه های زیرین اغلب قاره ها را پوشانده است و بازالت در کف همه اقیانوسها پیدا می شوند.

سنگ های رسوبی

سنگ های سطح زمین دائما در معرض حمله نیروهای شیمیایی و مکانیکی می باشند. به فرایند تجزیه سنگها فرسایش گفته می شود. آب در حل شدن مواد معدنی تاثیر گذار است. هنگامیکه آب یخ می زند، منبسط می شود. این انبساط کمک می کند تا دانه های مواد معدنی موجود در سنگها از هم جدا شوند. به علاوه، موجودات زنده مواد شیمیایی به وجود می آورند که به حل شدن سنگها کمک می کنند.  هنگامیکه سنگها تجزیه می شوند، مواد معدنی اغلب به همراه عامل فرسایش حرکت کرده و جریان پیدا می کنند. جریان آب سنگها را سایش می دهد. باد و توده های یخی نیز در فرسایش شرکت می کنند. فرسایش معمولا فرایند کند و آهسته ای می باشد اما در طی میلیونها سال، این فرایند می تواند حتی سنگ هایی که در چندین کیلومتری عمق سطح زمین می باشند را تحت تاثیر قرار دهد. مواد معدنی که همراه عوامل فرسایش جاری شده اند در نهایت با ته نشین شدن و رسوب کردن به سنگهای رسوبی تبدیل می شوند. سنگ ماسه از نمونه های سنگ های رسوبی است که با چسبیدن ذرات شن و ماسه به یکدیگر تشکیل می گردد. به برخی از سنگهای ر سوبی، بیوژنتیک می گویند. این سنگها در اثر کنشهای موجودات زنده به وجود می آیند. زغال سنگ باقیمانده گیاهان چوبیست که بر اثر گرما و فشار در طی سالها به سنگ تبدیل می شوند. سنگ آهک توسط موجودات دریایی میکروسکوپی شکل می گیرد. این موجودات از خود پوسته ای محافظ از جنس کربنات کلسیوم ترشح می کنند. پس از مرگ این جانداران، پوسته باقی مانده و تبدیل به سنگ آهک می شود.

سنگ های دگردیس

وقتی سنگها به عمق زمین می رسند، داغ می شوند. پوسته زمین در هر یک کیلومتر به سمت عمق، 25 درجه سانتیگراد گرمتر می شود. در عمق 6/1 کیلومتری عمق سطح زمین، فشار برابر 360/41 کیلوپاسکال می باشد. هنگامیکه سنگها در معرض چنین فشار و گرمایی قرار می گیرند، مواد معدنی شروع به واکنش نموده و سنگها تبدیل به سنگهای دگردیس می شوند. شماری از این سنگها حاوی بخشهای قابل شناسایی می باشند که بیان گر منشا آنها می باشد اما بعضی از آنها به قدری دستخوش تغییرات می شوند که تنها ترکیبات شیمیایی آنها مدارکی برای شناسایی منشا آنها در اختیار می گذارند.

چرخه های زمین

زمین می تواند مانند یک سیستم غول پیکر از چرخه های فعال تصور شود. در هر چرخه، ماده و انرژی از جایی به جایی دیگر منتقل می شود و ممکن است که تغییر شکل دهد. در نهایت ماده و انرژی به جای نخستین خود بازگشته و چرخه از اول آغاز می شود. چرخه ها بر همه چیز در این سیاره تاثیر می گذارند از وضعیت آب و هوا تا شکل مناظر . چرخه های گوناگونی روی زمین و درون آن وجود دارند تعدادی از مهمترین آنها عبارتند از 1) گردش جوی 2) جریان اقیانوسها 3) انتقال حرارت سراسری 4) چرخه آب 5) چرخه سنگ ها

گردش جوی

هوای گرم شده توسط خورشید نزدیک استوا، بالا آمده و به سمت قطبهای زمین حرکت می کند و دوباره به سطح زمین برگشته و به سمت استوا جریان پیدا می کند. این حرکت، به همراه حرکت وضعی زمین، گرما و رطوبت را در سرتاسر سیاره به حرکت در آورده و منجر به ایجاد بادها و الگوهای وضعیت آب و هوا می شود. در برخی مناطق، جهت وزش بادها در فصول تغییر می کند. این الگوها را بادهای موسمی می نامند. در تابستان هوا بر فراز آسیا توسط خورشید گرم شده، بالا می رود و هوای مرطوب را از اقیانوس هند با خود می کشد و منجر به بارندگی های روزانه در اغلب کشورهای جنوب آسیا می گردد. در زمستان، هوا بر فراز آسیا سرد می شود و بیشتر رطوبت موجود را دور کرده در نتیجه هوا خشک می شود. مشابه این الگو در اقیانوس آرام نزدیک مکزیک نیز رخ داده و هوای مرطوب و طوفان را در تابستان به جنوب غربی ایالات متحده می برد.    

 جریان اقیانوسها

جریان اقیانوسها با وزش بادها حرکت نموده و الگوی مشابهی را پیش می گیرد. قاره ها مسیر حرکت اقیانوسها را سد می کنند. جریان اقیانوسها در نزدیک استوا در جهت غرب است و سپس به سمت قطب ها می روند، هنگامیکه به یک قاره برخورد کنند به سمت شرق می روند و سپس به استوا باز می گردند.

انتقال حرارت سراسری

انتقال حرارت سراسری، چرخه بزرگ آب اقیانوسهاست که گرما را در همه زمین توزیع می کند. آب در نواحی قطبی بسیار سرد، شور و سنگین است. این آب به زمین فرو می رود و با حرکت در مسیر کف دریا به استوا می رسد. در نهایت، آب در قسمتهای مرزی قاره ها بالا آمده و با آبهای جاری در سطح زمین ترکیب می شود. وقتی که این آب به مناصق قطبی می رسد، دوباره فرو می رود. این حرکت سه بعدی آب گرما را در اقیانوسها مخلوط می کند و آبهای قطبی را گرم می کند. این چرخه همچنین منجر به بالا آمدن مواد مغذی از عمق اقیانوسها به سطح زمین می گردد که در اختیار گیاهان دریایی و جانوران قرار می گیرند.

چرخه آب

آب اقیانوسها تبخیر شده و به جو می روند و نهایتا به شکل برف یا باران به زمین می ریزند. آبی که به زمین می رسد باعث تجزیه سنگها، تغذیه گیاهان و پوشش دادن مناظر می شود. سرانجام این آبها به دریاها رفته و چرخه از اول آغاز می گردد.

چرخه سنگ ها

تنوع سنگ ها در زمین به دلیل وجود فرایندهای فعال، نسبت به سایر سیارات بسیار بیشتر است. زمین شناسان برای توضیح نسبتهای گونه های مختلف سنگها با یکدیگر از چرخه سنگها صحبت می کنند. این چرخه می تواند از جریان مواد مذاب آتشفشانی و سرد شدن آنها برای تشکیل سنگهای آذرین آغاز شود. هنگامیکه این سنگها در معرض آب قرار می گیرند تجزیه شده در نتیجه مواد معدنی با رسوب تبدیل به سنگهای رسوبی می شوند. این سنگها در نهایت به اعماق زمین می رسند و در اثر گرما و فشار به سنگهای دگردیس تبدیل شده و در نهایت مذاب گشته و به موادی برای تشکیل سنگهای آذرین تبدیل می شوند. سنگها به ندرت در یک چرخه کامل قرار می گیرند. در عوض بعضی از مراحل حذف و بعضی تکرار می شوند.

پايان بخش سوم ( ادامه دارد...)

بیابان های ایران

بيابان؛ سفره پربركت، اما متروك ايران

http://www.hamshahri.org/News/?id=12330

 

در گذشته‌هاي دور، به خاطر نبود صنعت، زندگي مردم از طريق دامداري و كشاورزي مي‌گذشت و فكر مي‌كردند كوير مايه بدبختي و نكبت است. زيرا خاك آن قابل كشت براي گياهان زراعي نبود و حتي محصولاتي مانند پسته و خرما هم در آن به عمل نمي‌آمد اما امروزه كوير به‌خاطر جاذبه توريستي و مناظر زيبايي كه دارد، به عنوان منابع درآمد ياد مي‌شود، ضمن اينكه املاح فراواني كه از كوير به دست مي‌آيد مي‌تواند در صنعت مورد استفاده قرار بگيرد.

عجايب كوير ايران

دكتر حميد عباس‌نژاد مدرس دانشگاه مي‌گويد: «منطقه گندم بريان شهداد كه گرم‌ترين نقطه كوير در جهان و در قلب ايران به شمار مي‌رود، به كره ماه مي‌ماند و گدازه‌هاي سياه رنگ واقع در اين منطقه، نور خورشيد را بيش از حد معمول جذب مي‌كند و باعث افزايش بيش از حد دما مي‌شود. همچنين برخي لايه‌هاي شكل گرفته در كوير، از نظر زمين شناسي غير قابل باروري است».

شهداد، در شرق ارتفاعات كرمان با نخلستان‌ها و باغ‌هاي مركبات و نيز آثار تمدن شش هزار ساله «آراتا» از ديدني‌هايي است كه به راستي در طبيعت نفس‌گير كوير، نفس هر طبيعت‌گردي را مي‌گيرد.‌

پرفسور پرويز كردواني بيابان‌شناس معروف نيز اين منطقه را به دليل وجود گدازه‌هاي آتشفشاني، گرم‌ترين نقطه كره زمين به شمار آورده كه دماي آن در تابستان در سايه به 60 درجه سانتيگراد بالاي صفر نزديك مي‌شود.

 وي با اشاره به تپه‌هاي تخم‌مرغي شكل در كوير شهداد كه به‌طور منظم چيده شده‌اند، مي‌افزايد: «در بيابان شهداد، هيچگونه حيات، موجود زنده و حتي باكتري وجود ندارد و شايد يگانه نقطه فاقد حيات در كره زمين محسوب ‌شود، سرزميني كه هنوز بسياري از طبيعت‌گردان، كاشفان و ديرين‌شناسان جهان آرزوي بازديد و پيمايش تمامي آن را دارند. شهداد با هفت هزار سال تاريخ مستند، يكي از كهن‌ترين تمدن‌هاي بشري است.

 منطقه گندم‌بريان به مساحت 480 كيلومتر، جايي در داخل اين كلوت‌هاست. هر باراني كه بر كوير لوت مي‌بارد، صورتي تازه براي هر كلوت مي‌سازد و باد و باران، دو معمار قسم خورده کلوت‌اند. در اين منطقه به علت گرماي زياد، دانه گندم به حالت برشته درمي‌آيد و به همين خاطر به آن «گندم بريان» گفته مي‌شود».

پروفسور كردواني همچنين مي‌گويد: «سوراخ‌ نبودن لايه ازون در فضاي بالاي كوير لوت از مهم‌ترين قابليت‌هاي اين دشت بزرگ ايران است و اشعه آفتاب در كوير لوت نه تنها خطرناك نيست، بلكه خاصيت درماني نيز دارد، بنابراين، ماسه درماني و آفتاب‌درماني از قابليت‌هاي مهم كوير لوت است».

به گزارش خبرگزاري ميراث فرهنگي، وي يكي ديگر از جاذبه‌هاي گردشگري اين منطقه را برنزه كردن پوست براي گردشگراني كه علاقه بسياري به اين امر دارند، مي‌داند، ضمن اينكه توريست‌‏ها نيز در شب، كوير لوت را محل مناسبي براي رصد ستارگان مي‌‏دانند.

براساس گزارش‌هاي موجود، درجه حرارت در قسمت مياني كوير لوت بسيار بالاتر از صحراي آفريقا و نواداست، به طوري كه صحراي آفريقا و عزيزيه ليبي 57 درجه است اما در دشت لوت 65 درجه گزارش شده است. يك ژنرال انگليسي در ايران پس از ديدار از كلوت‌ها مي‌گويد: «آثار مهم كلوت‌ها از عجايب طبيعت است و كسي كه از اين منطقه عبور مي‌كند، از شگفتي آن به خود مي‌لرزد و اين حس القا مي‌شود كه انسان در ساخت و ساز آنها نقش داشته است».

نگرش جهاني به كوير

سازمان ملل متحد سال ۲۰۰۶ را به عنوان سال بين‌المللى کوير و کويرزدايى نام‌گذارى کرد. اين اقدام به منظور افزايش آگاهى عمومى مردم جهان به منظور حمايت از تنوع زيستى سرزمين‌هاى خشک که يک‌سوم کره زمين را تشکيل مى‌دهند و نيز حمايت از دانش بومى ۲ ميليارد انسانى که در کوير زندگى مى‌کنند صورت گرفته است.

غول بيابان بيدار مي‌شود

دانشمندان پيش‌بيني مي‌كنند زمين تا سال 2100 ميلادي خشكسالي‌هاي شديد به خود خواهد ديد و تا آن زمان 30 درصد كل اين سياره خاكي بيابان مي‌شود. به گزارش ايسنا، خشكسالي بيشتر دامن كشورهاي پيشرفته را خواهد گرفت و فوج عظيم گرسنگان و تشنگان در اين سرزمين‌ها قد علم خواهند كرد چرا كه كشاورزي اين كشورها نابود خواهد شد. 

 بيابان‌زايي پديده‌اي است كه باعث كاهش قوه بارخيزي و توليدي خاك مي‌شود و حدود 14 درصد مردم جهان در مناطق كويري و بياباني زندگي مي‌كنند. دكتر محمدطاهر نظامي مدرس دانشگاه نيز معتقد است: «خشكي و كم آبي، شور شدن، قليايي، زه‌دار شدن و از بين رفتن عناصر حاصلخيز خاك از عوامل اصلي بيابان‌زايي هستند كه نهايتاً منجر به ضعف پوشش گياهي مي‌شوند كه محدوديت زندگي گياهي و جانوري را به دنبال دارد».

وي با اشاره به مناطق خشك و نيمه خشك دنيا كه 40 درصد سطح كره خاكي را تشكيل مي‌دهند، يادآوري كرد: حدود 800 ميليون نفر از مردم جهان در مناطق كويري و بياباني زندگي مي‌كنند». اين مدرس دانشگاه اكوسيستم‌هاي بياباني را ضعيف و شكننده مي‌داند و مي‌افزايد: «‌بي‌توجهي به مراتع فقير و چراي نامناسب و بي رويه باعث تبديل آن اراضي به بيابان مي‌شود، دخالت‌هاي غلط انسان در طبيعت باعث شده شتاب بيابان‌زايي از فعاليت‌هاي بيابان‌زدايي پيشي بگيرد به‌طوري كه به گفته برخي كارشناسان هر سال بخش عظيمي از كشور با شدت يك درصد به سوي بيابان‌زايي پيش مي‌رود».

  وي با اشاره به برنامه‌هاي اصلاح مراتع بياباني از 40 سال پيش تاكنون تصريح كرد: «نهال‌كاري، بذركاري، عمليات نظارت، قرق بخش عظيمي از مناطق بحراني، تثبيت تپه‌هاي شني متحرك و حتي استفاده از مالچ نفتي از جمله اقداماتي است كه در جهت بيابان‌زدايي انجام گرفته است».

ايران، يكي از كشورهاي پيشرو و با سابقه در اجراي برنامه‌هاي بيابان‌زدايي در منطقه و جهان است و در سال‌هاي پيش از انقلاب با اجراي موفق طرح‌هاي مبارزه با بيابان‌زايي، مردمي كه گرفتار غول بيابان بودند به همكاري با مجريان طرح پرداختند و در نهايت ايران جزو پنج كشور موفق در اجراي برنامه‌هاي مهار بيابان‌زايي و تثبيت شن‌هاي روان شناخته شد و در سال‌هاي اخير نيز امكانات و بودجه براي بيابان‌زدايي دو تا سه هزار برابر شده، اما به دليل مديريت ضعيف بخش منابع طبيعي غول بيابان دوباره به پا‌خاسته و فعال شده است.          

زمین، گهواره ای برای ما

زمین، گهواره ای برای ما  (بخش اول)

منبع: http://www.parssky.com

 

زمین سیاره ایست کوچک در بیکران فضا و یکی از نه سیاره ای(با محاسبه پلوتو كه البته در شهريور سال گذشته با راي منجمان از رديف سيارات منظومه شمسي خارج شد)  که در عرصه فضا به دور خورشید درحال گردش می باشند. خورشید یکی از بیلیونها ستاره ایست که کهکشان راه شیری را شکل می دهند و کهکشان راه شیری یکی از 100 بیلیون کهکشانیست که جهان را تشکیل داده اند.                                    

سیاره زمین تنها ذره کوچکی از عالم است، اما خانه انسان و در واقع خانه ای برای تنها گونه های یافت شده حیات در کل جهان می باشد. حیوانات، گیاهان و دیگر ارگانیزم های حیات تقریبا در همه جای سطح زمین وجود دارند. آنها می توانند در روی زمین به حیات ادامه دهند چرا که این سیاره در فاصله مناسبی نسبت به خورشید قرار گرفته است. بیشتر گونه های حیات به گرما و نور خورشید برای ادامه زندگی خود نیاز دارند. اگر زمین اندکی به خورشید نزدیک تر بود گرما و حرارت زیاد آن همه این گونه ها را می سوزاند و اگر قدری از خورشید دورتر بود بر اثر کمبود انرژی خورشید حیات در روی آن از بین می رفت. برای ادامه حیات وجود آب نیز ضروری می باشد که زمین سرشار از آن است. آب بیشتر سطح زمین را پوشانده است. مطالعه زمین، زمین شناسی یا ژئولوژی نام دارد. زمین شناسان با بررسی عوامل فیزیکی زمین، به چگونگی پیدایش و تغییرات آنها پی می برند. بر روی بیشتر قسمتهای زمین مانند قسمتهای درون آن، نمی توان به طور مستقیم تحقیق نمود. زمین شناسان با بررسی نشانه ها و صخره ها به روش هایی برای شناخت غیر مستقیم این سیاره می پردازند. البته امروزه، زمین شناسان می توانند با اطلاعات به دست آمده از فضا نیز به بررسی زمین بپردازند.

سیاره ای به نام زمین

در میان نه سیاره موجود در منظومه شمسی، زمین رتبه پنجم از لحاظ اندازه را به خود اختصاص می دهد. قطر آن حدود 13.000 کیلومتر است. مشتری، بزرگترین سیاره منظومه شمسی قطری 11 برابر قطر زمین را دارد و پلوتو به عنوان کوچکترین سیاره دارای قطری کمتر از یک پنجم زمین می باشد. زمین نیز مانند بقیه سیاره ها در مداری با فاصله 150 میلیون کیلومتر به دور خورشید در گردش است و هر دور خود را در مدت 365 روز تکمیل می کند. فاصله پلوتو، دورترین سیاره از خورشید 40 برابر فاصله زمین از خورشید است و در هر 248 روز زمینی یکبار دور خود را تکمیل می نماید.

 حرکت زمین

زمین دارای سه نوع حرکت است: 1) حرکت وضعی حول محوری فرضی که از دو قطب شمال و جنوب آن عبور می کند. 2) حرکت انتقالی در مداری به دور خورشید. 3) حرکت در راه شیری به همراه خورشید و دیگر اجرام منظومه شمسی.24 ساعت زمان لازم است تا زمین یک دور وضعی خود را تکمیل کند. این زمان را روز خورشیدی می گویند. در طی یک روز خورشیدی، زمین مقداری نیز در مدار خود حرکت می کند بنابراین مکان ستارگان درآسمان هرشب دچار اندکی تغییر می شود. مدت زمان واقعی یک دور حرکت وضعی زمین معادل 23 ساعت و 56 دقیقه و 09/4 ثانیه می باشد. این زمان را روز نجومی زمین می نامند. روز نجومی از روز خورشیدی کوتاه تر است بنابراین ستارگان هر روز 4 دقیقه زودتر در آسمان دیده می شوند. گردش زمین به دور خورشید 365 روز و 6 ساعت و 9 دقیقه و 54/9 ثانیه به طول می انجامد. این دوره زمانی سال نجومی خوانده می شود. از آنجائیکه حرکت وضعی زمین در انتهای هر سال به یک عدد کامل نمی رسد، ترتیب تقویم در هر سال معادل 6 ساعت نسبت به ترتیب فصول متفاوت می شود. برای هماهنگی تقویم و فصول، هر چهار سال یکبار 1 روز به تقویم اضافه می شود تا عدم تناسب برطرف گردد. سالهایی که یک روز اضافی دارند سال کبیسه نامیده می شوند. در تقویم میلادی یک روز اضافه در آخر دومین ماه سال یعنی فوریه قرار می گیرد و در تقویم خورشیدی یک روز به آخر اسفند ماه اضافه می گردد. مسافت مدار زمین به دور خورشید 940میلیون کیلومتر است و زمین این مسافت را با سرعت 107.000 کیلومتر در ساعت و یا 30 کیلومتر در ثانیه طی می کند. محور طولی زمین به شکل عمودی، صفحه مداری را قطع نمی کند بلکه نسبت به آن زاویه ای حدود 5/23 درجه دارد. این شیب و حرکت زمین به دور خورشید باعث پدیدار گشتن فصول می شوند. در دی ماه، نیمکره شمالی زمین، به دلیل شیب محور طولی، دورتر از خورشید قرار می گیرد. نور خورشید با شدت کمتری به نیمکره شمالی می رسد و در این هنگام این بخش از زمین، زمستان را پشت سر می گذراند. در خرداد ماه وضعیت شیب زمین تغییر می کند و این بار نیمکره جنوبی در قسمتی از شیب قرار می گیرد که از خورشید دورتر است در نتیجه نوبت به این نیمکره می رسد که زمستان را تجربه نماید. مدار زمین دایره کامل نیست. در اوایل دی ماه زمین به خورشید نزدیکتر و در خرداد ماه کمی دورتر است. فاصله زمین از خورشید در ماه دی 1/147 میلیون کیلومتر و در ماه خرداد 1/152 میلیون کیلومتر می باشد. تاثیر این پدیده در سرما یا گرمای زمین بسیار کمتر از پدیده شیب زمین است.زمین و منظومه شمسی عضو یک صفحه ستاره ای وسیع به نام کهکشان راه شیری می باشند. درست همانگونه که ماه به دور زمین و سیارات به گرد خورشید در چرخشند، خورشید و دیگر ستارگان به دور مرکز راه شیری در گردش می باشند. منظومه شمسی حدودا در فاصله دو پنجم از مرکز راه شیری قرار گرفته و با سرعت 249 کیلومتر در ثانیه حول مرکز آن در گردش است. منظومه شمسی در هر 220 میلیون سال یکبار حول مرکز کهکشان گردش می کند.

شکل و اندازه زمین

بیشتر مردم زمین را مانند یک توپ، با قطب شمال در بالا و قطب جنوب در پایین آن به تصویر می کشند. در واقع زمین، دیگر سیارات، قمرهای بزرگ و ستارگان و هر جرم دیگری که قطر آن بیشتر از 320 کیلومتر باشد، گرد است و این به دلیل نیروی گرانش آن جرم می باشد. گرانش همه مواد را به داخل و به سمت مرکز می کشد. قمرهای کوچک مانند دو قمر مریخ، گرانش بسیار کمی دارند. کمتر از آنچه باعث گرد شدنشان شود. برای بدن های ما "پایین" همیشه در راستای مسیر کشش گرانش و به سمت مرکز زمین است. ساکنین اسپانیا و نیوزیلند دقیقا در دوسمت مخالف زمین قرار گرفته اند ولی هر دوی آنها "پایین" را به سمت مرکز زمین و "بالا" را به سمت آسمان می دانند. گرانش در سیارات دیگر و اقمار آنها نیز به همین شیوه عمل می کند. با این حال زمین به طور کامل گرد نیست. گردش وضعی آن باعث گردیده است که قسمت مرکزی آن یا استوا، دچار برآمدگی گردد. قطر زمین از قطب شمال تا قطب جنوب آن 54/12.713 کیلومتر است در حالیکه قطر آن در منطقه استوا 32/12.756 کیلومتر می باشد. این اختلاف 78/42 کیلومتری تنها 298/1 ام قطر زمین است. این مقدار بسیار اندک است به همین دلیل در عکسهایی که در فضا از زمین گرفته شده اند محسوس نمی باشد و این سیاره کاملا گرد به نظر می رسد.برآمدگی زمین همچنین باعث می شود که محیط زمین پیرامون استوا بیشتر از محیط آن پیرامون قطبها باشد. محیط این سیاره دور استوا 16/40.075 کیلومتر و دور قطبها 40.008 کیلومتر است. از آنجائیکه محیط زمین در جنوب استوا بیشتر است، زمین اندکی گلابی شکل است. زمین همچنین دارای کوهستانها و دره هایی در سطح می باشد ولی از آنجائیکه ابعاد این قسمتها نسبت به اندازه کل زمین بسیار ناچیز است لذا این سیاره از فضا مسطح به نظر می آید.

قمر زمین

زمین و پلوتو دارای یک قمر می باشند. عطارد و ونوس هیچ قمری نداشته و سایر سیارات منظومه شمسی هر کدام دارای دو یا چندین قمر هستند. قطر ماه، قمر زمین، 3.474 کیلومتر، حدود یک چهارم قطر زمین است. گرانش خورشید با ماه و زمین به مانند یک جرم واحد رفتار می کند. جرم واحدی که مرکز آن در نقطه 1.600 کیلومتری زیر سطح زمین قرار گرفته است. این نقطه "مرکز مشترک" ماه و زمین است. مسیر حرکت نقطه "مرکز مشترک" به دور خورشید، یک منحنی صاف است. زمین و ماه همانطور که به دور خورشید در گردشند، دور "مرکز مشترک" نیز می چرخند. حرکت ماه و زمین حول "مرکز مشترک" باعث لرزش در مسیر حرکت آن دو حول خورشید می گردد.

لایه های زمین

زمین از لایه ها یا پوسته های متعددی تشکیل شده است. لایه هایی شبیه به پیاز. بخش جامد زمین شامل لایه نازک خارجی یعنی پوسته زمین و لایه ضخیم سنگی در زیر پوسته، یعنی جبه آن می باشد. پوسته و لایه بالایی جبه را "سنگ کره" یا لیتوسفر (lithosphere) می گویند. در مرکز زمین، هسته قرار دارد. قسمت بیرونی هسته، مایع و قسمت داخلی آن جامد است. بیشتر سطح زمین پوشیده از آب و یخ می باشد و هیدروسفر (hydrosphere) یا "آب کره" نامیده می  شود. زمین با لایه ای نازک از هوا به نام جو یا اتمسفر (atmosphere) احاطه شده است. به مجموع بخش های هیدروسفر، جو و قسمتهای جامد که حیات در آنها جریان دارد، بایوسفر (biosphere) یا "زیست کره" اطلاق می گردد.

پايان بخش اول (ادامه دارد...)

حوض سلطان

 واحدهاي ژئومرفولژيكي در محدوده ي جغرافيايي درياچه ي حوض سلطان

 

منبع:وبلاگ كلاس جغرافي

 

مقدمه

 

اين منطقه بين َ45/ْ34 تا َ15/ْ35 عرض جغرافيايي و َ45/ْ50 تا َ15/ْ51 طول جغرافيايي قرار دارد. مورفولژي اين منطقه ، معلول تاثير عوامل مرفوژنتيك متعددي است كه در آن اثر مشترك عوامل اقليمي ، ساختماني و سنگ شناسي به نحو بارزي به چشم مي خورد.

 

1- كوه ها و ارتفاعات

 

1-1 كوه ها و ارتفاعات شمال درياچه حوض سلطان

 

1-1-1-تاقديس ها :

 

چهره عمومي شمال منطقه به صورت تاقديس وسيعي است كه به نام تاقديس علي آباد ، نام گذاري شده است . اين تاقديس داراي امتداد شمال غربي – جنوب شرقي است.بلندترين نقطه ارتفاعي تاقديس 1700 متر با چندين فركانس ارتفاعي و پست ترين نقطه آن داراي ارتفاع 1200 متر است.

هسته ي اين تاقديس را توده هاي آذرين آندزيتي تشكيل مي دهند و لايه هاي رسوبي دريايي و سنگ هاي آذرين خروجي كه به صورت لايه هايي در آمده اند ، اطراف اين هسته ي مركزي قرار دارند .از نظر زماني سنگ هاي اين تاقديس متعلق به دوره ي ائوسن بوده است .

 

2-1-1- ناهمواري هايي با ساختمان تك شيبي (شبه كواستا)

 

اين ناهمواري ها در شمال و غرب درياچه ي حوض سلطان ( ارتفاعات علي آباد ) قرار گرفته است . قسمتي از اين ارتفاعات مانند غالب برجستگيهاي ايران مركزي ، شبه كوآستا بوده و با بريدگي مشخصي كه شيب دو طرف آن يكسان نيست ، مشاهده مي شود .

 

3-1-1- تپه ها

 

اين واحد ژئومرفولژيكي در شمال شرق حوض سلطان قرار گرفته است . اين تپه ها از سازند قرمز فوقاني ( لاي سنگ گچ دار ، لايه هاي ماسه اي و مارني ) تشكيل شده اند . اين تپه ها شديدا مورد فرسايش آب ،قرارگرفته است . فرسايش شياري ، اين تپه ها را دستكاري و سپس فرسايش خندقي را به وجود آورده است و چهره ي بدلند( هزار دره ) به وضوح قابل مشاهده است .

 

2-1- كوهها و ارتفاعات جنوب درياچه ي حوض سلطان

 

1-2-1- تاقديس :

 

 جنوب حوض سلطان را ارتفاعاتي تشكيل مي دهند كه به شكل تاقديس وسيعي بوده و در جهت تقريبا غربي – شرقي كشيده شده است . خط تقسيم آب بر نقاط مرتفع اين تاقديس ، منطبق است كه دو حوضه ي انتهايي مستقل به وجود آورده است : يكي حوض سلطان و ديگري مسيله .

 

2-2-1- نا همواري هاي منفرد ( اينسلبرگ ها )

 

اينسلبرگ ها ، ناهمواري هاي منفرد با ارتفاع متغيري هستند .اين ارتفاعات يا براثر فرسايش تفريقي و يا بر اثر گسل ايجاد شده اند .

 

2- دشت

 

1-2- ناوديس رود قره چاي :

 

اين ناوديس يك دشت نسبتاوسيع وهموار در جنوب درياچه است وجنس مواد تشكيل دهنده ي آن ، مواد آبرفتي جديد است. رود قرچاي از جهت غرب وارد اين ناوديس شده به طوري كه از جهت جنوب غرب ، قمرود در محلي به نام پل دلاك به رود قره چاي مي ريزد و رود مسيله را مي سازند. اين رود ، مخروط افكنه ي بزرگي را ايجاد كرده است.

 

2-2- دشت آبرفتي ( با هادا )

 

در شرق درياچه ، فقط باهادا وجود دارد كه به پلايا ي حوض سلطان ختم مي شود . اين دشت آبرفتي حاصل تراكم مواد آبرفتي رود هاي شور (درشمال) و مسيله (درجنوب) است. اين دشت از مواد كواترنري رس و سيلت تشكيل شده كه يك كفه ي رسي را ايجاد كرده است.

 

 

 

 

3-2- دشت سر(گلاسي)

 

دامنه هاي حاشيه ي پلايا ي حوض سلطان ، به گلاسي هاي وسيعي محدود مي شود . شيب اين گلاسي ها از بالا به طرف پائين به تدريج ، منظم و يكنواخت كاهش مي يابد . از طريق دشت سرها ، جريان آبي موقتي از آبخيز سرچشمه مي گيرند و به وسيله  خشكرودها تخليه و به پلاياي حوض سلطان وارد مي گردند .

 

3- پلايا

 

درياچه ي  حوض سلطان جزء واحد ژئومرفولژيكي پلايا محسوب مي شود . اين واحد داراي 2400 كيلو متر مربع در ارتفاع 800 متري از سطح درياي آزاد قرار گرفته و داراي شيب كمتر از1 درصد است . اين پلايا به گلاسي هاي كاوشي محدود مي شود . پلاياي حوض سلطان ، فرو رفتگي نامتقارني بوده و درجهت شرق به غرب كشيدگي دارد . اين پلايا شامل دو پلاياي تقريبا از هم جداست كه يكي به نام حوض سلطان و ديگري به نام حوض مره است .

در محيط پلاياي حوض سلطان ، ميزان تبخير بيشتر از ميزان آبي است كه به منطقه وارد مي شود ، از اين رو ، تبخير فاكتور مهم در تشكيل پلايا محسوب مي شود . در اطراف پلاياي حوض سلطان با افزايش درجه ي شوري و كاهش تدرجي عمق آب  زير زميني ، نوارهاي رويشي ( هالو فيت ) مي توان مشاهده كرد .

واحدهاي ژئومرفولژيكي مسلط بر پلاياي حوض سلطان ، بر اساس عكس هاي هوايي عبات هستند از : مخروط هاي افكنه ، منطقه مرطوب و كوير كه مكانيسم پيدايش هريك تشريح مي گردند .

 

1-3- مخروطهاي افكنه :

 

اين مخروط هاي افكنه بر حاشيه ي پلاياي حوض سلطان مسلط هستند كه عامل ايجاد آنها ، سيلاب هاي فصلي مي باشند كه مهم ترين آن مخروط افكنه رود شور و مخروط افكنه رود مسيله است .

 

2-3- منطقه مرطوب :

 

اين واحد قبل از كوير است . در منطقه مرطوب ، سفره ي آب به قدري به زمين نزديك مي شود كه چنين به نظر مي رسد كه در سطح ، جريان دارند .

 

3-3- كوير

 

اين واحد در واقع ، مركز درياچه حوض سلطان را در بر مي گيرد . جايي كه نمك تبلور پيدا كرده است . قشر هاي نمك به شكل پوششي ، سطح كوير را مي پوشاند . حضور نمك در اين بخش بيشتر معلول گنبد هاي نمكي اشتهارد است كه به وسيله ي رود شور به اين ناحيه منتقل مي شود . رود قره چاي در شمال قم هنگام عبور از سازند نمكدار اليگو – ميوسن قم ، مقداري از املاح خود را حل كرده و به اين ناحيه حمل مي كند كه پس از تبخير در سطح زمين ، رسوب مي نمايند . در اين واحد ، اشكال چند ضلعي وجود دارد. اين پهنه ي كويري فاقد پوشش گياهي بوده و مساعدت خاصي براي ايجاد شرايط اكولژيكي وجود ندارد.

رنگين كمان

منبع:

http://jazirehdanesh.com

رنگين‌كمان يك پديده‌ي نورشناختي و هواشناختي است كه در اثر شكست نور خورشيد در قطره‌هاي آب به وجود مي‌آيد. در پي شكست نور طيفي از نور به صورت كماني رنگين پديدار مي‌شود كه نور قرمز در بيرون آن و نور بنفش در درون آن جاي دارد. گاهي كه دو رنگين كمان هم‌زمان با هم به وجود مي‌آيند، آرايش رنگ‌ها در دو كمان عكس هم است. رنگين كمان بيشتر پس از بارندگي پديدار مي‌شود، اما در جاهايي مانند آبشار كه قطره‌هاي آب در هوا پاشيده مي‌شوند نيز، ممكن است به وجود آيد.

  هنگامي كه پرتوهاي نور خورشيد به قطره‌هاي باران برخورد مي‌كنند، هنگام ورود به آن شكسته مي‌شوند و پس از بازتاب از سطح پشتي قطره، بار ديگر هنگام خروج از آن شكست پيدا مي‌كنند. در نتيجه، نور ورودي كه آميزه‌اي از طول موج‌هاي گوناگون است، با زاويه‌هاي گوناگون بازتاب مي‌يابد. از آن‌جا كه زاويه‌ي پرتوهاي نور بنفش و نور قرمزي كه به چشم ناظر مي‌رسند، با راستاي پرتوهاي نور خورشيد به ترتيب 40 درجه و 42 درجه است، نور بنفش در بيرون و نور قرمز درون كمان جاي مي‌گيرد و رنگ‌هاي ديگر بين اين دو هستند.

  رنگين‌كمان در واقع كمان نيست، بلكه دايره‌اي شكل است. ناظر پرتوهايي رنگي را مي‌بيندكه با زوايه‌ي بين 40 تا 42 درجه نسبت به راستاي نور خورشيد از قطره‌هاي باران بيرون مي‌آيند و به چشم او مي‌رسند. اين پرتوهاي بازتابش شده با چشم ناظر مخروطي را تشكيل مي‌دهند كه چشم ناظر در راس مخروط و مقطع آن مخروط به شكل دايره است. با وجود اين، رنگين‌كمان روي زمين به شكل نيم‌دايره ديده مي‌شود، زيرا سطح افق باعث مي‌شود براي ناظر زميني فقط نيمي از آن دايره ديده ‌شود. اگر كسي در هواپيما باشد، به شرط آن كه در ارتفاع زياد نباشد، دايره‌ي كامل مقطع مخروط را خواهد ديد.

  حقيقت ديگر درباره‌ي رنگين‌كمان اين است كه رنگين كمان موقعيت مشخصي در آسمان ندارد، بلكه يك پديده‌ي نورشناختي است كه جايگاه آن به موقعيت ناظر مربوط است. همه‌ي قطره‌هاي باران نور خورشيد را به شيوه‌ي يكساني بازتاب مي‌دهند، اما پرتوهاي نور فقط از برخي قطره‌هاي باران به چشم ناظر مي‌رسند. از اين رو، هيچ دو نفري نيستند كه يك رنگين‌كمان را ديده باشند و هر چشمي رنگين‌كمان خود را مي‌بيند.

  در پايان بهتر است بدانيم كه گذشتگان نظريه‌هايي در توجيه پديده‌ي رنگين‌كمان داشتند، اما نخستين دانشمندي كه اين پديده را به شيوه‌ي علمي درستي تشريح كرد، كمال الدين فارسي يا استادش قطب الدين شيرازي بود. كمال‌الدين فارسي كه با نظريه‌هاي نورشناختي ابن‌هيثم آشنا شده بود، آن‌ها را توسعه داد و همراه نظريه‌هاي خود در كتابي گردآورد. آن كتاب در دوره‌ي نوزايي اروپا به زبان لاتين ترجمه شد و مورد توجه راجر بيكن قرار گرفت. بيكن در كتابي كه درباره‌ي نورشناسي نوشت، به نظريه‌هاي ابن هيثم و كمال‌الدين فارسي اشاره كرده است و شيوه‌ي آزمايشي آن‌ها را براي پژوهش‌هاي درباره‌ي رنگين‌كمان به كار بسته است.

 تصويرهايي براي فهم بيشتر

 دو رنگين‌كمان پديدار مي‌شود

 رنگين‌كمان در نزديكي آبشار

 رنگين كمان بالاي سر نهنگ

 موقعيت خورشيد و رنگين‌كمان

 آن چه ناظر از رنگين‌كمان مي‌بيند

آیا می دانید آخرین زلزله مخرب تهران چه زمانی رخ داده است ؟

منبع: گام (سايت آموزش و پرورش تهران)

 

آخرین زمین لرزه محرب تهران در 27 مارس 1830 میلادی در اطراف دماوند و شمیرانات رخ داد و شمیرانات را ویران ساخت بر اثر این زمین لرزه 700 روستا در جاجرود و در مسیر دماوند به سمت سمنان ویران گردید و بیش از 500 نفر در دماوند کشته شدند. .کاروانسرای جاجرود و شهر تهران آسیب دید و 30 نفر در تهران کشته شدند و تمامی خانه های تهران آسیب دیدند و بخشی از بازار و قسمتی از ساختمان دربار و خانه های پیرامون فرو ریختند . ارگ تهران ، تالار بزرگ مدعوین و چند ساختمان بزرگ و سفارت انگلیس به سختی آسیب دیدند . خسارات وارده به تهران حدود یک میلیون تومان به قیمت آن سال تخمین زده شد مردم تهران همراه با خانواده های سلطنتی مدتی را در چادر ها به سر بردند . شماری از ساختمان های دولتی در آمل ، ساری ، دامغان نیز آسیب دیدند .

منابع

1-      آمبرسز وملویل ( 1982 ) تاریخ زمین لرزه های ایران ترجمه رده ، 1370 انتشارات آگاه تهران

2-      دکتر محسن پور کرمانی ، لرزه خیزی ایران چاپ 1377 انتشارات دانشگاه شهید بهشتی

3-      بربریان . م 1362 پژوهش و بررسی لرزه زمین ساخت ایران زمین ، سازمان زمین شناسی کشور

ادامه نوشته

بادهاي 120 روزه سيستان

خلاصه اي از مقاله: بادهاي 120 روزه سيستان

نوشته : سيد رضا حسين زاده

فصلنامه تحقيقات جغرافيايي ، شماره 46 ، پاييز 1376

بادها

مقدمه:

در بين بادهاي محلي ايران بادهاي 120روزه سيستان كه در بخش شرقي سرزمين ايران براي مدتي از سال حاكميت مي يابند. محدوده وزش اين بادها را خراسان جنوبي تا سيستان و زمان آن را فصل تابستان بيان كرده اند. بنا به نوشته دكتر عليجاني در كتاب آب و هواي ايران ، باد 120 روزه سيستان در دوره گرم سال يعني از 15 خرداد تا 15 مهر به مدت 120 روز از ارتفاعات شمال شرقي ايران به سرزمين هاي جنوب شرقي ايران مي وزد. به گفته وي اين بادها در دامنه جنوبي البرز بسيار مطبوع و خنك است ، اما پس از عبور از بيابانهاي خشك دشت كوير و دشت لوت بسيار گرم و خشك مي شود به طوري كه در سيستان و بلوچستان پوشش گياهي را از بين مي بردو خسارات جبران ناپذيري را ببار مي آورد. با تغيير الگوي فشار در زمستان ،اين باد هم ازبين مي رود. در ساير منابع هم با اشاره به اين كه بادهاي 120 روزه سيستان معروف به بادهاي لوار ، دنباله بادهاي موسمي هندوستان است و از طريق افغانستان و خصوصاً در بيابان تار اين كشور قدرت يافته و با عبور از نواحي كم ارتفاع افغانستان چون دشت نا اميد وارد ايران مي شود. جهت وزش آنها در زابل به غلط شمالشرق – جنوبغرب ذكر گرديده است . در اين مقاله سعي مي شود ضمن ارائه اطلاعاتي دقيق تر از وضعيت بادهاي 120 روزه سيستان در شرق كشور ،ارتباط آن با الگوهاي فشار سطح زمين نيز بررسي و برخي اثرات مثبت و منفي آن بر سطح زمين مورد مطالعه قرار گيرد.

ادامه نوشته

گردو

ميوه گردو

نوشته : دكتر محمد حسين پاپلي يزدي و عباس جلالي

فصلنامه تحقيقات جغرافيايي ، شماره 38 ،پاييز1374

گردو نام گونه اي درخت است كه در سراسر جهان به خاطر ميوه و چوبش معروف است. گردوي ايراني يكي از 17 جنس ( در دانشنامه آمريكانا 20 جنس آورده است) اين گونه و مهمترين آنهاست. گردوي بومي دنياي قديم ،گردوي ايراني/ فارسي يكي از مهمترين درختان گردوي مناطق معتدله است. چوبهاي دكوري بسيار عالي از آن به دست مي آيد.

پيشينه كشت اين گونه ، آنقدر قديمي است كه خاستگاه آن  ناشناخته مانده است. بلنداي آن به بيش از30 و قطر تنه اش به 8/1 متر مي رسد. از مهمترين سخت چوبهاست و عمرش به چند صد سال مي رسد. ميوه گردو درون پوسته اي سخت با ضخامت متفاوت قرار دارد.

برگها مركبند و پوست آنها به رنگ روشن تا سفيد و در درختان جوان بسيار نرم و هموار است ولي با گذشت عمر خاكستري و تركدار مي شود.

خاستگاه اين درخت معلوم نيست ؛ هرچند كه عده اي معتقدند خاستگاه آن ايران و آسياي صغير است. درخت گردو را در اكثر نقاط ايران به ويژه نقاط كوهستاني و كوهپايه اي مي توان يافت.بهترين آب و هوا براي درخت گردو آب و هواي نيمه سرد و مرطوب و كم باران است. در سارسر ايران و از جمله خراسان ، به ويژه در دره هاي كوهستاني اين درخت پراكنده است .

هر چه از شمال خراسان به سمت جنوب پيش برويم رويش گردو به سوي كوهپايه هاي با ارتفاع بيشتر گسترش مي يابد. ارتفاع و شرايط اقليمي نقش مهمي در رشد اين درخت و مرغوبيت محصول آن دارد. در خراسان اين درخت حداكثر تا ارتفاع 2100 متري و در موارد بسيار استثنائي تا ارتفاع 2300 متري به شرط واقع نشدن در مسير باد رشد مي كند.

هرچه ارتفاع بيشتر باشد ؛ مغز گردو سفيدتر و مرغوب تر مي شود. مغز گردوي واقع در ارتفاعات پست ، تيره و در نتيجه كم ارزشتر از مغز گردوي واقع در ارتفاعات بلند است . اگر يگ دره ي كوهستاني ؛ مثلاً دره سررود واقع در كلات نادري را در نظر بگيريم از آبادي خواجه مراد ( 650 متري ) به طرف پايين كه هوا گرم است ، درخت گردو نمي رويد و اگر هم تك درختهايي باشد محصول آن مرغوب نيست . از اين آبادي و يا در حقيقت از اين ارتفاع (650 متري) به بالا درخت گردو وجود دارد و در مسير دره هر چه به طرف بالا تر حركت كنيم محصول گردو مرغوب تر مي شود . در آبادب باغكند در ارتفاع 1700 متر درخت گردو بسيار زياد و محصول آن نيز بسيار مرغوب است . در آبادي برده با ارتفاع 1870 متر باغات گردو خيلي كم است و در آبادي آبكمه با ارتفاع 2090 متري درخت گردو اصلاً وجود ندارد.

عوامل اقليمي نقش موثري در رشد درخت گردو دارند. گاه يم عامل اقليمي باعث مي شود كه در دو آبادي تقريباً هم ارتفاع ؛ در يكي گردو باشد و در يكي اصلاً نباشد يا بسيار كم وجود داشته باشد . مثلاًدر سرچشمه هاي رودخانه اترك در آبادي عمارت با ارتفاع 1700 متر درخت گردو بسيار كم است . يكي از دلايل عمده كمي درخت گردو در اين روستا جهت وزش باد است ، كه مانع مهمي در رشد درخت و عامل عمده سرمازدگي نهال در زمستان است. اما در دره يدك (سرچشمه ديگر اترك) با ارتفاع 1760 متر درخت گردو بسيار زياد است و محصول آن نيز بسيار مرغوب است؛ زيرا جهت اين دره به گونه اي است كه وزش باد نمي تواند مانع رشد نهال گردو باشد.

اسامي درخت :

اسم درخت و ميوه آن در مناطق مختلف خراسان با آواهاي گوناگون خوانده مي شود . در بيشتر نقاط خراسان  درخت و محصول آن را گردو مي نامند. اما در گيفان آن را جز(jes ) ، در گلمكان جَوز            ( jaws)و در مهويد جوز(jows )مي نامند . در حقيقت مهمترين اسامي اين درخت در خراسان گردو و جوز است.

كاشت:

كاشت دستي: گردو را ابتدا در خزانه مي كارند . براي اين كار ابتدا قطعه زمين مناسبي را در باغ انتخاب مي كنند ، حدود 100تا 150 گردوي بسيار خوب را از ميان گردوها دستچين كرده  و آنها را زير خاك مي كنند ( مثل روستاي فريزي ) در برخي روستاها ابتدا گردو را خيس كرده و سپس آنها را به اندازه 4 انگشت زير خاك مي كنند.(مثل روستاي گيفان)

نهال تا 3 سال در خزانه مي ماند . سال سوم ارتفاع نهال ها به 5/1 متر مي رسد . در اين موقع نهال را با ريشه و خاك از جاي در مي آورند. ريشه را در داخل گوني مرطوب مي پيچند تا از گزند در امان بماند و آن را  به محل اصلي كاشت درخت حمل مي كنند .

كاشت طبيعي: گردو هاي خودروي بسياري در طبيعت وجود دارد. در خراسان به كاشت خودرو (كلاغ كشت) مي گويند . كلاغها گردوهاي رسيده را كه معمولاً درشت ترين آنها نيز هستند؛ براي خوردن انتخاب مي كنند. تعدادي را مي خورند و تعدادي را در جاهايي دور از چشم و دسترس زير خاك پنهان مي كنند . همين كار باعث مي شود گردو رشد كند و نهال آن تبديل به درختي تناور شود.

كشتگاه دائمي:

گردوي آبي: گودالي قيفي با درازا و پهناي 1×1 و ژرفاي 5/0 متر در باغ مورد نظر حفر مي كنند و نهال را در آن مي كارند. اين نهالها در هر مدار گردش آب كه ممكن است بين 7 تا 18 روز باشد ،آب مي خورند.

گردوي ديمي: گودالي با اندازه هاي فوق را را در محل مورد نظر كه معمولاً در شيب دامنه هاي  رو به آفتاب است حفر مي كنند و نهال را در آن مي كارند. سعي مي شود نهال گردوي ديم در جايي كشت شود كه امكان جذب رطوبت و آب باران وبرف باشد. پس از كاشت نهال ديم چندين با با سطل به آن آب مي دهند تا نهال خود را در خاك بگيرد ، پس از آن گردوي ديم ديگر آبياري نمي شود.

درخت گردو:

گردوهاي معمولي در 6 يا7 سالگي به بار مي نشينند از اين زمان به بعد به آن (درخت گردو ) مي گويند. درخت گردو تنها در دوره سه ساله نهال بودن و سال اولي كه به كشتگاه دائمي آورده مي شود نياز به مراقبت و رسيدگي ويژه دارد پس از آن نگهدار اين درخت بسيار آسان است . براي گردوهاي آبي تنها كار ابياري و كوددهي انجام مي شود. براي گردوهاي ديم همين كارها را هم انجام نمي دهند.

گونه هاي گردو و نامهاي آن در خراسان:

ميوه گردو (جوز) بر پايه ويژگيهايي چون نازكي پوست ،يا دشواري بيرون آوردن مغز از پوسته و ريزي و درشتي آن در جاهاي گوناگون خراسان نامهاي مختلفي به خود گرفته است .

1- كاغذي / خوره خورده: بهترين و مرعوبترين گونه گردوست. با پوستي نازك كه با دست هم مي شكند. مغز سفيد و به آساني بيرون مي آيد. مغز اين گردو از همه گرانتر است. اين نام در بسياري از مناطق ايران و خراسان متداول است.

2- نَرمَك /مَته گِرد: پوستش از كاغذي سخت تر و داراي مغزي سفيد است كه به آساني بيرون مي آيد.

3- سوزني /كِلويي /جوالدوزي و... :پوستي نسبتاًسخت دارد و پس از شكستن مغز آن به سادگي از پوسته جدا نمي شود. و براي بيرون آوردن آن بايد از جوالدوز استفاده كرد.

4- معمولي / چينگ بلند و....: گردويي است با نوك تيز و مغز پر و خطهايي روي مغزش كه به چشم مي خورد.

5- شِگَلو / قِق : گردويي است ريز و گرد.

6- دَست رو نَشو : گردويي است كه مغز آن خاكستري رنگ است. گونه اي ناياب و در حال نابودي است .

بايد ياد آور شد كه از چندين دهه پيش گونه اي درخت گردوي به اصطلاح خارجي كاشته مي شود كه زود به بار مي نشيند و به خاطر سود آوريش همه به آن روي آورده اند؛ اما جنس گردوي آن چندان مرغوب نيست .در حاليكه گردوي بومي ايران در 7 سالگي به بار مي نشيند و عمر آن به بيش از چند صد سال مي رسد.

.....

كاربرد پوست سبز گردو( گيفان:پوكِله – فردوس:پوستِله)

1- رنگرزي: پوست سبز گردو كه آبدار است رنگي پايا دارد و در رنگرزي به ويژه در رنگ كردن نخ قالي به كار مي رود. پوست خشك شده آن را ابتدا آسياب مي كنند و سپس طي مراحلي از آن رنگي شكلاتي يا زيتوني متمايل به قهوه اي به رنگ گردويي يا جوزي تهيه مي كنند. تهيه رنگ از پوست گردو از زمانهاي كهن و تقريباً در سراسر ايران شناخته شده بوده است.

2- در برخي روستاها از پوست گردو به عنوان كود سبز استفاده مي كنند.

برگ گردو:

1- كود سبز

2- خوراك دام : برگ خشكيده گردو را با كاه مخلوط مي كنند و به دام مي خورانند.

3- درمانهاي سنتي: برگ گردو به عنوان داروي سنتي به كار مي رود. كساني را كه كوفتگي بدن داشته باشنددر تشكي پوشيده از برگ گردو مي خوابانند و لحاف را رويشان مي كشند تا بدنشان نرم شود. روستاييان  برگ گردو را به اصطلاح «گرم » مي دانند.

4- برگ گردو در دارو سازي به كار مي رود.

چوب گردو

چوب انواع گردو به ويژه گردوي پرسيا (فارسي / ايراني ) از زيبايي و ارزش خاصي برخوردار است. رنگ اين چوب از قهوه اي روشن تا شكلاتي متفاوت است كه بيشتر در ساختن اثاثيه منزل و دكور دفاتر و ادارت به كار مي رود . از چوب گردو در ساختن بدنه ي راديو ، تلويزيو ن ، قنداق تفنگ پيانو و تابوت و به مقدار محدود در راه آهن ،نرده ، تيرهاي چوبي و سوخت هم به كار مي رود. در دهه هاي اخير پوست گردو به صورت لايه هاي نازك (كمتر از يك ميليمتر) در مي آيد تا براي روكشي كارهاي چوبي به كار رود. يعني اين چوب هم براي كارهاي سخت و هم براي كارهاي چوبي زيبا كاربرد دارد. از چوب گردو در كارهاي هنري ؛بويژه مجسمه سازي استفاده مي شود.

چوب ميوه گردو:

سوخت: چوب ميوه گردو كه پس از شكستن و مغز كردن آن به دست مي آيد براي سوخت به كار مي رود.

هنر: در برخي كشورها به ويژه چين كارهاي ظريفي بر روي ميوه گردو انجام مي دهند . يكي از آن كارها كنده كاري است .

مغز گردو

تهيه مغز گردو يكي از اهداف اصلي كاشت گردوست.

خوراك: مغز گردو كاربردهاي خوراكي مختلفي به صورت خام و پخته ، تنها و آميخته با ساير غذاها دارد. گردو به علت فسفري كه دارد همراه با پنير خورده مي شود. در كشورهاي اروپايي ؛ بويژه فرانسه كاخانجات پنير سازي ، پنيرهاي مخلوط با گردو را به بازار عرضه مي كنند. در برخي مثل آلمان نانهايي كه گردو در خمير آن مخلوط شده است تهيه مي شود. در برخي روستاهاي خراسان نيز مغز گردو را مي سايند و سپس با خمير براي تهيه نان بخصوص براي تهيه فطير افطار ماه رمضان مخلوط مي كنند. ...

روغن: از مغز گردو روغن تهيه مي شود كه هم به صورت خوراكي و هم به صورت داروهاي سنتي به كار مي رود. روغن گردو در كارهاي صنعتي و هنري نيز كاربرد دارد .

 داروي سنتي: در بسياري از روستاها مثل فريزي مغز گردو را مي سوزانند و سوخته اش را براي بهبود دردها ؛ به ويژه پادرد به كار مي برند. در برخي روستاها مثل گيفان روغن گردو را براي چرب كردن زخمها مثلاً براي بهبود محل ختنه به كار مي برند.

آفتهاي گردو

گردو از درختهاي كم آفت است و در برابر بيماريهاي كياهي از خود پايداري نشان مي دهد. با اين همه آفتهايي هم دارد ؛ مانند شته كه به برگ و دم و ميوه گردو يورش مي برد. يكي از بيماريهاي گردو اين است كه درخت باد مي كند ، مي گويند درخت كَرشده است . براي درمان با تبري يك بِلِست / وجب قاچ مي دهند ، تا بادش در شود و سال ديگر گردو بدهد. كرم خوردگي بيماري است كه درخت را پوك مي كند.

تنها در سالهاي بسيار سرد و يخبندان كه برخي شاخه هاي نازك مي خشكند و يا يا درخت بار نمي دهد به هنگام جهيدن آذرخش اگر درخت در پناه نباشد ، همه گردوهايش سياه و پوچ مي شود كه ديگر خوردني نيست و به آن جُوز بَرق زَده مي گويند. آذرخش خود درخت را هم مي خشكاند و زرد مي كند.

كاربردهاي جنبي

بازي: انواع بازيها با گردو انجام مي شود . حتي بازي گردو ضربالمثلي را موجب شده است كه مي گوين «برو گردو بازي كن».اين ضرب المثل كنايه از كسي است كه هنوز بچهاست و كارهاي بچگانه مي كند و يا مي خواهند او را داخل آدم حساب نكنند.

جلوگيري از فرسايش

از روزگاران كهن درخت گردو مانند برخي درختهاي پر ريشه مثل بيد ، توت و ... را براي جلوگيري از فرسايش بخصوص فرسايش ساحلي رودخانه ها مي كاشتند. گردو به علت تناوري و ريشه عميقي كه در خاك مي گستراند از طرف روستاييان به عنوان مانعي براي تغيير جهت سيلها غرس مي شده و مي شود.

سايه

درخت گردو به علت گستردگي ، ايجاد سايه مناسبي مي كند . در برخي مناطق كشاورزان براي داشتن سايه در مزارع به ويژه در ديمزارها تك درخت هايي را به صورت تنك مي كارند تا از سايه آن بخصوص در گرماي تموز هنگام درو استفاده كنند.

گردو به عنوان پول

يكي از ويژگي هاي درت گردو آن است كه آن را مي توان به صورت تك درخت و يا حتي سهمي از يك درخت فروخت. در حقيقت گردو حكم دام را پيدا مي كند . يك دامدار اگر دچار كمبود نقدينگي شد يك يا چند رأس دام خود را مي فروشد بدون آنكه همه گله را بفروشد. يك روستايي گردو كار هم اگر دچار كمبود نقدينگي شد مي تواند يك اصله از درخت گردو  يا يك دانگ از سهمي از يك درخت را بفروشد. اين امر نقش مهمي در اقتصاد خانوار روستايي دارد. يكي از دلايل نشاندن نهال گردو همين است. در صورتي كه براي درختان ديگر لا اقل در مناطق كوهستاني اين گونه نيست. كسي حاضر نيست يك درخت سيب يا گلابي را آن هم بدون زمين بخرد.

پيش بيني زلزله به روش چيني:

پيش بيني زلزله به روش چيني:

مارها: ايا اين بار دانشمندان موفق خواهند شد؟

دانشمندان چيني اعلام كردند كه شيوه جديدي براي پيش‌بيني زمين‌لرزه توسط مشاهده و بررسي رفتارها و واكنش‌هاي غيرطبيعي در مارها يافته‌اند.
به گزارش ايسنا به نقل از روزنامه «چاينا ديلي»، ‌متخصصان اداره زلزله شناسي در «نانينگ» واقع در ايالت «گانگزي جنوبي» مزرعه مارهاي محلي را از طريق رابط‌هاي تصويري اينترنتي 24 ساعته مورد مطالعه و بررسي قرار داده‌اند.
دانشمندان اظهار كرده‌اند كه مارهاي بزرگ مي‌توانند يك لرزش زمين را از فاصله 120 كيلومتري 5 روز زودتر از آنكه اتفاق بيفتد حس كنند. مارها واكنش غيرطبيعي داشته و حتي براي فرار خود را به ديوارها مي‌كوبند.
جيانگ ويسانگ، مدير اداره زلزله شناسي در «نانينگ» اعلام كرده است كه درميان تمام موجودات روي زمين شايد مارها حساس‌ترين موجودات به زلزله باشند.
وي افزود: خزندگان نسبت به زمين‌لرزه واكنش بينهايت غيرطبيعي دارند. زماني كه قرار است زمين لرزه‌اي اتفاق بيفتد مارها حتي در هواي سرد زمستان به بيرون از لانه خود مي‌خزند و اگر زمين لرزه‌اي خيلي بزرگ باشد مارها هنگام تلاش براي فرار حتي خود را به ديوارها مي‌كوبند.
وي اظهار داشت: ما با نصب دوربين‌هايي بر روي لانه مارها توانايي پيش بيني زلزله را بهبود بخشيده‌ايم.
«نانينگ» منطقه بسيار زلزله‌خيز و يكي از 12 شهر چين است كه توسط تجهيزاتي با تكنولوژي برتر مورد بررسي و مطالعه قرار گرفته‌اند. اين شهر همچنين داراي 143 واحد مطالعه و بررسي حيوانات است.
اين سيستم را مي‌توان به بخش‌هاي ديگر كشور به منظور پيش‌بيني‌هاي دقيقتري از زلزله گسترش داد.
چين كشوري بسيار زلزله‌خيز است و در سال 1976 زماني كه شهر «تانگشاي» بر اثر زلزله با خاك يكسان شد، 25 هزار نفر كشته شدند.

منبع: بازتاب

شفق قطبي

 نحوه تشکیل شفق قطبی:

منبع: سايت هاي مختلف اينترنتي

شفق قطبی چیست و چگونه تشکیل می شود؟

نیروهای لورنتس که موجب انحراف مسیر الکترونها در میدان های مغناطیسی می شود در بسیاری از پدیده های طبیعی تجلی می یابند و فقط با یاری گرفتن از این نیروها توضیح آنها ممکن است. یکی از تماشایی ترین و با شکوهترین پدیده ها از این نوع شفق قطبی است، که مشخصه عرض های جغرافیایی بالا , نزدیکی های شمال یا جنوب مدار قطبی است. پدیده شگفت آور و زیبایی که در طول شب قطبی طولانی در آسمان دیده می شود. آسمان تابان می شود و نقش هایی با رنگها و شکل های گوناگون دیده می شود. گاهی دارای شکل کمان یکنواخت ، ساکن یا تپنده است و گاهی عبارت است از شمار زیادی پرتو با طول موج های متفاوت ، که مانند پرده ها و نوارها بازی می کنند و پیچ و تاب می خورند. رنگ تابانی از سبز مایل به زرد به سرخ و بنفش مایل به خاکستری تغییر می کند. طبیعت و منشا شفق های قطبی زمان درازی به کلی پوشیده مانده بود. تا اینکه به تازگی برای این راز توضیح رضایت بخشی پیدا شد.

 ارتفاع شفق های قطبی:

قبل از همه , دانشمندان موفق شدند ارتفاعی را که شفق های قطبی ظاهر می شوند، تعیین کنند. به این منظور از یک تابانی از دو نقطه به فاصله چند ده کیلومتر از یکدیگر عکس گرفتند. به کمک چنین عکس هایی ثابت کردند که شفق های قطبی در ارتفاع 80 تا 100 کیلومتری بالای زمین (بیشتر اوقات در ارتفاع 100 کیلومتر) ظاهر می شوند. به این ترتیب دریافتند که شفق های قطبی تابانی گازهای رقیق موجود در جو زمین هستند، که تا اندازه ای به تابانی در لامپ های تخلیه گاز شبیه می باشند.

 دوره تناوب ظهور شفق های قطبی:

رابطه جالب بین شفق های قطبی و پدیده های دیگر روشن است. شفق های قطبی با دوره های متفاوت مشاهده می شوند. اختلاف دوره های شفق قطبی بعضی اوقات به چندین سال می رسد. مشاهدات چندین ساله آشکار ساخته اند که دوره های زیادی ماکزیمم شفق های قطبی به طور مرتب در 11.5 سال تکرار می شوند . در طول این مدت ، شماره شفق های قطبی نخست سال به سال کاهش می یابد و سپس شروع می کند به زیاد شدن تا مقدار آن در 11.5 سال از نو به ماکزیمم می رسد.

 سایر پدیده های زیبای جوی:

مشاهده سطح خورشید ، از خیلی پیش ، وجود لکه های تار و نامنظمی را روی قرص آن آشکار ساخته اند که اغلب شکل و جایشان عوض می شود، معلوم شده است که تعداد و مساحت کل این لکه ها از سالی به سال دیگر ، نه به طور کاتوره ای بلکه با همان دوره 11.5 سال , تغییر می کنند . در این فرایند , ماکزیمم لکه های خورشیدی ، یا فعالیت خورشیدی ماکزیمم ، همزمان با شفق قطبی ماکزیمم عارض می شوند و نابودی آنها نیز با هم هماهنگ می باشد. تعداد توفان های مغناطیسی به ماکزیمم خود می رسد. در سالهای اخیر رابطه مشابهی بین فعالیت خورشیدی (تعداد لکه های خورشیدی) و شرایط انتشار امواج رادیویی در لایه های بالای جو اثبات شده است. بنابراین مساله ، علاوه بر معنای نظری محض ، اهمیت عملی نیز پیدا کرده است.

 فرضیه بیرکلند در مورد لکه های خورشیدی:

بیرکلند (B.Birkeland ) دانشمند نروژی با مقایسه نتایج اخیر این فرضیه را مطرح کرد که لکه های خورشیدی ناحیه هایی هستند که آنها باریکه های ذرات باردار (الکترونها) به داخل فضای اطراف گسیل می شوند. این ذرات با رسیدن به لایه های بالای جو زمین ، از طریق برخوردهای الکترون در این لایه ها ، مشابه تخلیه گاز در لوله ، گازها را به تابانی وا می دارند. این الکترون ها همچنین روی میدان مغناطیسی زمین و شرایط انفجار امواج رادیویی مجاور زمین اثر می گذارند.

 یک پرسش و یک پاسخ:

اگر نظریه بیرکلند درست باشد، چرا شفق های قطبی در عرض های بالا ، یعنی در نواحی نزدیک به قطب ها مشاهده می شوند؟ در صورتیکه می دانیم پرتوهای خورشید تمام سطح زمین را روشن می کنند. پاسخ این پرسش را استرمر (Stermer) ، دانشمند نروژی دیگر پیدا کرد. ذرات باردار گسیل شده از خورشید به جو زمین می رسند و به درون میدان مغناطیسی آن نفوذ می کنند. در آنجا نیروی لورنتس بر آنها اثر می کند. و آنها را از مسیر اولیه خود منحرف می سازد. استرمر محاسبات ریاضی پیچیده ای انجام داد و مسیر این الکترون ها را در میدان مغناطیسی زمین حساب کرد. او نشان داد که ذرات باردار منحرف شده توسط میدان مغناطیسی زمین ، به یقین فقط به نواحی قطبی کره زمین وارد می شوند.

 کاربرد ویژه نیروی لورنتس:

این نظریه که در انحراف ذرات باردار در میدان مغناطیسی زمین نیروی لورنتس را به حساب می گیرد، با شمار زیادی از نتایج آزمایشگاهی به خوبی همخوانی دارد و در حال حاضر پذیرش همگانی یافته است. هر چند به تازگی برای توضیح کمی تمامی این دیدگاه دشواریهایی بروز کرده است.

 جو «زمین»  

جو زمین لایه ای از گازها است که که زمین را احاطه کرده اند که این گازها بوسیله جاذبه زمین نگهداشته شده اند. جو زمین شامل نیتروژن (78.1%) و اکسیژن (20.9%) همراه مقدار کمی از آرگون (0.9%)، دی اکسید کربن (متغیر، ولی حدود 0.035%) ، بخار آب ودیگر گازها می شود. جو زمین موجودات روی زمین را از طریق جذب اشعه فرابنفش خورشید و کم کردن دمای بالای بین روز و شب محافظت می کند.

مرز دقیقی بین لایه های جو وجود ندارد ولی جو به سرعت با افزایش ارتفاع رقیق می شود و هیچ مرز مشخصی بین جو و فضای خارج از جو وجود ندارد. 75% از جو زمین تا ارتفاع 11 کیلومتر از سطح سیاره وجود دارد. در ایالات متحده کسانی که به بالای 50 مایل (80 کیلومتر) سفر کنند فضانورد شناخته می شوند. ارتفاع 400000 پا (75 مایل یا 120 کیلومتر) جایی است که تاثیر قابل توجهی هنگام ورود به آن می گذارد.همچنین ارتفاع 100 کیلومتری یا 62 مایلی به عنوان مرز بین اتمسفر و فضا به طور مکرر استفاده می شود.

 دما و لایه های جوی

دمای جو زمین همراه با ارتفاع تغییر می کند؛ رابطه ریاضی بین دما وارتفاع مابین لایه های مختلف جومتغیر است: 

·         تراپوسفر- 0- 17/7 کیلومتر، دما با افزایش ارتفاع کم می شود.

·         استراتوسفر- 17/7 -50 کیلومتر، دما با افزایش ارتفاع زیاد می شود.

·         مزوسفر- 50 – 85/80 کیلومتر، دما با افزایش ارتفاع کم می شود.

·         ترموسفر- 85/80 - +640 کیلومتر دما با افزایش ارتفاع زیاد می شود.

·         اگزوسفر

مرزهای بین این مناطق تروپوپوز، استراتوپوز و مزوپوز نامگذاری شده اند.
میانگین دمای جو در سطح زمین 14 درجه سانتی گراد است.

 فشار  

 فشار جو نتیجه مستقیمی از وزن هواست. این به این معنی است که به همراه مکان و زمان تغییر می کند چون مقدار (و وزن) هوای بالای زمین به همراه مکان و زمان تغییر می کند. فشار جوی در اتفاع حدود 5 کیلومتری تقریبا به اندازه 50% سقوط می کند. میانگین فشار جو در سطح دریا حدود 101.3 کیلو پاسکال است.(حدود 14.7 پوند بر اینچ مربع)

 جرم و جرم حجمی

جرم حجمی هوا در سطح دریا حدود 1.2 کیلو گرم بر متر مکعب است. این جرم حجمی با افزایش ارتفاع کم و به همین صورت فشار آن کاهش می یابد. مجموع جرم جو زمین در حدود 5.1 × 1018 کیلوگرم است که بخش بسیار ناچیزی از کل جرم زمین را تشکیل می دهد.جرم حجمی فشار جو زمین با افزایش ارتفاع تغییر می کنند. این تغییر تقریبا می تواند نمونه کاربردی Barometric formula باشد.

بررسی پدیده جغرافيايي « ال نینو»

بررسی پدیده جغرافيايي « ال نینو»

نوشته ي : ج . عجم

A_zibad_1090_0320@yahoo.com

(بخش اول)

ال نينو

مقدمـه :

    امروزه هر از چند گاهی از رسانه های مختلف واژه "ال نینو " را می شنویم . این واژه بدون شک برای مردم برخی کشورها تغییرات ناگهانی جوی و بروز توفان و سیلاب و متقابلاً برای اهالی برخی نقاط جهان وقوع خشکسالی و حتی آتش سوزی را تداعی می کند . لغات اسپانیایی La- Nin-Ya & Ell-Nin-Yo   به اختصار  La-Nina & El-Nino  ( ال نینو و لانینا ) گفته و نوشته می شود . ماهیگیران بندر پایتا (  Paita ) در کشور پرو اسامی اخیر را به نوعی جریان جوی و اقیانوسی شرق آرام استوایی اطلاق می کنند .  به علت همزمانی وقوع این جریانها در حوالی کریسمس اهالی بومی کشورهای پرو و اکوادور آنها را به ترتیب " ال نینو " یا پسر بچه مسیح و " لانینا" یا دختر بچه مسیح نامگذاری کرده اند.     این اسامی برای مردم این کشور تداعی کننده برکات یا زیانهای گوناگون است ؛ به طوری که "ال نینو " سبب بروز توفان سیلاب و کسادی فعالیت ماهیگیری و بر عکس "لایننا " مقارن با هوای خوب و رونق فعالیت ماهیگیری می باشد . تداوم این پدیده ها از دسامبر تا مارس و آوریل طول می کشد .

   در فرهنگ علوم زمین پدیده اقیانوسی ال نینو مقارن با ظهور جریان آب گرمی است که در مرکز و شرق آرام استوایی در حوالی پرو و اکوادور در طول ماههای ژانویه تا مارس به وقوع می پیوندد و در اثر آن کمربند همگرایی درون حاره ای به جنوی استوا و به مجاورت کشورهای مذکور سوق می یابد. 

 بررسی پدیده ال نینو:        

      اگر چه نام ال نينو چند سالى است كه بر سر زبان‏ها افتاده، اما ماهيگيران اهل پرو و اكوادور كه در آب‏هاى كرانه شرقى اقيانوس آرام به دنبال ماهى مى‏گردند، قرن‏ها است آن را مى‏شناسند.

    هر 3 يا 7 سال، در ماه‏هاى دسامبر و ژانويه آب‏هاى ساحلى اين كشورها ناگهان گرم مى‏شوند و تعداد ماهى‏ها در آن، به ميزان قابل توجهى كاهش مى‏يابد، ماهيگيران آمريكاى جنوبى به دليل همزمانى اين پديده با جشن ميلاد مسيح به آن «ال نينو» مى‏گويند كه در اسپانيايى به معنای « پسربچه» يا مسيح كوچك است .

    به طور معمول بادهاى تجارى اقيانوس آرام از شرق به غرب مى‏وزند. اين بادها آب‏هاى گرم سطحى را نيز با خود به غرب مى‏كشند و آن‏ها را در ناحيه‏ى عميق واقع در شرق اندونزى و شمال شرقى استراليا انباشته مى‏كنند. به اين ترتيب در شرق اقيانوس، آب‏هاى سرد مى‏توانند از عمق به سطح بيايند و يك اختلاف دماى سطحى بين شرق و غرب اقيانوس به وجود بياورند؛ در اين شرايط، بيشترين تبخير در غرب اقيانوس اتفاق مى‏افتد كه به ايجاد جبهه‏هاى كم فشار مرطوب و بارندگى در مناطق مجاور مى‏انجامد.

    با آغاز بهار در نيمكره شمالى، بادهاى تجارى ضعيف مى‏شوند و اين فرآيند را دچار اختلال مى‏كنند. اما معمولاً در اين هنگام، بادهاى موسمى آسيايى به كمك بادهاى تجارى مى‏آيند و اختلاف دماى حساس اقيانوس دوباره برقرار مى‏شود. تا اينجا همه چيز به خوبى پيش مى‏رود ولى بعضى اوقات به دلايلى كه هنوز كاملاً شناخته نشده‏اند بادهاى تجارى تقويت نمى‏شوند يا حتى از غرب به شرق  مى‏وزند . به اين ترتيب   آب ‏هاى گرم سطحى در ناحيه عميق غربى شروع  به حركت به سمت شرق مى‏كنند. در شرق، اين آب‏ها مانند يك پوشش عمل كرده و از بالا آمدن آب‏هاى سرد عميق جلوگيرى مى‏كنند و به اين ترتيب اختلاف دماى شرق و غرب اقيانوس بسيار كم مى‏شود.

    بدون آب‏هاى سرد،دماى اقيانوس آرام شرقى و مركزى 2 تا 6 درجه افزايش مى‏يابد و ال نينو متولد مى‏شود.  در سال‏هاى عادى جريان‏هاى سرد عمقى مى‏توانند به سطح بيايند و مواد غذايى ارزشمند آب‏هاى عميق را نيز با خود بياورند. فيتوپلانكتون‏ها كه در آب‏هاى سطحى زندگى مى‏كنند براى بقا، به اين مواد محتاجند و ماهى به فيتوپلانكتون‏ها، بنابراين وقتى آبهاى گرم ال نينو جلوى پمپاژ اين مواد غذايى را مى‏گيرند، همان پديده‏اى روى مى‏دهد كه ماهيگيران اين منطقه با آن به خوبى آشنايند و اما اثرات   ال نينو تنها به اين موارد موضعى محدود نمى‏شود. وقتى در يك ال نينوى شديد آب‏هاى گرم به شرق مى‏آيند، دما و رطوبت بيشترى در اين نواحى وارد جومى‏شود و اين يعنى جابه‏جايى توده‏هاى هواى كم فشار به شرق .

    به اين ترتيب الگوهاى آب و هوايى اين نواحى كمى به شرق منتقل مى‏شود، توده‏هاى هواى مرطوبى كه قبلاً اندونزى، هند، استراليا را تحت تأثير قرار مى‏دادند به شرق مى‏روند و در جنوب چين، كاليفرنيا و آرژانتين طوفان و سيل راه مى‏اندازند و در عوض مناطق قبلى را دچار خشكسالى مى‏كند و اين يعنى خسارت با همه‏ى روش‏هاى ممكن . 

     رویداد النینو و نوسان جنوبی یکی از مهمترین و شاخص ترین رویدادهایی است که منجر به ظهور ناهنجاریهای بزرگ آب و هوایی در بسیاری از نقاط جهان می شود و این مساله ارتباطات از راه دور شناخته شده است . پدیده نوسان جنوبی برای اولین توسط والکر در سال 1923 ارايه گردید.

   هوا شناسان واقیانوس شناسان جهان در سالهای اخیر مطالعات زیاد ودقیقی در مورد مکانیسم ایجاد ال نینو و تاثیرات متقابل جو و اقیانوس انجام داده اند ، به ویژه مطالعات گسترده ای در ارتباط با ناموزونی دما در سطح دریا ونوسانات فشار و فشار جو در سالهایی که ال نینو رخ می دهد انجام گرفته است ؛ مجموعه این تغییرات را به نام نوسانات جنوبی می نامند ، با کلمه اختصاری(ENSO ) ;که مخفف شده کلمات :  Oscillation Elnino Southern    باشد ، بیان می کنند ؛ که تر کیبی از دو کلمه ال نینو  و نوسانات جنوبی است .  برای نخستین بار واکر(1932م) و سپس بیلس (1937م)  بر وجود نوسانی در فشار سطح ومقیاس جهانی  اشاره کردند و آن را نوسان جنوبی So  نامیدند.   بدین سان SO   یک الگوی ارتباط از راه دور جهانی    ( یا به اصطلاح پیوند از دور) در اتمسفر است وبه دلیل تمیز آن از سایر الگوهای ارتباط از راه دور ( به ویژه نوسانات اطلس وآرام شمالی ) جنوبی نامیده شده است .

   مرکز عمل  SO توسط یک گردش مداری شرق به غرب در امتداد صفحه استوا همراه با صعود هوا در غرب اقیانوس آرام و نزول هوا در شرق اقیانوس آرام به یدیگر مربوط می شود ، و به این ترتیب گردشی شکل می گیرد که توسط  بژرگنس (1969) گردش واکر نامیده شد .

    تعریف :

  برلاژ در سال 1966 پدیده نوسان جنوبی را چنین تعریف کرد : پدیده نوسان جنوبی ، افت و خیزی از شدت گردش جو و جریانهای اقیانوسی بین حاره ای است . این افت و خیز گسترده شده بر اثر تبادل هوای بین  پر فشار جنوب شرقی اقیانوس آرام و کم فشار استوایی اندونزی همزمان تولید می شود دوره تناوب این پدیده از یک تا پنج سال متغیر بوده و مقدار متوسط آن تقریبا 30 ماه است .

    نوسان جنوبی در دمایی که دمای سطح آب دریا در شرق حاره ای اقیانوس آرام گاهی در یک دوره زمانی یک ساله یا بیشتر خیلی گرمتر از متوسط آن می شود ، با پدیده النینو همراه است .  

   دلایـل وقـوع ال نـینو:      

چگونگي وقوع

    گردش والکر: گردش اتمسفری ، در صحفه ای عمود بر استوا می باشد که با صعود هوا در غرب آرام استوایی و نزول هوا در شرق آرام استوایی شکل می گیرد و همراه با آن با دمای سطحی شرقی و بادهای غربی فوقانی به موازات استوا در سطح وسیعی از حوزه آرام استوایی ایجاد می شود . در واقع گردش والکر واکنش اتمسفر به گرادیان دمای  سطح دریا در طول استـوا ،  میان  دما های  پایین در شرق  آرام  استوایی     می باشد و قویاً در ارتباط با رویداد انسو است .

      این گرادیان دما چگونه شکل می گیرد؟

   در شرایط عادی منطقه ، در غرب آرام حاره ای به واسطه دمای تجارتی جنوب شرقی نسبتا آرام ، گرمایش حاصل تشعشع خورشیدی موجب گرم شدن آبهای اقیانوس می شود .

    به طور همزمان با دمای تجارتی جنوب شرقی موجب فرا رفت آبهای گرم به سمت غرب می شوند بنابراین در غرب آرام حاره ای یک انباشتگی از آبهای با دما های بالا به وجود می آید و تراز دریا در این منطقه بالاست حال به دلیل تنش باد شرقی در آرام استوایی حرکتی به سمت قطب در لایه اکمن اقیانوسی ایجاد می شود و در طی آن   به دلیل پیوستگی ، فراجهندگی آب سرد در نواحی مرکزی شرقی آرام استوایی   به وجود می آید که این علتی بر وجود زبانه آب خنک در نواحی مرکزی و شرقی آرام استوایی می باشد.

    بدین ترتیب در شرایط عادی منطقه در غرب آرام استوایی آبهای سطحی با دمای بالا و در مرکز شرق آرام استوایی زبانه ای از آبهای سطحی با دمای پایین وجود دارد .

حال در نواحی استوایی توزیع فعالیت های هم رفتی قوی در اتمسفر به میزان زیادی به همگرایی بادهای تجارتی و دمای سطح دریا بستگی دارد ، به طوری که منطقه همگرایی درون حاره ای    (Inter Tropical Convergence Zone – ITCZ)و منطقه همگرایی آرام جنوبی  Zone – SPCZ  )  Convergence ( Sout  Pacifil    بر روی مناطقی واقع شده اند که دارای آبهای سطحی با دمای بالاتر از 27 درجه سانتیگراد می باشد .

   بنابراین در غرب آرام استوایی توسط بادهای تجارتی همگرایی و در نتیجه صعود هوای گرم و مرطوب اتفاق می افتدو به دنبال آن در اثر فعالیتهای همرفتی و بارندگی ، گرمای نهان به طور گسترده ای در اتمسفر فوقانی آزاد می شود و در این حال     زمینه ای مساعد جهت یک شارژ برگشتی به سمت شرق وبه موازات استوا  در اتمسفرفوقانی پدید می آید و در پی آن هوای خشک در شرق آرام استوایی نزول    می کند.  بنابراین در شرق آرام استوایی پر فشارسطحی و در غرب آرام استوایی کم فشار سطحی شکل می گیرد و به دلیل گرادیان فشار به وجود آمده ، حرکتی از شرق به غرب در سطح و به موازات استوا ایجاد شده و بدین سان گردش والکر که ماحصل گرمایش آدیاباتیک در نواحی استوایی است، شکل گرفته است و گاهی این گردش حاکم بر گردش هادلی در منطقه می شود . همراه با بادهای تجارتی جنوب شرقی قوی گردش والکر شدت می  یابد ؛ اما قدرت گردش والکر با دمای سطح دریا در شرق آرام استوایی نیز در ارتباط است به  این ترتیب زمانی که دماهای سطحی دریا   در شرق آرام استوایی  پایین تـر  از حد  نرمال است  ( شرایط  عکس  الینو  که  لانینا  نام  گرفته)بادهای تجاری و گردش والکر در قوی ترین وضعیت خود قرار دارند . تحت این شرایط ، شرق استرالیا ، اندونزی و هندوستان از هوای مرطوب و باران زا برخوردارند و در شرق آرام استوایی شرایط هوای خشک حاکم است و این شرایط عادی منطقه می باشد .

    اما زمان وقوع رویداد Enso   یعنی شرایط غیر عادی منطقه زمانی است که گردش والکر ضعیف شده است  و به دنبال آن هوای خشک و کم باران حاکم می شود.

    مشخصات ال نینو :

   در طول پدیده ال نینو بادها در استوا بر روی اقیانوس از غرب به شرق می وزند . این بادها در سطح آب اقیانوس جابجا شده و آبهای گرم سطح اقیانوس را که به وسیله خورشید در مناطق حاره ای حرارت دیده اند ، به سواحل غربی شمال وجنوب قاره آمریکا می آورد . به دنبال آبهای گرم بارندگی نیز به سمت مشرق متمایل  می شود ، به همراه سیل در پرو و خشکسالی در اندونزی واسترالیا .

   نشانه کلیدی ال نینو ؛ افزایش دمای غیر عادی در امتداد و هر دو طرف خط استوا در اقیانوس آرام مرکزی و شرقی است . این جریان هر چند سال یک بار با یک گرمایش عظیم وغیر معمول همراه می شود، به طوری که در این حال دمای سطح دریا حداقل برای چند ماه پیاپی در سه تا پنج محل ساحلی بالای حد نرمال می  رود ، و در پی آن دمای سطح دریا برای یک سال و یا حتی بیشتر به صورت غیر عادی باقی می ماند ؛ و برای برگشت به شرایط عادی منطقه ، حداقل تا ژانویه یا مارس آینده زمان لازم است .   ال نینو اصولاَََ تغییراتی در موقعیت تند بادها به وجود آورده  و موجب پدید آمدن رفتارهای آب و هوايي غیر معمول در کره زمین می گردد . تغییرات در تند بادها که توسط  ESNO   صورت می گیرد بر آب و هوا نه تنها در شمال و جنوب قاره آمریکا ؛ بلکه  در نقاط دور دستی همچون آفریقا و نواحی جنوبگان  تاثیر می گذارد .   در حالت عادی آب و هوای نواحی گرمسیری منطقه غرب دارای دمای بیشتر از 10 درجه سانیگراد نسبت به سواحل شرق پرو و اکوادور می باشد .

    فشار هوا  در بالای  آبهای گرم  کاملاً پایین است ،  هوای مرطوب برخاسته از منطقه باعث تشکیل ابرهای سنگین و بارانهای شدیدی ، مشابه بارانهای جنوی شرق آسیا ، گینه نو و شمال استرالیامی شود ؛ که نهایتاً منجر به افزایش بارندگی در مناطق جنوبی آمریکا و پرو و خشکسالی در قسمت غربی اقیانوس آرام ؛ که استرالیا وکشورهای مجاور را نیز تحت تاثیر قرار می دهد ؛می گردد .

   در طی یک رویداد ال نینو نابهنجاریهای دمای سطح دریا ، سطحی به وسعت پنج میلیون کیلومتر مربع را در طی مراحل  انتقال تا تکامل پوشش می دهد .

   نوسان جنوبی: به طو ری که می دانیم گردش عمومی جو شامل سه سلول اصلی است ؛ که سلول نیمروزان( Meridonal Cell ) هادلی  ( Hadliy)  محور اصلی     آن می باشند . در منطقه حاره ای و بین حاره ای سلول هادلی علاوه بر حالت نیمروزان از شکل (زناری / کمربندی ( Zonal) نیز برخوردار است که این وضعیت با توجه به توزیع مراکزپر فشار  جنب حاره ، زبانه کم فشار استوایی و جریانهای اقیانوسی ، سلولهای جداگانه ای را ظاهر می کند .

    این سلولها در واقع معلول صعود و نزول هوا در امتداد مدارات عرضهای  جنب حاره ای است ؛برای مثال از نزول هوا در پر فشار غرب آمریکای جنوبی در مجمع الجزایر تاهیتی ( Tahiti Island)در موقع ریاضی " 17درجه جنوبی و 15 درجه غربی " ، و صعود در زبانه کم فشار اندونزی داروین  ( Darwin Low ) در موقع ریاضی  " 7 تا 12 درجه جنوبی و 130درجه شرقی" .

  تغییرات فشار این مراکز در آرام استوایی برای اولین بار توسط گیلبرت واکر در   23-1922 به عنوان نوسان جنوبی شناسایی و تعریف شد . نوسان جنوبی در واقع یک حرکت الا کلنگی فشار هوا درمقیاس جهانی بین غرب و شرق آرام استوایی است.

   سلول هادلی و جریان واکر تحت تاثیر تغییرات فشار هوای این مراکز قرار گرفته و دگرگونی هایی خاص خود را ایجاد می کنند . واکر با محاسبه پراکنش  فشار هوا بین مناطق فوق الذکر یک شاخص عددی به دست آورد که به شاخص نوسان جنوبی  موسوم است . شاخص مثبت بیانگر فشار زیاد هوا در تاهیتی و فشار کم در حوالی اندونزی و داروین استرالیا و شاخص منفی بیانگر فشار نسبتاًً زیاد هوا در حوالی اندونزی ـ داروین و فشار تقریباً  کم در حوالی تاهیتی می باشد.                   

    مرحله شاخص مثبت (بالا):   در این حالت همان طور که ذکر شد ، فشار هوا در جزایر تاهیتی بیشتر از ناحیه داروین واندونزی است ، و کم فشار درون حاره ای در مناطق اخیر  قوی بوده و باعث بارشهای شدیدی در جنوب شرق آسیا و شمال استرالیا      می شود . با توجه به حرکت زناری سلولهای فرعی دیگر در هندوستان ، آفريقای مرکزی و آریزونای آمریکا نیز بارشهای زیادی به چشم می خورد ، متقابلاً در پرو اکوادو و غرب اقیانوس هند و جنوب اقیانوس اطلس بارشها به طور فاحشی کاهش می یابد . در طول این مرحله بادهای شرقی آرام استوایی قوی بوده وجهت شرقی جنب حاره تا حدودی ضعیف می شود ، چون در این مرحله بارشها در غرب آمریکای جنوبی نیز کاهش می یابد ، لذا دوره اوج آن به پدیده" لانینا " می انجامد .   

در این مرحله فشار هوا در اندونزی و داروین بالاتر از حد متوسط و در شرق و مرکز آرام استوایی کاهش می یابد و منطقه بارشها از غرب آرام به مرکز و شرق آن انتقال می یابد . د ر این حالت کشورهای پرو،  اکوادور، مناطق جنوبی اطلس و آریزونای آمریکا کاهش بارش را تجربه می کنند . شاخص های بسیار پایین این دوره با  " ال نینو " مصادف است .    ارقام نوسان جنوبی با توجه به دمای سطح دریاها و گردش عمومی جو تغییرات فصلی و سالانه ای را نشان می دهد که در واقع در بر گیرنده شرایط عادی است . تشدید این شرایط به مرحله شاخص بالامی انجامد (لانینا) ، ولی جابجایی الگوهای زناری فشار و جریانهای اقیانوسی باعث تحقق شرایط شاخص پایین و پدیده ال نینو  می شود. ظهور این پدیده نظم زمانی خاصی نداشته و تکرار آنها بین2 تا 10سال ( ودقیق تر 3 تا 7 و متوسط 5 سال ) طول می کشد .  در سال های عادی غالباً در غرب آرام استوایی و جنوب شرق آسیا آب ، گرم و متقابلاً در شرق اقیانوس آب سرد است که این حالت ناشی از جریانهای اقیانوسی به ویژه جریانهای پرو  ( Peru Current )و همبولت(HumboltCurrent)  ) می باشد .  سازوکار جریانهای دریایی شناخته شده ، است ولی بطور خلاصه آن را می توان بالا آیی   ( Upwwelling) آب سرد عمقی در مناطق شرقی حاره ، حرکت به طرف مرکز وغرب ، گرم شدن تدریجی و رسیدن به نواحی  غربی و سرمایش و نهایتاً فرونشینی به اعماق در عرضهای بالا در نظر گرفت که نیروی کوریولیس سبب چرخش ساعتگرد آن در نیمکره شمالی و پاد ساعتگرد آن در نیمکره جنوبی می شود .

    بالا آیی همزمان آب سرد عمقی در کناره غربی آمریکای جنوبی و حرکت آن به  طرف غرب اقیانوس ، سبب پایداری هوا و بروز شرایط واچرخندی و در نتیجه استمرار آب و هوای خشک کشورهای شیلی و پرو و اکوادورمی شود . به دلیل این ساز وکارها عمق کژدمایی در نواحی اخیر بالا بوده و آب گرم فقط چندین متر مربع سطح دریا را پوشش می دهد .

   بالاآیی آب سبب به سطح آمدن مواد عمقی مغذی و وجود ماهیان زیاد و رونق فعالیت ماهیگیری در این مناطق است. متقابلاً در غرب آرام به دلیل وجود آب گرم ، عمق کژدمایی بسیار پایین تر قرار می گیرد . به علت حرکت آب از شرق به غرب آرام و روند گرمایش آن تا شمال استرالیا و جنوب شرق آسیا و انباشتگی آب و عدم تخلیه کافی ، سطح دریا در مناطق اخیر نسبت به شرق بالا می آید که مرحله اوج آن همزمان با پدیده لانینا می باشد . فقط در سالهای ال نینو ، ناموزونی مذکور تقلیل یافته و سطح آرام استوایی به حالت تراز بر می گردد .

   جریان مداوم آب گرم وتجمع شدید آن در غرب آرام سبب تقویت کم فشار درون حاره ای در این ناحیه شده است و در نهایت به علت عدم تعادل بین ورود وخروج آب گرم سازو کار پس زدگی جریان آب به طرف شرق رخ داده و زبانه ای از آب گرم سطحی به سمت مرکز وشرق آرام انتقال می یابد که در طی این مراحل ،  بالا آیی در شرق به تدریج مختل شده و علائم ال نینو آشکار می شود. در خلال این فرآیندها دمای شرق اقیانوس بین 1تا4 درجه سیلسیوس گرمتر شده و عمق کژدمایی تا حدود 150 متر پایین می رود . در خلال رسیدن آب گرم به شرق ، زبانه کم فشار درون حاره ای از شمال خط استوا به جنوب لغزیده  ، بر آب های گرم منطبق شده وبارشهای سنگین در شمال غرب آمریکای جنوبی آغاز می شود.نظر ها در مورد برگشت آب گرم به طرف شرق متفاوت است ، به طوری که گروهی از دانشمندان تغییر الگوی جریانهای اقیانوسی و عده ای توزیع مجدد فشار آرام استوایی را دلیل این پدیده می دانند . چون جریان شرقی واکر ناشی از فشار هوای منطقه حاره  است ؛  لذا تضعیف و تغییر آن (غربی شدن ) باید بدواً ناشی از تغییر اوضاع هیدروکلیماتولوژی اقیانوس باشد که علت آن می تواند یا جابجایی به شرق زبانه آب گرم و یا روند تغییرات فشار هوا در ناحیه داروین و اندونزی باشد .  توضیحی که برای حرکت آب گرم به شرق ارائه می شود باید تلفیقی از سازوکار تجمع و برگشت آب گرم و نیز تاثیر وقوع بارشهای فراوان در غرب آرام باشد ؛ بدین صورت که ابتدا در اثر ورودی زیاد و خروجی کمتر آب گرم ، بارشهای زیادی در اندونزی وشمال استرالیا اتفاق می افتد که نقطه اوج آن با مرحله لانینا مصادف است ؛ لازم به توضیح است که در لانینا به علت تمرکز آب گرم در مرکز وغرب آرام میانگین کلی دمای اقیانوس پایین تر از حالت عادی بوده و برخی آن را دوره آرامش اقیانوس آرام در نظر می گیرند.   ریزشهای فراوان در دوره آغاز تا پایان مرحله لانینا و قبل از آن نهایتاً دمای سیستم اقیانوس _ جو در حوضه کم فشار داروین _ اندونزی پایینآورده و این آغازی برای افزایش فشار هوا در بخش وسیعی از منطقه و ایجاد بادهای غربی (بدواً به طرف آرام  استوایی و نهایتاً تا شرق آن ) می شود .   بادهای غربی استوایی و آب برگشتی به صورت یک مجموعه به هم بافته به طرف شرق حرکت کرده و سرانجام سیستم کامل جریانهای اقیانوسی _ جوی غربی در منطقه فوق حاکم شده و تا پایان مرحله ال نینو وجود دارد . لازم به ذکر است که ؛ ناهنجاریهای شدید سطح آرام غربی بویژه در مرحله لانینا و لزوم برگشت به حالت تعادل خود نیز همراه با سازوکارهای فوق الذکر  ( بادغربی و زبانه آب برگشتی ) در ایجاد پدیده ال نینو موثر می باشد .  این حالت مشابه امواج سش (  Seiche Wave امواج ایستا ) بوده ولی سازوکار آن حالت ترکیبی بین امواج انتقالی و ایستا را نشان می دهد . بنا به عقیده برخی دانشمندان این حرکات آب ناشی از امواج کلوین ( Kelvin) یعنی تلفیقی از اثرات دینامیکی دمايی آب و نیروی کوریولیس می باشد .   با توجه به این توضیحات آن چه مسلم است تغییر فشار هوا و گرایش به شاخص پایین نوسان جنوبی نسبت به برگشت آب در الویت بوده و سازوکار موجبه آن نیز سرمایش نسبی آب گرم غرب آرام استوایی به دلیل ابر آلودگی بالا و بارشهای فراوان در مرحله لانینا و اندکی بعد از آن می باشد . متقابلاً در شرق آرام با وجود بالا آیی آب سرد عمقی به دلیل هوای صاف و ساعات آفتابی بالا ، به ویژه در حوالی پرفشار غرب آمریکای جنوبی در طی دوره تکرار  ( تقریباً 5سال ) آب بانسبه گرمتر شده و کم فشار می شود؛ به ویژه در تاهیتی .

   با این تفسیر توالی مراحل شاخص بالا و پایین و بروز ال نینو ولانینا را می توان بدین گونه درنظر گرفت؛ که ابتدا لانینا اتفاق می افتد و متعاقب آن در فاصله زمانی  نسبتاً کوتاهی ال نینو صورت می گیرد .  

   ولی فاصله زمانی بین وقوع ال نینو تا لانینا بیشتر است . در هر دو پدیده نقش  سرویس دهی آب گرم منطقه مرکزی اقیانوس آرام استوایی از اهمیت زیادی برخوردار است و تداوم هر کدام به ایجاد وذخیره سازی آب گرم در این منطقه بستگی دارد .

 روش محاسبه و اندازه گیری پدیده ال نینو:

  برای مطالعه پدیده ال نینو  از فرایند "پیوند از دور" استفاده می شود . طی این فرایند اقلیم شناسان با استفاده از روابط آماری مانند همبستگی و گراسیون رابطه احتمالی موجود  بین تغییرات عناصر اقلیمی نقاط مختلف جهان را شناسایی وبررسی می کنند . این نوع پیوندهای دور وروابط ، تحت نام عمومی شاخص قرار می گیرند ، مانند شاخص وزش مداری بادهای غربی ، یا شاخص آتلانتیک شمالی .

   یکی دیگر از شا خصها ، شاخص نوسان جنوبی   (soi)   است که توسط واکر به شرح زیر محاسبه شده است :  

                                                      SOI=Pt-Pd  

که در آنPt نشانگر فشار سطح دریا در ایستگاه  تاهیتی و Pd فشار سطح دریا در داروین است. هر قدر فشار تاهیتی بیشتر باشد ، نشان می دهد که پر فشار پرو بیشتر از حد معمول به طرف شمال جابجا شده است و جریا ن آب سرد پرو بیشتر به استوا نزدیک شده است .

   شاخص نوسان جنوبی تغییرات  و وابستگیهای پراکندگی فشار را در تابستان نیمکره جنوبی در اقیانوس آرام اندازه می گیرد . اندازه های بالای آن نشان می دهد، که شیب فشار سطح دریا بین شرق و غرب اقیانوس آرام شدیدتر است . اندازه های کمتر شاخص نشان می دهد ؛ که پر فشار ، پرو را  نمی پوشاند.

 

...ادامه دارد

 

مانگرو: شگفتی آبهای شور

منابع:   1- فصلنامه تحقيقات جغرافيايي

2- سايت هاي مختلف اينترنتي

جنگل هاي حرا

مانگرو:زيبايي خلقت

جنگل های مانگرو اکوسیستم های کاملا ویژه ای هستند که اجتماعات گیاهی وجانوری آنها درارتباط با شرایط خاصی می تواند شکل می گیرد جنگلهای حرا جنوب ایران درنوار ساحلی خلیج فارس ودریای عمان آخرین پراکنش جنگلهای مانگرو در جنوب شرقی آسیا به شمار می روند این جنگلها از یک یا گاهی دو گونه مانگرو تشکیل شده وفروان ترین گونه آن حرا است که درمنطقه حفاظت شده حرا به تنهایی حضوردارد.جزرومد آب دریا در سواحل که بطور موزون ومستمرهرروزانجام می شود در شکل گیری تنوع حیات این اکوسیستم نقش اساسی دارد. منطقه حفاظت شده حرا که در تنگ خوران بین جزیره قشم ،سواحل حوزه بندر خمیرودر مصب ودلتای رودخانه مهران قرارگرفته از سال 1351 انتخاب وتحت حفاظت قرار گرفته است. بندرخمیردر شمال غرب منطقه حفاظت شده مهمترین شهراطراف منطقه محسوب می شود بنادر پل -لافت کهنه ولافت نو نیزآبادیهای مهم حاشیه این منطقه محسوب می شوند که پل درنوارساحلی شمالی و بنادرلافت درشرق منطقه واقع شده اند.جاده اصلی بندرعباس به بندرخمیرازشمال منطقه بویژه از طریق دو بندر لافت و پل توسط قایق قابل دسترسی است . این جنگل ها نه تنها در سطح ملی حائزاهمیت هستند .بلکه دارای دو نوع ذخیره زیست کره((MAB وتالاب بین المللی نیزمی باشند.این جنگلهای با محیط زیست پویا ،سازوکارهای پیچیده ،پرندگان نادر،آبزیان غیرمتعارف ،کارکردهای مختلف ،ارزشهاوزیبایی های سحرا نگیزخود پدید های شگفت انگیزی می باشند که برای طیف گسترده ای ازمردم از جذابیت های خاصی بر خوردار ند . قابلیتهای پژوهشی وآموزشی این نظام اکولوژیک استثنایی ومنحصر به فرد همان قدر برای دانشجویان جذابیت دارد که دیدغروب سحر انگیز جنگل های نیمه شناور آن برای مردم عادی.این جنگل ها کانون دیدنی های غیر متعارف و حیرت آور است .دیدن ماهی خزنده ،پرندگان نادر همچون اگرت بزرگ ، گیلان شاه و حواصیل هندی در کنار عقاب ماهیگیر ،نوک قاشقی،پلیکانها و فلا مینگو ها همیشه امکانپذیر  نیست اما جنگل ها همیشه بهاردریایی حراهمه این دیدنی ها را یکجا به بازدید کنندگان خود سخاوتمندانه عرضه می کنند .بی دلیل نیست که امروزه مناطق حفاظت شده درکل نوار ساحلی جنوب کشوروبویژه در عرصه مانگروها این میراث های طبیعی بی همتا را برای نسل حاضر وآتی حفظ کنیم.

جنگل هاي دريايي يكي از عجيب ترين عناصر طبيعي خلقت است. درختاني كه در ناحيه جذرومدي زيست مي كنند و از آب شور بهره مي گيرند. عجيب تر اينكه گه گاه بخش اعظم آنها به زير آب شور دريا فرو مي رود اما همچنان به حيات خود ادامه مي دهند. عده اي عقيده دارند اين درختان طي ساليان دراز تكامل از دست آسيب هاي آدمي به بستر گلي سواحل و آب شور دريا پناه برده اند. اين جنگل ها كه به مانگرو نيز شهرت دارند، بيشتر از درختاني تشكيل شده اند كه حرا نام دارند. به عبارت ديگر حرا گونه اي درخت مانگرو است كه در سواحل شمالي قشم به كثرت و فراواني ديده مي شود. اين درخت در زبان لاتين به نام ابوعلي سينا پزشك و فيلسوف شهير ايراني نامگذاري شده است.

قشم از انبوه ترين و وسيع ترين جنگل هاي حرا برخوردار است. از اين رو سازمان جهاني يونسكو جنگل هاي اين جزيره را منحصربفرد لقب داده و نام آن را در فهرست ذخاير زيست كره جهان به ثبت رسانده است. ذخاير زيست كره مناطقي هستند كه نمونه و مشابهي در هيچ جاي ديگر دنيا ندارند. به علاوه اين جنگل ها محل مناسبي براي زمستان گذراني پرندگان مهاجر به شمار مي روند. سالانه بيش از يكصدگونه پرنده آبزي و كنار آبزي در جنگل هاي حرا ديده مي شوند. انواع كاكايي ها و پرستوهاي دريايي، فلامينگوهاي سرخ پر، حواصيل هاي سفيد و خاكستري تعدادي از گونه هاي پرندگان مهاجرند كه با جمعيتي چندصدتايي و گاه چند هزارتايي علاقه مندان به تماشاي پرندگان و پرنده شناسان را به شگفتي مي كشاند. جنگلهاي مانگرو در سواحل جنوبي ايران با وسعت 9200 هكتار در مناطق متعددي در حد فاصل  مدارهاي 25 درجه و 11 دقيقه تا 27 درجه و 52 دقيقه گسترش يافته است. اين اجتماعات گياهي كه تنها رويشهاي چوبي ناحيه جزر و مدي سواحل گرمسيري مي باشند در ايران تنها از دو گونه درختي با نام درخت حرا (Avicennia merina) و درخت چندل(Rhizopora mucrnata) تشكيل يافته اند كه گونه اخير تنها در خورهاي منطقه سيريك با وسعت محدود وجود دارد و سايررويشگاهها به طور خالص از درختان حرا تشكيل يافته است. لذا ديده شده است كه جنگلهاي مانگر ايران به نام جنگلهاي حرا ناميده مي شوند كه اين امر بدليل غلبه درختان فوق در اكثر رويشگاهها مي باشد. اما واژه حرا معادل واژه مانگرو نبوده، هر يك از مفاهيم مستقلي برخوردارند.

در گذشته استفاده از چوب درختان حرا براي سوخت رواج بسيار داشته است اما در حال حاضر تنها از برگ درختان حرا جهت تعليف دام و گلهاي آن براي تهيه عسل و زنبورداري (در منطقه ناي بند) استفاده مي گردد. همچنين به واسطه غناي محيط آبي رويشگاه، گرايش بسياري در استفاده از عرصه اين جنگلها براي آبزي پروري خصوصاً احداث استخرهاي پرورش ميگو ديده مي شود. در حال حاضر مانگروهاي منطقه خمير و قشم با عنوان منطقه حفاظت شده، تحت مديريت قرار دارد و همين منطقه بعنوان تنها ذخيرگاه بيوسفري ساحلي آبهاي جنوب كشور نيز انتخاب گرديده است.

همچنين جنگلهاي حرا در منطقه مله گنزه و خليج چابهار به ترتيب در محدوده مناطق حفاظت شده مند و با هوكلات قرار دارند كه در برنامه مديريت زيست محيطي اين مناطق تحت حفاظت قرار گرفته اند. سه رويشگاه از مانگروهاي ايران واقع در منطقه خمير و قشم، حوزه تياب و كلاهي و خورهاي منطقه سيريك بدليل اهميت زيستگاهي بعنوان تالاب بين المللي در مجموعه تالابهاي فهرست شده در كنوانسيون رامسر قرار گرفته اند.

در استان بوشهر اين اكوسيستم در سه ناحيه مله گنزه، بندر دير و خليج ناي بند از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد و در ادامه اين ناحيه مورد بررسي قرار مي گيرد.

موقعيت منطقه:

خليج ناي بند در 320 كيلومتري جنوب شرقي بوشهر به صورت دماغه اي در اراضي سواحل شمالي خليج فارس قرار گرفته است. ارتفاعات جنوبي آن حدفاصل عرض جغرافيايي 27 درجه و

13 دقيقه تا 27 درجه و 52 دقيقه و طول شرقي 52 درجه و 33 دقيقه تا 52 درجه و 51 دقيقه قرار گرفته و با وسعت 22500 هكتار و فرماسيون كوهستاني با هدف حفاظت از اكوسيستم كم نظير، ارزشهاي زيستگاهي براي كل، بز و قوچ و ميش و همچنين حضور جانوران كميابي همچون جبير از سال 1357 با وسعتي محدود به عنوان منطقه حفاظت شده انتخاب گرديده است. در حاشيه اين منطقه جنگلهاي باارزش مانگرو بصورت پراكنده ديده مي شوند و دشتهاي آن نيز از گونه هاي در معرض خطري نظير جبير برخوردار است. وسعت اين خليج 41300 عكتار و ارتفاع آن از سطح دريا 124 متر است.

ويژگيهاي اكولوژيك خليج ناي بند:

 منابع فيزيكي: آب و هواي منطقه نيمه گرمسيري است و شرايطي همانند ساوانها را دارد. درجه حرارت در زمستان بطور متوسط 12 تا 16 درجه سانتيگراد و در تابستان تا 47 درجه نيز مي رسد. ميزان بارندگي متوسط در سال 100 تا 150 ميلي متر و اغلب بصورت بارش زمستانه است.

منابع آب شيرين اين منطقه بسيار كم بوده و از اين نظر حيات وحش در تنگنا قرار دارند. آبهاي ساحلي تا حدودي كدر و لب شورهستند. منطقه ناي بند بويژه بخشهاي كوهستاني آن از سنگهاي آهكي با گنبدهاي نمكي مربوط به دوره كامبرين تشكيل شده است. اين منطقه تركيبي از دشتهاي ساحلي، تپه ماهورها و كوههاي خشك را دربرمي گيرد.منطقه از رسوبات آبرفتي بوده و به سمت دريا شور و آهكي ميشوندو اراضي ساحلي از بخشهاي دروني منطقه بوسيله بريدگيهاي شيبدار و دره مانندي كه اغلب صخره اي و خشك هستند جدا شده اند.

از بين منابع فيزيكي ساحلي كه نقش قابل توجهي در انتخاب مناطق حساس و ذخاير ساحلي دارد مي توان به خليجهاي كوچك و خورها اشاره نمود كه در منطقه مورد نظر هر دو فرم ديده مي شود.

خليج ناي بند: خليج ناي بند با وسعت 3/41 كيلومتر مربع (معادل 41300 هكتار) و عرض دهانه 7400 متر و خط ساحلي به طول 75/20 كيلومتر در رديف خليجهاي كوچك ساحلي (Bay) قرار

 مي گيرد. اين دسته از خليج ها نوعي از فرم هاي هيدروژيك ساحلي مي باشند كه به واسطه نيروي هيدروديناميك آب ايجاد مي گردند به اين نحو كه در بخش هايي از ساحل تحت تأثير دفع انرژي آب كه گاه آخرين محل دريافت نيروهاي رانشي و چرخشي مي باشد خوردگي در ساحل ايجاد شده و پيشروي زمانه اي در آن مشاهده مي گردد. چنانچه اين وضعيت در ساختاري سنگي و صخره اي اتفاق افتد فرم هيدرولوژيك ايجاد شده و به نام آبدره (Fjurd) ناميده مي شود و چنانچه در اراضي دانه ريز به وقوع بپيوندد، ايجاد خليج كوچك (Bay) مي نمايد.

خورهاي عسلويه، بساتين و هاله:

بنا به تعريف، خور (Khoor-Creek) به پيشروي آب به درون خشكي تحت تأثير جزر و مد گفته مي شود. خورها كه نوعي شاخا به (Inlet) محسوب مي گردند بر اساس شيب ساحل و جنس آن به شكل هاي مختلف ديده مي شوند، گاهي پس از ورود به خشكي منشعب مي گردند، گاه از وضعيتي كماني، مارپيچي و غيرمستقيم برخوردارند و گاه مستقيم و تك شاخه اند اما در تمام حالات فوق، با دور شدن از دريا كم عرض و كم عمق شده و در انتها باريك و با اراضي پست اطراف هم سطح مي شوند. خورها معمولاً با هيچ آبراهه اي در داخل خشكي ارتباط ندارند. اما چنانچه با رودخانه اي فصلي كه به طور دوره اي آبدار است مربوط شوند به نام خور- مصب(Creek-Estuary) و اگر با يك مسيل كه تنها در هنگام وقوع سيلاب آبدار است مربوط شوند به نام خور- مسيل (Creek-Flood way) ناميده مي شوند.

 خورها نيز به واسطه دور بودن از تلاطم آب هاي آزاد، كم عمق، آرامش زيستگاه و تأثيرپذيري از مواد مغذي خشكي، از تراكم جانوران ساحلي مانند پرندگان آبزي، ماهيها و ساير نرم تنان بهره مي برند كه موجودات اخير از نقش تغذيه اي براي انسان و يا حمايت كننده زنجيره غذايي دريا برخوردار مي باشند. در خليج ناي بند سه خور به قرار زير وجود دارد:

1-   خور عسلويه: اين خور با طول 5250 متر در جهت شمالي و سپس با تغيير جهت با امتداد

  غربي در اراضي كم شيب شرق بخش عسلويه و جنوب دهستان بيدخون جريان دارد.

 اين خور كه با دهستان بيدخون 5/1 كيلومتر و با بخش عسلويه 3 كيلومتر فاصله دارد به واسطه تغييرات جريان آب تحت تأثير جزر و مد در اراضي اين ناحيه پهنه اي تالابي به وسعت 8400 هكتار ايجاد نموده است كه ارزش زيستگاهي قابل توجهي براي شمار قابل توجهي از پرندگان آبزي  و كنار آبچر دارد. از ديگر ويژگيهاي با اهميت اين خور حضور اجتماعات حرا در آن مي باشد.

 2-   خور بساتين: اين خور كه در 2 كيلومتري شمال شرقي بساتين واقع شده است، با 3100 متر طول در جهت شمال شرق قرار دارد. وسعت اراضي تالابي مجاور اين خور 56 هكتار است. از آنجا كه خور بساتين با مصب رودخانه سيلابي كنگان در ارتباط است در واقع يك خور- مسيل محسوب مي گردد. اجتماعات حرا، حضور پرندگان آبزي و ارزش هاي زيستگاهي جهت زادآوري آبزيان از ويژگيهاي اين خور به شمار مي آيند.

 3-   خور هاله: در 2 كيلومتري شرق دهستان ناي بند، خور هاله با طول 2000 متر و در جهت غربي واقع شده است كه به واسطه نزديك بودن به مراكز مسكوني imbricicata تنها به سواحل بيدخون و بندر عسلويه (در مختصات ¢24،°27 تا  ¢28،°27 عرض شمالي و  ¢36،°52 تا  ¢39،°52 طول شرقي) محدود مي گردد. اين آبزيان براي تغذيه به خورهاي داراي جنگل هاي حرا در خليج ناي بند و پهنه آبي اين خليج مراجعه مي كنند و بيشترين حضور اين پرندگان آبي در اين ناحيه گزارش شده است.

جنگل هاي حرا:

اجتماعات نباتي جنوب ايران از عناصر نوبو- سندي تشكيل شده اند و پوشش گياهي ناي بند نيز از عناصر رويشي اين منطقه و بخش هاي فرعي آن سود مي برد. ترانسكت گياهي در اين منطقه از مناطق دروني به سمت دريا شش تيپ پوشش گياهي را نشان مي دهد. مناطق دروني گونه كنار numularia Zizphus غالب است. گونه Halocnemum يك بار بعد از جامعه كنار قرار گرفته و يكبار هم در حاشيه جامعه مانگرو پراكنده است. گونه Juncus اغلب با

گونه هاي ديگري نظير Limonium, Halocnemum, Alhaji در بيشتر قسمت هاي منطقه ديده مي شود. گونه خارشتر نيز جامعه غالبي را تشكيل مي دهد كه گونه هاي همراه آن Tamarix, Halocnemum و Liminium هستند. جامعه قابل ذكر ديگر Aleuropus مي باشد. جامعه حرا (Avicennia marina) تنها جامعه درختي حاشيه منطقه است كه به شدت آسيب ديده و نياز به حفاظت دارد. جامعه حرا به وسيله پوشش گياهي شورپسند Salicorina herbaceae احاطه شده است.

رويشگاه جنگل هاي حرا در استان بوشهر آخرين نواحي پراكنشي اين اجماعات درختي كمياب در ناحيه ساحلي شمالي خليج فارس مي باشد و عملاً در مقياس جهاني، آخرين محدوده پراكنش جهاني آنها در سواحل شمال غربي آسيا محسوب مي گردد. هر چند قطعاتي كوچك از اجتماعات حرا در بندر دير (به وسعت يك هكتار) و پوزه ماشه در منطقه مگه كنزه (به وسعت 22 هكتار) وجود دارد اما اجتماعات حرا در خليج ناي بند با وسعت 390 هكتار وسيعترين اجتماعات حرا در مدارهاي بالاي 27 درجه در خليج فارس محسوب مي گردد و بعنوان آخرين مجموعه انبوه و وسيع از اين درختان در جنوب غربي آسيا شناخته مي شوند.

الف) جنگل هاي حرا در خور عسلويه:

 جنگل هاي حرا در اين خور در مختصات ¢26،°27 تا  ¢27،°27 عرض شمالي و  ¢37،°52 تا  ¢41،°52 طول شرقي واقع شده اند. توده هاي حرا كه در اين خور در حاشيه آبراهه ها استقرار

 دارند داراي وسعت 237 هكتار مي باشد و از شادابي و وضعيت مطلوبي برخوردار هستند. از حيث تراكم، 60 درصد اين اجتماعات خود توده هاي خيلي متراكم، 30 درصد متراكم و 10 درصد باقيمانده شامل اجتماعات كم تراكم و پراكنده مي باشد.

 بر پايه آماربرداري انجام گرفته در اين اجتماعات به طور متوسط 154 اصله درخت در هر هكتار وجود دارد. ارتفاع متوسط درختان معادل 7/1 متر مي باشند. اين درختان كه توزيع كننده 214

ريشه هوايي در هر متر مربع مي باشند ، پايه هاي زيستي مناسبي جهت فعاليت كفزيان ناحيه جزر و مدي فراهم ساخته و درصد پوشش اين جنگل ها حدود 40 درصد مي باشد و در هر متر مربع اين رويشگاه در حال حاضر 19 اصله نهال به صورت طبيعي استقرار يافته است.

 ب) جنگل هاي حرا در بساتين:

 وسعت اجتماعات مستقر در حاشيه اين خور 120 هكتار مي باشد كه در مختصات ¢24،°27 تا ¢25،°27 عرض شمالي و ¢40،°52 تا ¢41،°52 طول شرقي جاي گرفته اند. تراكم درختان اين توده از خور عسلويه كمتر است و در مجموع 25 درصد توده خيلي متراكم، 45 درصد متراكم، 10 درصد كم تراكم و 20 درصد پراكنده مي باشند. در هر هكتار از اراضي اين رويشگاه 152 اصله درخت با ارتفاع متوسط 2/1 متر وجود دارد و هر متر مربع از بستر آن در برگيرنده 200 پايه از ريشه هاي هوايي درخت مي باشد. به واسطه ميانگين سطح كم تاج اين درختان درصد پوشش اين منطقه كم و معادل 2 درصد مي باشد. جنگل هاي حرا خليج ناي بند علاوه بر اجتماعات درختان حرا (Avicennia marina) با اجتماعاتي از گياهان هالوفيت همراه مي گردند و در مجموع مي توان جوامع گياهي خليج ناي بند را شامل اجتماعات زير دانست.

_ جامعه ي حرا(Avicennia marina)  اين جامعه بر روي گل و لاي ساحلي و در مناطق بسيار كم عمق آب مي رويد. بعلت استفاده از شاخ و برگ آن براي علوفه اغلب بصورت درختچه باقي مانده اند. البته جامعه حراي ناي بند نسبت به ساير رويشگاههاي اين درخت ماهيتاً فقير است.

جامعه شوره زار (Hallocenmum strobilaceum): اين جامعه در بلافصل جامعه حرا قرار گرفته و با گونه هاي Lagopolides, Aeluropus, Limonuim sp. همراه است. در اين جامعه اغلب گونه هايي ديگري نظير Cressa cretica نيز وجود دارند. در مناطق مرطوب از آبهاي لب شور گونه هاي Tamarix sp, Juncus sp نيز وارد مي شود.

گل دادن مانگرو

ازن عامل حیات در زمین

گاز ازن
تعریف کلی

ازون (
Ozone
) کلمه یونانی است به معنی «بو» و بالاحض «بو تند» اطلاق می شود. اوزن ( ) مولکولی با اتم سه اتم اکسیژن است مولکول اکسیژن ( ) دارای دو اتم اکسژن است اما تفاوت در یک اتم اکسیژن در این دو مولکول تفاوتهای اساسی را در این دو مولکول بوجود آورده است.

چرخه ازون

در استراتوسفر (
Stratospher ) مولکول های تازه اوزن مدام با واکنشهای شیمیایی و دریافت انرژی لازم از پرتوهای خورشید ، به مولکول و اتم اکسیژن تجزیه می شوند. این اتمهای اکسیژن که بسیار فعالند، طی مدت زمان کوتاهی کمتر از کسر ثانیه ، از هم جدا و به مولکولهای اکسیژن متصل می شوند و تشکیل مولکولهای سه اتمی اکسیژن ، یعنی ازون ، می‌دهند. غیر از این چرخه طبیعی ، طی واکنشهایی با ازت و هیدروژن و کلر تولید شده در سطح و رها شده به اتمسفر ، از بین می‌رود.
اهمیت ازون در حیات بشر
اگر فضانوردی ، در ارتفاع زیاد ، به این سیاره خانه ما نظاره کند، نوار نازک آبی رنگی که دور زمین را فراگرفته ، نظرش را جلب خواهد کرد. این پوشش شفاف ، حیات را در جو زمین تأمین می‌نماید. حیات ، بصورتی که ما می‌شناسیم، تنها با پوشش حفاظتی ازون میسر می‌شود. بدون وجود اوزن ادامه ی زندگی امکان ناپذیر است. تشعشعات خورشیدی ، یکنواخت نیست. این تشعشعات ، شامل اشعه‌ای به نام اشعه ماورای بنفش است.
چنانچه تمامی این تشعشعات به سطح زمین می رسید، وجود حیات در روی زمین امکان ناپذیر است. زیرا این تشعشعات حامل مقدار زیادی انرژی مرگ‌زا برای موجودات زنده است. خوشبختانه تنها بخش ناچیزی از اشعه ماورای بنفش خورشید به سطح زمین می‌رسد. قسمت اعظم این اشعه ، انرژی خود را در ارتفاع 20 تا 30 کیلومتری سطح زمین و در جو آن از دست می‌دهد. در این عمق از جو فراگیرنده زمین، مقادیر متنابهی ازون موجود است و این ازون، اشعه ماورای بنفش را جذب می کند.
رایحه تازگی بعد از رعد و برق
پس از رعد و برق ، تنفس شما با آسودگی بیشتری صورت می‌گیرد. هوا پاکیزه و مملو از تازگی است. علت این است که رعد و برق ، باعث تولید گاز اوزن در جو می شود و همین گاز است که هوا را تازه‌تر می‌نماید.
انسان و نابودی لایه اوزن
فعالیت انسانها بر روی زمین در سپر حفاظتی اوزن ، اثر می‌گذارد. از نیمه قرن بیستم ، فعالیت انسان روی زمین موجب بروز ضایعاتی در لایه اوزن شده و به نظر می‌رسد که حیات روی کره زمین در معرض مخاطره قرار گرفته است. در واقع انسان ناخواسته هوا را با مواد شیمیایی آلوده می‌کند و سپر حفاظتی خود را از بین می‌برد. در اواسط دهه 1970 ، دانشمندان به امکان تاثیر پرواز هواپیماهای سریع السعیر و یا فوق سرعت صوت و مواد شیمیایی موجود در قوطی‌های عطر پاش روی لایه اوزن پی بردند.
هواپیماهای مافوق صوت ، در ارتفاعات بسیار زیاد که هوا رقیق‌تر و مقاومت آن در برابر بدنه هواپیما کمتر است ، پرواز می‌کنند و ازت فعال موجود در دود خروجی از موتور هواپیما اثر ضایع کننده بر روی لایه اوزن دارد. گازهای کلرو فلوئورو کربن (
CFC) نیز که در خنک کننده ها و دستگاههای تهویه مورد استفاده قرار می‌گیرد، روی اوزن استراتوسفری خطرناک می‌باشد. هر اتم کلر آزاد شده از این گازها ، حدود یک صد هزار مولکول اوزن را ضایع می‌کند و با مصرف این گازها طی یک دهه مقادیر زیادی ازون از بین رفته و تراکم این گاز در استراتوسفر کاهش یافته است.
نقش ازون در ضد عفونی آب
آبی که می‌آشامیم، کلریزه است. این آب مضر است، در حالی که طعم آن نیز نامطبوع‌تر از طعم آب چشمه است. آب آلوده به ازون ، عاری از هر گونه باکتری زیان‌آور است و طعم آن نیز بر ذایقه ، خوشایندتر است.
مضرات گاز ازون
ازون از واکنش با مواد شیمیایی آلوده کننده‌ای که در سطح زمین ، تولید و متصاعد شده‌اند، دوباره وارد تروپسفر (
Tropospher) می‌شود و به سطح زمین می‌رسد. در این حالت ، ازون نقش مخرب و آلوده کننده دارد. چون همراه با مواد شیمیایی دیگر بافتهای حیاتی ، حیوانی و گیاهی را به شدت ضایع می‌کند. ازون ، در ارتفاع کم از سطح زمین ، همراه دود و بخار موجود در هوا در بسیاری از شهرهای بزرگ و صنعتی جهان ، موجب تشدید آلودگی می‌گردد. ازون در نقاط پایین اتمسفر یعنی تروپسفر ، مانند گازهای گلخانه‌ای عمل می‌کند و افزایش تراکم آن در این ناحیه در بالا بردن حرارت عمومی کره زمین موثر است (گرم شدن زمین).