تبليغاتX
 اکتـــــــــــــــا (آسمان نیمه ابری)
 

نرم افزار جغرافیای جهان اسلام

نرم افزار جغرافیای جهان اسلام عصر چهارشنبه  در مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی قم رونمایی شد.

 

این نرم افزار که نخستین باربه روش دیجیتالی تولید شده است 79 عنوان کتاب به زبان های فارسی و عربی در 169 مجلد از منابع جغرافیای جهان اسلام را در بر می گیرد و قابلیت های مختلف پژوهشی در زمینه های متنوع جغرافیای بلاد اسلامی از جمله جستجوی منابع و نمایه زنی را دارد.

مدیر اجرایی این نرم افزار در حاشیه مراسم رونمایی در گفتگو با خبرنگار واحد مرکزی خبر، نمایش متون ، جستجوی متون و اماکن و جایها را سه بخش مهم این نرم افزار نامید و گفت : در بخش نمایش علاوه بر امکان مقایسه دو متن امکان دسترسی به متن کتب از طریق فهرست گزینشی و درختی ، در بخش جستجوی اماکن جستجوی موضوعی بیش از 62 هزار عنوان باب موضوعات و در بخش جایها امکان دسترسی به 20 هزار اسم مکان بکار رفته در منابع جغرافیای جهان اسلام برای کاربران وجود دارد.

آقای سلطان پور افزود : متن کامل قرآن کریم همراه با ترجمه فارسی و انگلیسی و متن کامل 10 دوره لغت نامه عربی و فارسی نیز در این نرم افزار عرضه شده است.

رئیس مرکز تحقیقات کامپیوتر علوم اسلامی هم در مراسم رونمایی این نرم افزار با معرفی دولت الکترونیک ، نیاز ها و ضرورت های آن گفت : تجارت ، آموزش ، بانکداری ، اشتغال و بهداشت الکترونیک از جمله عرصه های خدمات الکترونیکی است که دولت امسال 170 میلیارد ریال برای توسعه آن در کشور هزینه می کند.

آقای شهریاری بابیان اینکه فضای دیجیتالی در جهان در حال تحکیم اقتدار و جایگاه خود است افزود : دسترسی به دانش روز نیازمند ابزار است و هر کشوری در این باره کوتاهی کند از کاروان توسعه عقب خواهد ماند.

نرم افزار دیجیتالی جغرافیای جهان اسلام هنوز در فضای اینترنتی عرضه نشده و در قالب لوح فشرده در اختیار کاربران قرار می گیرد.

 


 

نوشته شده توسط ج .عجم در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 ساعت 11:11 موضوع خبري | لینک ثابت


جزایر سه گانه از منظر تاریخی

جزایر سه گانه تنب كوچك ، تنب بزرگ ، ابوموسی از منظر تاریخی   


جزایر تنب بزرگ و گوچك و ابوموسی ، سه جزیره كوچك ایرانی در خلیج فارس می باشند.
جزیره تنب كوچك ، یك مایل طول و سه چهارم مایل عرض دارد و در فاصله 22 مایلی ساحل قرار گرفته است . جزیره تنب بزرگ در 17 مایل جنوب ایران و در جنوب غربی جزیرۀ ایرانی قشم می باشد و با سواحل آن سوی خلیج فارس 43 مایل فاصله دارد.
جزیره ابوموسی تقریباً در وسط خلیج فارس می باشد و تنها چند مایل از غرب یك جزیره دیگر ایران به نام سیری، فاصله دارد.
این جزایر از گذشته های بسیار دور بخشی از قلمرو ایران بوده اند و در قرنهای 18 و 19 میلادی جزء حوزۀ صلاحیت و حكمرانی لنگه به حساب می آمده اند كه خود یك بخش اداری از استان فارس بوده است.
حاكمیت ایران بر این جزایر در كتابها ، اسناد تاریخی ، سالنامه ها ، شرح وقایع راهنمایان دریایی ، نقشه های جغرافیایی و به خصوص در اسناد رسمی ، گزارش های اداری و یادداشتهای وزارت خارجه و دفتر امور هندوستان در انگلیس در خلال قرنهای 17 و 18 و بخش اعظم قرن 19 منعكس شده است.
چابهای اول و دوم ( 1883 و 1864 ) كتاب وزارت دریاداری انگلستان تحت عنوان « راهنمای دریایی خلیج فارس » می باشد كه در آنها  هر سه جزیره به صورت بخشی از قلمرو ایران نشان داده شده است . همچنین ، جزایر مزبور در « نقشه اداره جنگ » انگلستان كه در سال 1887 تهیه شده ، نقشه لرد كروزن از ایران مورخ 1892 و نقشه مساحی روز مورخ 1897 جزایر ایرانی هستند و به رنگ قلمرو ایران مشخص شده اند.
در زمان حكومت امپراطوری گستردۀ هخامنشی ( 330-550 قبل از میلاد ) خلیج فارس یك دریای ایرانی بوده و اتحادیۀ سرزمینهای ایرانی ضامن حفظ صلح ، امنیت و نظم در سراسر منطقه و مسیرهای دریایی این امپراطوری محسوب می گردیده است . طبق آثار هردوت در ازمان داریوش بزرگ (485-521 ) قبل از میلاد ، مناطق و جزایر خلیج فارس استان( ساتراپ ) چهاردهم این امپراطوری تلقی می شده است.
در خلال سالهای بعدی كه نظام جهان به صورت دو قطبی درآمده و تحت سیطرۀ امپراطوریهای پارت و ساسانی (238 ق.م - 641) از یك سو و امپراطوری روم از سوی دیگر بوده است ، خلیج فارس همواره بخشی از اتحادیه سرزمینهای ایرانی و یك دریای ایرانی تلقی می شده است. حكومت ایران ( در این دوره نیز ) همچنان ضامن حفظ صلح ،امنیت و نظم در این حوزه بود.
در خلال دوران ساسانی – از 224 تا 641 میلادی – اتحادیۀ ایران توانست با زیركی و مهارت سیاسی بیشتری به موجودیت خود ادامه دهد.
در دوران حكومت آل بویه ، در واقع همۀ حوزه خلیج فارس و حاشیه جنوبی آن بخشی از قلمرو حكومت مزبور محسوب می شد.
در زمان سلجوقیان ( 1194 – 1055 ) ، سلاطین سلجوقی وارث سلطۀ بلامنازعی بر خلیج فارس بودند.
تهاجم مغولها باعث بروز هرج و مرج بی سابقه ای در امپراطوری ایران شد. مع هذا، فارس و كرمان با درایت حكّام محلی خود از عواقب ویرانگر این تهاجم جان سالم به در بردند. حكّام مزبور ، گاهی به اتفاق ، ولی اغلب به طور مستقل بر حوزۀ خلیج فارس تسلط داشتند و برای این امر به قدرت دریایی اتباع خود یعنی شیوخ قیس و هرمز متكی بودند.
در دوران حكومت ایلخانان ، سلطان هرمز كه تابع حاكم فارس بود ، قدرت دریایی و تجاری بی سابقه ای كسب كرد و در واقع به موقعیتی دست یافت كه می توان آن را همتای « ونیز » در آسیا محسوب كرد.
در عرض 150 سال بعدی یعنی از سال 1346 تا 1500 تمامی جزایر و سواحل خلیج فارس تحت حكومت سلطان هرمز بود كه خود تابع حكّام فارس یا كرمان محسوب می شد.
در این زمان نادر شاه تا پایان قرن ، بندر لنگه و جزایر مرتبط با آن یعنی فارور ،سیری ، ابوموسی و تنب ها همچنان تحت حكومت حكّام لنگه –كه خود وابسته به استان فارس بودند- قرار داشت .
با توجه به حقایق فوق ،به طور منطقی می توان گفت :
لنگه و جزایر مربوط به آن یعنی سیری ، فارور ، بنی فارور،ابوموسی و تنب ها همیشه بخشی از قلمرو ایران بوده است.
در دورۀ بین 1820 تا 1887 مقامات انگلیسی در خلیج فارس به طور مداوم و قاطع معتقد بودند كه جزایر تنب و ابوموسی بخشی از قلمرو ایران است.
در همین دوره چندین نقشۀ رسمی تهیه شده است كه به عنوان مدارك كارتوگرافیك دربارۀ نحوۀ تقسیم مناطق متعلق به ایران در نظر گرفته می شوند و در آنها جزایر تنب و ابوموسی بخشی از ایران می باشند . به عبارت دیگر،این نقشه ها گویای آن است كه مقامات انگلیسی تعلق جزایر مزبور را به ایران به رسمیت شناخته اند.
به علاوه ، نقشه های مزبور توسط ایران و برای اثبات حاكمیت آن بر جزایر مورد نظر تهیه نشده اند ، بلكه نقشه های انگلیسی هستند كه علناً جزایر تنب و ابوموسی بخشی از ایران می باشند . به عبارت دیگر ، این نقشه ها گویای آن است كه مقامات انگلیسی تعلق جزایر مزبور را به ایران به رسمیت شناخته اند.
به علاوه ، نقشه های مزبور توسط ایران و برای اثبات حاكمیت آن بر جزایر مورد نظر تهیه نشده اند، بلكه نقشه های انگلیسی هستند كه علناً تنب و ابوموسی را به عنوان بخشی از قلمرو ایران نشان می دهند.
از جمله :
( الف) در شرح وضعیت دریانوردی در خلیج فارس كه در سال 1786 توسط جان مك كلئور تهیه و به وسیله شركت هند شرقی چاپ شده است ، جزایر و بنادر خلیج فارس به 5 قسمت تقسیم شده است. قسمت چهارم آن مربوط به جزایر ایرانی است كه جزایر تنب و ابوموسی به وضوح در میان آنها درج شده اند.
(ب) در اثری تحت عنوان یادداشتهای جغرافیایی مربوط به امپراطوری ایران كه جی . ام . كیز مشاور سیاسی سرجام ملكم در زمان مأموریتش در ایران تهیه كرد و در سال 1813 به چاپ رسیده است ، جزایر تنب و ابوموسی به عنوان جزایر ایرانی ذكر شده اند. در چاپ دوم كتاب كه در آن نقشۀ رنگی ، جای نقشۀ سیاه و سفید چاپ قبلی را گرفته است جزایر تنب و ابوموسی علناً به رنگ قلمرو ایران مشخص شده اند.
(ج) به همت وزیر مختار بریتانیا در هند ، كاپیتان سی . بی. اس. سنت جان در سال 1876 نقشه ای از خلیج فارس تهیه كرد كه در آن جزایر تنب و ابوموسی به همان رنگ قلمرو اصلی ایران است.
(د) نقشه وزارت جنگ بریتانیا ( مورخ 1886 ) درباره ایران،
این نقشه توسط شاخه اطلاعات وزارت جنگ در بریتانیا تهیه شده و در سال 1886 منتشر گردیده است. در این نقشه جزایر تنب و ابوموسی به رنگ قلمرو اصلی ایران است.
(ه ) نقشه لرد كروزن
به دستور لرد كروزن در سال 1892 نقشه ای از ایران تهیه شد و گزارش ضمیمه این نقشه هیچ تردیدی باقی نمی گذارد كه جزایر تنب و ابوموسی جزء قلمرو ایران است . در نقشه مزبور جزایر مورد نظر همگی به رنگ قلمرو اصلی ایران هستند.
(و ) در سال 1897 نقشۀ رنگی ایران توسط دفتر نقشه برداری اداره امور خارجی هند تهیه شده و به وسیله حكومت هند منتشر گردید. در این نقشه نیز جزایر تنب و ابوموسی به رنگ قلمرو اصلی ایران است.
طبق حقوق بین الملل ، اشغال یكی از روشهای اولیه كسب سرزمینی توسط یك دولت در قلمرویی كه به هیچ دولتی تعلق نداشته ، از طریق حضور واقعی ، دائمی و مؤثر وكنترل بر منطقه مورد ادعاست.
به عبارت دیگر اشغال عبارت از اقدام دولت به تصاحب سرزمین است كه بر طبق آن دولت اشغال كننده از روی قصد حاكمیت ، قلمرویی را كه در زمان اشغال تحت حاكمیت هیچ دولتی نیست به دست می آورد.
دو شرط برای تحقق این حاكمیت ضروری است. نخستین شرط : این است كه قلمرو اشغال شده باید بلاصاحب باشد و شرط دوم ، اینكه اشغال به صورت واقعی و مؤثر انجام شده باشد.
دیوانهای بین المللی الف: در قضیه مرز گینه انگلیس – برزیل (1904 ) ، داور سرزمین بلاصاحب را به عنوان سرزمینی مورد اشاره قرار داد كه « قلمرو حكومت هیچ دولتی نیست .»ب، در قضیه جزیره پالماس (1928) داور به چنین سرزمینی تحت عنوان سرزمین «بدون سرور» اشاره كرد. ج، در قضیه جزیره كلیپرتون (1932) داور اضهار داشت ، سرزمین بلاصاحب یعنی « سرزمینی كه متعلق به دولتی نیست.»
طبق فرهنگ حقوق بین الملل سرزمین بلاصاحب یعنی سرزمینی كه به هیچ دولتی تعلق ندارد همین تعریف توسط اوپنهایم و هاك ورث نیز ارائه شده است.
كویت ، آن را سرزمینی می داند كه متعلق به هیچ دولت متمدنی نیست.
مور نیز تعریف مشابهی دارد و می گوید سرزمین بلاصاحب یعنی سرزمینی كه به« اشغال قدرت متمدنی » در نیامده است.
با توجه به تعاریف اساتید حقوق بین الملل كه مورد اشاره قرار گرفت می توان بطور منطقی نتیجه گرفت كه جزایر تنب و ابوموسی پیش از سال 1903 به هیچ وجه سرزمین بلاصاحب نبوده اند زیرا این جزایر از زمانهای قدیم – به تأیید شواهد و مدارك غیرقابل انكار تاریخی – بخشی از سرزمین ایران بوده اند. جزایر مزبور از اوایل قرن 17 تا سال 1903 تحت ادارۀ لنگه بوده اند كه خود بخشی از استان فارس است . بعلاوه ، جزایر مزبور بطور مداوم توسط اهالی لنگه ،شیرو ،مغو وثخلیو ، برای كشاورزی ،ماهیگیری ، و صید مروارید مورد استفاده قرار می گرفته است.
در خلال دهه 1920 ایران دوبار پیشنهاد كرد كه اختلافات مربوط به جزایر ، به خصوص در مورد بحرین به جامعۀ ملل ارجاع شود. این پیشنهادات ابتدا در سال 1923 و سپس دو سال بعد یعنی در 1925 مطرح شد. اما انگلیس كه به شدت از نظارت اشخاص ثالث و مجامع بین المللی براعمال خود در خلیج فارس وحشت داشت به مقامات ایرانی اطلاع داد كه بهتر است مسائل فی مابین از طریق مذاكرات دو جانبه حل و فصل شود .
درآوریل 1935 فرماندار بندر عباس نامه ای به رئیس جزیره تنب نوشت و همراه با آن سه نسخه از فرمان شاه ایران درباره انتخابات دوره دهم مجلس ایران را برای توزیع فوری به او تسلیم نمود . این نامه و اعلامیه های همراه آن توسط یك افسر نیروی دریایی دریافت شد و در عین حال بوسیلۀ نماینده سیاسی ایران به وزیر مختار بریتانیا در تهران                            ( ناچبول هاگسن )- ارائه گردید.به هر حال انگلیسیها به این موضوع اعتراض نكردند.
اخذ عوارض در جزیرۀ تنب به اسم نیروی دریایی ایران ، در دسامبر 1940 و فوریه 1941 صورت گرفت و انگلیسیها هیچ اعتراضی نكردند.
در دورۀ 22 نوامبر 1954 تا 20 ژانویه 1955 سواحل ایران در خلیج فارس بصورت فرمانداری كل بنادر و جزایر خلیج فارس سازماندهی شد. طبق طرح تقسیمات اداری جدید ، تنب بزرگ جزء بخش قشم قرار گرفت كه خود قسمتی از حوزۀ بندر عباس محسوب می شد و جزایر تنب كوچك و ابوموسی به بخش جزیرۀ كیش اختصاص یافت. البته ابوموسی در تابستان 1958 در بخش كیش ادغام شد. در این موارد ، دولت بریتانیا هیچ اعتراضی نكرد.
یك هلی كوپتر ایرانی گروهی از مسّاحان ایرانی را در سپتامبر 1961 در جزیرۀ تنب پیاده كرد و آنها اقدام به تعیین محل مناسب برای ایستگاه هوا شناسی نمودند. این گروه پس از مسّاحی كامل جزیره ،اخذ عكسهای لازم و انجام تحقیقات كافی جزیره را ترك كردند.
نتیجه :
جزایر ابوموسی و تنب از زمانهای بسیار قدیم جزء قلمرو ایران بوده اند و در قرن 18 و 19 میلادی به طور مستقیم تحت صلاحیت و ادارۀ ولایت لنگه بوده اند كه خود یك بخش اداری از استان فارس بوده است.
شواهد حاكمیت ایران بر این جزایر در اسناد رسمی ، اسناد تاریخی ، كتابچه های راهنمای دریانوردان ،سالنامه ها ،شرح وقایع روزانه (گازیته ها ) نقشه های سیاسی و كارتوگرافیك ،گزارشهای اداری و یادداشتهای رسمی وزارت خارجه انگلیس و ادره امور هندوستان در بریتانیا در خلال قرون 17 و 18 و قسمت اعظم قرن 19 بارها مشاهده می شود. بخصوص جالب توجه است كه در نقشۀ تهیه شده توسط دفتر امور جنگ در سال 1887 ، این جزایر به رنگ قلمرو اصلی ایران مشخص گردیده و نیز در نقشه لرد كروزن از ایران مورخ 1892 و نقشه اداره مسّاحی هندوستان مورخ 1897 و كتابچه های راهنمای دریانوردی در خلیج فارس چاپ 1864 و گزارشهای اداری دولت انگلستان در سالهای 76-1875 به عنوان قلمرو ایران درج شده اند. بنابراین جزایر تنب و ابوموسی در حاكمیت ایران می باشد.

                                                                                   منبعww.ariarman.com


 

نوشته شده توسط ج .عجم در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 ساعت 18:1 موضوع خبري | لینک ثابت


هر گز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

دكترعلی شريعتی (1356-1312 )

1312
تولد در مزينان خراسان.
1319
 ورود به دبستان ابن يمين مشهد.
1322
تاسيس « نهضت خداپرستان سوسياليست» برهبري محمد نحشب.
1323
تاسيس « کانون نشر حقايق اسلامی» در مشهد به ابتكار استاد محمد تقي شريعتي.
1326
انتشار شماره اول نشريه كانون بنام « كارنامه كانون».
1327
عضويت در  کانون.
 1329 ورود به دانشسرا و استخدام همزمان در فرهنگ مشهد.
1330
راهپيمايي عظيم مردم مشهد در پشتيباني از نهضت ملي مصدق ( پايين آوردن تابلوي شركت نفت ايران وانگليس و نصب تابلوي « شركت ملي نفت ايران» و سخنراني استاد محمد تقي شريعتي بر فراز ساختمان شركت.)

1331 پايان تحصيلات دانشسراي مقدماتي ( نظام قديم) و شروع به تدريس در مدارس، تاسيس انجمن اسلامی دانش آموزان، نگارش كتاب «مكتب واسطه» و شروع به ترجمه كتاب «ابوذر غفاري، خداپرست سوسياليست»، اثر جودة السحار مصری، نخستين بازداشت به جرم تظاهرات ضد دولتی.
1332
پيوستن به « نهضت مقاومت ملي »، اخذ ديپلم تكميلي ادبي (پيش دانشگاهي)
1333
ترجمه « نمونه های عالی اخلاقی» اثر کاشف الغطاء.
1334
تاسيس دانشکده ادبيات مشهد وادامه تحصيل تا ليسانس، نشر جزوه  تاريخ تکامل فلسفه.

1336 بازداشت در مهر ماه بهمراه 16 تن از ياران « نهضت مقاومت ملی» بمدت يك ماه و اندي.
1337
فارغ التحصيل دانشکده با احراز رتبه اول، ازدواج با يكي از همكلاسان خود خانم فاطمهپوران شريعت رضوي.
1338
اعزام به فرانسه، تولد اولين فرزند.
1339
شناخت فانون و ترجمه گزيده ای از آثار وی، انتشار ترجمه « نيايش» كارل در مشهد، پيوستن به شاخه ای از جبهه آزاديبخش ملي الجزائر، فعاليتهای سياسی در بطن اپوزيسيون ملی- دمکراتيک و کنفدراسيون دانشجويان ايرانی، انتشار نشريه "ايران آزاد" جبهه ملی و ارگان فکری "انديشه جبهه" که فانون را نخستين بار در آن به ادبيات انقلابی ايران معرفی نمود.
1340
بازداشت در پاريس در پی تظاهرات دانشجويان در برابر سفارت بلژيک بهنگام شهادت پاتريس لومومبا، 17 ژانويه، گفتگو با گيوز (روشنفکر توگوئی) در زندان سيته پاريس.
1341
تحصيل و پژوهش در جامعه شناسی و تاريخ اديان، در کلاس های ماسينيون، برک، گورويچ، آشنائی با سارتر و محيط روشنفکری فرانسه، انتشار «غربزدگی» آل احمد در ايران.
1342
اخذ دکترای ادبيات در سوربن زير نظر ژيلبر لازار.
1343
بازگشت به ايران و بازداشت در مرز و انتقال به تهران.
1351-1344
پس از يکدوره تدريس در مدارس، تدريس در دانشگاه مشهد، انتشار دفاتر ادبی «کوير» و «اسلامشناسی» (مشهد)، يکرشته سخنرانی و کفرانس در دانشگاه های سراسر کشور و بويژه تهران-حسينيه ارشاد، که به درخواست بخشی از روحانيت محافظه کار توسط رژيم شاه تعطيل ميشود، ممنوعيت انتشار و سخنرانی. حبس بمدت 18 ماه در زندان ساواک، پليس مخفی شاه، در سلول انفرادی، آزادی پس از توافقات الجزيره، زيرنظر در منزل.
1356
:26 ارديبهشت- پس از توفيق در ترک ايران تحت نام خانوادگی دوم خود، همسر و فرزندش ممنوع الخروج و گروگان گرفته ميشوند، 29 خرداد - شهادت در شرايطِ مشکوک در ساتمپتون انگلستان. 


 

نوشته شده توسط ج .عجم در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 ساعت 17:6 موضوع خبري | لینک ثابت


نتایج مسابقات عکس - طرح درس و مقالات جغرافیایی

( لیست اسامی دبیران برتر ، برگزیده و منتخب مسابقه عکس های جغرافیایی استان خراسان رضوی)

الف: نفرات برتر استان    

1-   مریم آقایی میبدی : کاشمر

2-   نرگس خزاعی : ناحیه ۷ مشهد

3-  ناهید شهاب فر: ناحیه۴ مشهد

4- فهیمه قندی: سبزوار

5- مهدی نیک بخت: گناباد

ب: نفرات برگزیده استان:

1-    سید علی زرندی: نیشابور

2-    کاظم شریعتی: مه ولایت

3-    کیانوش شعاری: ناحیه۷  مشهد

4-    نسرین صدرالسادت: ناحیه  ۴ مشهد

5-    مریم مزینانی: تربت جام

ج) نفرات منتخب استان:

1- آقای سید یوسف آزاد منجیری : سبزوار

2- اکرم برزویی: سبزوار

3- روح انگیز جهانبانی: ناحیه ۳ مشهد

4- اکرم حیاتی: منطقه داورزن

5- علی محمد جوان: گناباد

6- عفت رجبی: قوچان

7- الله نظر  صفدری: فریمان

8- مریم علمدار: فردوس

9- ناصر غیاثی: سبزوار

10- محمد حسین گواهی: گناباد

(   لیست اسامی دبیران برتر ، برگزیده و منتخب مسابقه طرح درس جغرافیا )

الف : نفرات برتر استان

1-    خانم مریم باقری : شهرستان  قوچان

2-    آقای علی برآبادی:  منطقه ششتمند

3-    خانم طاهره حسینی: ناحیه ۱  مشهد

4-    آقای محمد رضا شمسی : ناحیه ۲  مشهد

5-    خانم معصومه مرشدی نوقابی : شهرستان گناباد

ب : نفرات برگزیده استان:

1-  خانم آذر اصفهانی : شهرستان چناران

2- خانم منصوره فرخی فر : ناحیه ۲  مشهد

3- خانم جمیله عجم زیبد : شهرستان گناباد

4- آقای جواد محسن نیا: شهرستان تربت حیدریه

5- خانم فاطمه مهری:  شهرستان سبزوار

ج: نفرات منتخب استان:

1-    آقای محمد پرویزیان: منطقه خوشاب

2-    خانم محبوبه دانشمندی: ناحیه ۲ مشهد                                      

 3-    خانم خدیجه شاهدوست : شهرستان گناباد

4-    آقای مجتبی شادلو : شهرستان گلبهار

5-    آقای اسدا.. عیدخانی : شهرستان خواف

6-    خانم فهیمه قندی: شهرستان سبزوار

7-    آقای حسن کیوانلو : شهرستان سبزوار

8-    آقای حمید رضا میرزایی: شهرستان گناباد

9-    خانم صدیقه موسوی: ناحیه ۵ مشهد

10-خانم فاطمه موسوی: شهرستان سبزوار

11-خانم طیبه مشکاتی: منطقه خوشاب

12-خانم فرزانه نجفی زرمهری: منطقه باخرز

 

( لیست اسامی دبیران برتر ، برگزیده و منتخب فراخوان مقالات تخصصی جغرافیا)

الف: نفرات برتر استان

1-    خانم فریده احمد زاده  : ناحیه ۲ مشهد

2-     آقای علی برآبادی: منطقه ششتمد

3-     آقای محمد رضا شمسی : ناحیه۲  مشهد

4-     خانم ملیحه عابدی قیوم : ناحیه ۵ مشهد

5-    نرگس یار حمیدی : منطقه ۴  مشهد

ب: نفرات برگزیده استان:

1-    آقای سید یوسف آزاد منجیری: شهرستان سبزوار

2-    خانم ناهید ارمغان: ناحیه ۴ مشهد

3-    خانم مریم باقری : شهرستان قوچان

4-     خانم طیبه معتمدی فرد : منطقه جغتای

5-     خانم فاطمه مهری: شهرستان سبزوار

ج: نفرات منتخب استان

1-    خانم محبوبه آراسته : منطقه رضویه

2-     آقای جلیل زهرایی: تربت جام

3-    خانم جمیله عجم زیبد : گناباد

4-     خانم افسانه عابدی: فریمان

5-     آقای محمد رضا عطا زندی: تربت جام

6-     خانم ناهید عظیم فر: سبزوار

7-    خانم فهیمه قندی: سبزوار

8-     خانم زهره منفرد: کاشمر

9-    آقای غلام محمد ماهیدشتی: گناباد

10-آقای جواد محسن نیا : تربت حیدریه

11-آقای مهدی نیک بخت: گناباد

12-آقای سید حسن هاشمی: کاشمر

 


 

نوشته شده توسط ج .عجم در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 ساعت 15:45 موضوع خبري | لینک ثابت


قديمي‌ترين نقطه باستاني جهان

قديمي‌ترين نقطه باستاني جهان

 

http://www.hamshahri.org/News/?id=10768


بقاياي موفق‌ترين تمدن‌ها در شهر بابيلوس كشف شده است؛ يكي از قديمي‌ترين شهرهاي فينيقيه كه از عصر نوسنگي تاكنون پيوسته مسكوني بوده و با تاريخ هزاران ساله منطقه مديترانه گره خورده است. بابيلوس از مدعيان اصلي قديمي‌ترين شهرهاي مسكوني دنيا بوده كه برپايه آنچه در تاريخ فينيقيه آمده، به دستور «خداي الدورادو» ساخته شده است و به آن شهر عصر طلايي مي‌گويند.اگرچه قدمت اصلي و تاريخ آغاز زندگي در اين شهر، در ميان برگ‌هاي تاريخ گم شده است، اما محققان بر اين باورند كه بابيلوس حداقل به 7 هزار سال پيش تعلق دارد؛ قدمتي كه باور اسكان امروزي آن را غيرممكن جلوه مي‌كند.

 

اين منطقه هزاران سال نام Gubla را به خود داشت كه پس از سال 1200 ميلادي، به علت اهميت تجارت پاپيروس در اين شهر مهم بازرگاني يوناني‌ها بابيلوس را، براي آن برگزيدند.

امروزه بابيلوس در سواحل شمال بيروت، مركزي مهم و شلوغ است، اما بقاياي قرون وسطي و جنگ‌هاي صليبي همچنان يادآور گذشته بوده و حفاري‌هاي بسيار، آن را به مهمترين منطقه باستان‌شناسي دنيا تبديل كرده است.

تاريخچه بابيلوس

حدود 7 هزار سال پيش، گروه كوچكي از ماهيگيران عهد نوسنگي در كنار سواحل بيروت ساكن شدند كه هنوز كلبه‌هاي تك اتاقه‌اي با كف‌هاي سنگي و بسياري از وسايل و اسلحه‌هاي متعلق به آن دوره در منطقه به چشم مي‌خورد.

در سال‌هاي 3 تا 4 هزار پيش از ميلاد، يعني در دوره مس، زندگي مردم بابيلوس همچون گذشته ادامه داشت، تا اينكه شيوه‌هاي جديدي در نحوه خاكسپاري مردگان ابداع شد به اين ترتيب كه ابتدا اجساد را به همراه اشيا و دارايي‌هايشان درون كوزه‌هايي سفالي قرار داده، سپس دفن مي‌كردند.

اين منطقه در اوايل عصر برنز، يعني در هزاره سوم پيش از ميلاد، به يكي از مهمترين مراكز كشتي‌هاي چوبي در شرق مديترانه تبديل شد و از آنجا كه فراعنه و پادشاهي وسيع آنها براي ساخت كشتي و مقبره‌ها و مراسم معنوي خود به چوب صنوبر و انواع ديگر الوار نياز بسيار داشتند، ارتباطات وسيع و بسيار نزديكي، با اين شهر برقرار كرد.

در ازاي آن نيز پاپيروس، طلا، طناب، كتان و سنگ رخام به بابيلوس مي‌فرستاد و اين روند قرن‌ها ادامه داشت تا اينكه قبايل آموريت از كوير به منطقه ساحلي حمله كردند و بابيلوس را به آتش كشيدند، اما پس از آنكه در آن ساكن شدند شهر را دوباره ساختند و مصر با فرستادن هدايايي گرانبها ارتباط پيشين خود را دوباره برقرار كرد. گنجينه‌هاي ارزشمند و ثروت‌هاي شاهانه مقبره‌هاي بابيلوس، نشان از ثروت سرشار اين شهر دارد.

در سال 1200 پيش از ميلاد، موجي از افراد معروف به انسان‌هاي دريايي، از شمال به شرق مديترانه روي آورده، در منطقه ساكن شدند كه امروزه آنها را به نام فينيقيه‌اي‌ها مي‌شناسيم.

در اين دوره خط در بابيلوس گسترش يافت كه در واقع ريشه همان خط امروزي است؛ خطي كه در سال 800 ميلادي به يونان نيز راه يافت و سبب تغيير شيوه‌هاي ارتباطي جوامع مختلف شد.

در هزاره اول پيش از ميلاد، بابيلوس از تجارت با آشوريان و بابليان سود بسيار برد و پس از آن با ايران ارتباط برقرار كرد، به اين ترتيب در سال‌هاي نخست عصر برنز، اين شهر به يكي از سيستم‌هاي دفاعي ايرانيان در منطقه مديترانه تبديل شد.

پس از فتح منطقه توسط اسكندر مقدوني، زبان يوناني در بابيلوس رواج يافت و در عصر يوناگرايي، يعني در فاصله سال‌هاي 330 تا 64 پيش از ميلاد، فرهنگ و سنن ساكنان بابيلوس با يونانيان يكي شد.

رومي‌ها از سال 64 پيش از ميلاد تا 395 ميلادي بر بابيلوس حكومت كردند و معابد، حمام‌ها و ساختمان‌هاي دولتي بسياري را در آن بنا نهادند. در اين دوره، شهر نمايي از اسقف‌نشيني مسيحيت بود.

در سال 637 ميلادي، همزمان با سلطه عرب‌ها، بابيلوس به آرامش رسيد، اما كم‌كم اهميت خود را در طول قرن‌ها از دست داد.

شواهد و مدارك به‌جا مانده از معماري اين دوره، ناقص و ناپيوسته است. بابيلوس امروزه شهري پررونق و مدرن، با قلبي تاريخي و كهن و آميزه‌اي از ظرافت، آراستگي و سنت است. بندر قديمي آن با حفاظ‌هايي سنگي در برابر دريا مقاومت مي‌كند و در كنار آن بقايايي از حفاري‌هاي شهر باستاني به چشم مي‌خورد.

در اين ميان قلعه صليبيون، كليسا و بازار قديمي، ديوارهاي كهن قرون وسطي به همراه تعداد بي‌شماري از رستوران‌هاي متنوع، هتل‌ها و فروشگاه‌هاي رنگارنگ از هدايا

و ... نشان از آمادگي كامل شهر براي پذيرايي از گردشگران دارد.

 


 

نوشته شده توسط ج .عجم در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 ساعت 8:23 موضوع خبري | لینک ثابت


ابر مرد تاريخ معاصر ايران

در استانه فرا رسيدن 29 اسفند : به ياد ابر مرد تاريخ معاصر

آخرین پیام دکتر مصدق به ملت ایران، در دادگاه نظامی، بعنوان وداع با مردم

 "...آری تنها گناه من وگناه بسیار بزرگ من این است که صنعت نفت را ملی کرده ام و بساط استعمار و اعمال نفوذ منافع اقتصادی عظیم ترین امپراطوری‌های جهان را ازاین مملکت برچیده ام و پنجه در پنجه مخوف ترین سازمان‌های استعماری و جاسوسی بین المللی در افکنده ام و به قیمت ازدست رفتن خود و خانواده ام و به قیمت جان و عرض و مالم خداوند مرا توفیق عطا فرمود تا با همت واراده مردم آزاده این مملکت بساط این دستگاه وحشت انگیز را درنوردیدم. من طی این همه فشاروناملایمات ، این همه تهدید و تضییقات از علت اساسی و اصلی گرفتاری خودم غافل نیستم و به خوبی میدانم که سرنوشت من باید مایه عبرت مردانی بشود که ممکن است درآتیه در سراسر خاورمیانه درصدد گسیختن زنجیر بندگی و بردگی استعماربرآیند.

من میخواهم برای آخرین باردرزندگی خود ملت رشید ایران را از حقایق این نبرد وحشت انگیز مطلع سازم و مژده بدهم:

مصطفی را وعده داد الطاف حق / گربمیری تو نمیرد این ورق

حیات و عرض و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سرافرازی میلیون‌ها ایرانی و نسل‌های متوالی این ملت کوچک ترین ارزشی ندارد و ازآن چه برایم پیش آورده‌اند هیچ تأسف ندارم و یقین دارم وظیفه تاریخی خود راتا سرحد امکان انجام داده ام و من به حس و عیان می بینم که این نهال برومند در خلال تمام مشقت‌هایی که امروز گریبان همه را گرفته بثمر رسیده و خواهد رسید.

 

عمر من و شما و هرکس چند صباحی دیر یا زود به پایان می رسد ولی آن چه می ماند حیات و سرافرازی یک ملت مظلوم و ستم دیده است. از مقدمات کار و طرز تعقیب و جریان دادرسی معلوم است که در گوشه زندان خواهم ماند و این صدا و حرارت را که همیشه درخیر مردم به کار برده ام خاموش خواهند کرد و دیگر جزدراین لحظه نمی توانم با هموطنان عزیز صحبت کنم. بدینوسیله از مردم رشید و عزیز ایران مرد و زن و پیروجوان تودیع میکنم و تاًکید مینمایم که در راه پرافتخاری که قدم برداشته‌اند از هیچ حادثه‌ای نهراسند و نهضت مقدس خود را ادامه دهند و یقین بدانند ، خدا یارو مدد کار آن‌ها خواهد بود."

منبع:

WWW.NASOUR.COM


 

نوشته شده توسط ج .عجم در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 ساعت 14:56 موضوع خبري | لینک ثابت


باز هم ازن...

لايه ازون 'در حال ترميم است'

دانشمندان مي گويند كه نخستين مدرك قطعي دال بر اينكه لايه ازون در حال ترميم شدن است را به دست آورده اند.

گروهي از محققان آمريكايي دريافته اند كه سرعت تخريب لايه ازون به ميزان قابل توجهي كاهش يافته است.

با اين وجود دانشمندان مي گويند كه ترميم كامل اين لايه دست كم پنجاه سال طول مي كشد.

لايه ازون قبلا در هر دهه هشت درصد نازك تر مي شد، ولي اكنون اين سرعت به چهار درصد رسيده است و اميدواريم كه اين تخريب تا چند سال ديگر متوقف شود

به گفته دانشمندان، ترميم لايه ازون نتيجه ممنوع شدن كاربرد مواد شيميايي مخرب بوده است.

اين ممنوعيت در "موافقتنامه مونترآل" ذكر شده است كه در سال 1987 در اين شهر امضا شد.

اين موافقتنامه استفاده از موادي مانند گاز سي اف سي را كه عمدتا در اسپري ها و يخچال ها كاربرد دارد، منع كرده است.

محققان، اطلاعاتي كه در طول بيست سال گذشته توسط سه ماهواره و سه دستگاه مستقر روي زمين جمع آوري شده بود، تجزيه و تحليل كرده و دريافتند كه در لايه استراتوسفر بالايي - خارجي ترين لايه ازون - سرعت تخريب تا حد قابل توجهي كمتر شده است.

پروفسور مايكل نيوچرچ، استاد دانشگاه آلاباما در آمريكا و از سرپرستان گروه تحقيق، مي گويد: لايه ازون قبلا در هر دهه هشت درصد نازك تر مي شد، ولي اكنون اين سرعت به چهار درصد رسيده است و اميدواريم كه اين تخريب تا چند سال ديگر متوقف شود.

گرچه لايه هاي بالايي ازون رو به ترميم است، ولي عواملي چون گرم شدن كره زمين كه دما را افزايش مي دهد و بر چگونگي وزش باد موثر است، ترميم ازون را در لايه هاي پايين تر به تاخير مي اندازد.

منبع :www.bbc.co.uk


 

نوشته شده توسط ج .عجم در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 ساعت 0:15 موضوع خبري | لینک ثابت


آب

&