شهر در فرآيند جهاني شدن

مترجم رحيم رضايي

روندهاي شهري

قرن بيستم از ديدگاه‌هاي مختلف قابل ملاحظه است. از جمله اين ديدگاه‌ كه جمعيت در سكونتگاه‌هاي انساني به طور بي‌وقفه‌اي در مناطق شهري تراكم يافتند. در آغاز قرن بيستم 150 ميليون نفر در سكونتگاههاي شهري زندگي مي‌كردند، كه اين رقم بيانگر حداقل 10درصد جمعيت جهان بود. وقتي كه قرن روبه‌اتمام گذاشت، جمعيت شهري جهان به 20 برابر يعني 2 ميليارد و 926 ميليون نفر افزايش يافته بود و اين در واقع نصف جمعيت جهان محسوب مي‌شد. به طور كلي، قرن حاضر شاهد شهرنشين شدن سريع و مستمر جوامع انساني بوده است و اين شهرنشيني شدن پس از 1945 يعني وقتي كه جنگ دوم جهاني پايان يافت بسيار چشمگير بوده است. در دوره پس از جنگ، دوره طولاني ثبات در روابط قدرت‌هاي بزرگ منجر به دو فرآيند يعني انفجار جمعيت و به تبع آن شهرنشيني شدن بويژه در كشورهاي در حال توسعه شده استدر مقياس جهاني سه روند عمده شهري در پايان قرن حاضر قابل مشاهده است:

اول، عليرغم اغلب پيش‌بيني‌ها، نرخ رشد جمعيت براي بسياري از شهرها و كشورهاي در حال توسعه كاهش يافته است. بزرگترين شهرها در اين كشورها در دهه 1980 به نسبت در دهه قبل خيلي آهسته‌تر رشد يافتند.

دوم، برخلاف پيش‌بيني‌ها كلان‌شهرها، در جهان كمتر بوجود آمدند. در سال 1990 كمتر از 5 درصد جمعيت جهان در كلان‌شهرها زندگي مي‌كردند.

پيش‌بيني غلط از اين كه شهرهايي چون كلكته و مكزيكوسيتي به كلان‌شهرهاي متشكل 30 تا 40 ميليون سكنه‌اي تبديل خواهند شد نيز تحقق نيافته است.سوم، ارتباط بين تحول شهري و دگرگوني اقتصادي، سياسي و اجتماعي روشن نيست. عليرغم قلمرو وسيع و گسترده مسائل شهري، روابط رشد شهرها و توانايي آنها در مديريت مسائل شهري برقرار نشده است. برخي از شهرهاي بزرگ با رشد شتابان به خوبي مديريت شده و خدمات‌رساني كردند. اين در حالي است كه برخي از بدترين شرايط فيزيكي شهرهاي كوچك را احاطه كرده است.در حالي كه هزاره سوم در آستانه شروع شدن است گرايش‌هاي متعددي به نظر مي‌آيد كه در شكل‌دهي آينده شهري پديدار شود. در وهله‌ اول، شهرنشين شدن تدريجي جهان مسلماً تحقق خواهد يافت.بعد دوم واكنش متقابل روبه رشد بين شهرنشين شدن و جهاني شدن است. جهاني شدن فرآيند چند بعدي است كه طي آن كشورها، شهرها و مردم از طريق جريانات روبه‌گسترش جمعيت، كالا، سرمايه، خدمات و ايده‌ها به همديگر نزديكتر شده‌اند.ويژگي‌ آينده شهري احتمالاً تفويض مستمر اختيارات و مسئوليت‌ها به مقامات محلي و جامعه مدني است، فرآيندي كه در دهه 1990، وقتي كه روش‌هاي سنتي اداره شهري نارسا تشخيص داده شد و نهادهاي قديمي نتوانستند به حد كافي مشكلات شهري قديم و جديد را حل كنند، شروع شد.

جهاني شدن

امروزه جهان نه تنها زياد شهرنشين شده بلكه به طور واضح نسبت به 25 سال پيش غني‌تر است.طي دوره 1950 تا 1992 درآمد جهان از 4 تريليون به 24 تريليون دلار و درآمد سرانه افراد به بيش از 3 برابر افزايش يافت. بين سالهاي 1970 و 1993 جريان سرمايه‌گذاري‌هاي خصوصي به كشورهاي در حال توسعه از 5 ميليارد دلار به 162 ميليارد دلار افزايش يافت. با وجود اين، سه چهارم اين سرمايه‌ها به 10 كشور گسيل شده است كه بيشتر آنها در آسياي شرقي و آمريكاي لاتين واقع شده است.ادغام سريع اقتصادها در سراسر جهان از طريق جهاني شدن در اوايل 1980 به دليل همگرايي سه روند كلان، قابل توجه بوده است. اولين روند افت شديد در قيمت كالاهاي اوليه و نفت بود.دومين روند كه تا حدودي ناشي از روند اول بوده است، گسترش سرمايه‌گذاري بويژه سرمايه‌گذاري فراملي، به عنوان يك محرك جديد در رشد اقتصادي بودسومين روند كه دو روند قبلي را تقويت مي‌كند، با موج‌هاي جديد نوآوري‌هاي تكنولوژي در ارتباط هستند.

پيشرفت‌هاي قابل ملاحظه در فناوري‌هاي اطلاع‌رساني كه اغلب به عنوان يك انقلاب اطلاع‌رساني مورد اشاره قرار مي‌گيرند كه شامل كامپيوتر، الكترونيك، آدم‌ماشيني، ارتباطات مخابراتي مي‌شود. اين موارد زمينه‌هاي ديگري نظير تكنولوژي‌هاي جديد و موضوع مادي و محيط‌زيست را نيز تحت پوشش قرار داده است. آنها فرآيندهاي توليد جديد را تسهيل و مبادلات تجاري را متحول و خلاقيت را ترغيب كردند.

گفته مي‌شود الگوي مبتني بر دانش وسيع اقتصادي ـ فني جديد، حاصل شده است و الگو، توليد انبوه فوريست و بهره‌برداري از منابع گسترده و معيارهاي اقتصادي و استانداردسازي را به چالش طلبيده است. در اقتصاد جهان كه زاييده اين روندهاي عظيم است يك اقتصاد بدون مرز به عنوان سنگ بناي جديد مطرح شده است.در يك جهان جهاني شونده، كشورها و شهرها به طور فزاينده در روابط وابستگي متقابل به هم پيوند خورده و به يكديگر وصل مي‌شوند و برخي از شهرها كه نقش كليدي در سيستم جهان تأمين سرمايه، حمل و نقل، ارتباطات مخابراتي و خدمات و توليد ايفا مي‌كنند، شهرهاي معروف يا جهاني ناميده مي‌شود. آنها كانون قدرت، كانون مالي، مديريت و مراكز ارتباطات و حمل و نقل هستند كه تأثير آنها به سراسر نواحي و نهايتاً به كل جهان توسعه مي‌يابد. جهان معاصر را مي‌توان به عنوان يك كاركرد ترسيم كرد كه داراي شهري جهاني است و كاركردهاي مختلف را هدايت مي‌كند كه يكي بر ديگري كنترل و اشراف دارد.

شهرهاي جهاني في‌نفسه در يك نظام سياسي جهان در حال تغيير كه مرزهاي ملي ديگر نمي‌توانند مانع جريان سرمايه، افراد، انديشه‌ها شوند، مهم هستند. واحدهاي تعاوني اقتصادي منطقه‌اي پديد آمدند. برخي از سرزمين‌هاي مجاور كه شامل كشورهاي متعددي مي‌شوند و مثلث رشد نام گرفتند توسعه اقتصادي خلاق و مبتني بر همكاري را از طريق حداكثرسازي عوامل كمك‌هاي خود (كمك‌هايي كه به آنها عطا مي‌شود) دنبال كردند.شهرها كه موتورهاي رشد و هدايت در ايجاد ثروت ملي بوده‌اند اكنون جايگاه خاصي را در عصر جهاني به خود اختصاص داده‌اند. بسياري از شهرها به جهت سهم قابل ملاحظه‌شان در توليد محصول ناخالص ملي مورد توجه قرار مي‌گيرند.

در اقتصاد جهاني شدن پس از جنگ سرد، شهرها در حال پيشرفت در سيستم جهاني رقابتي در چارچوب الگوي جديد مبتني بر افزايش حقوق و دستمزدها، واسطه‌گري‌هاي تجاري و بازار مي‌باشند (ساوينچ 1996). در واقع متخصصين زيادي وجود دارند كه مفيد بودن خود دولت ـ ملت را عليرغم تحولات جهاني اخير زير سئوال مي‌برند. همانطوري كه استدلال شده است دولت و ملت بيشتر كنترل و توانايي خود را از دست داده است و در حال حاضر واحد ناركارآيي در اداره كردن اوضاع و احوال جديد به شمار مي‌آيد.                                                            با اين وجود جهاني شدن مناسب حال همه شهرها نيست. حقيقت اين است كه هر چند جهاني شدن فرصت‌هاي جديدي را به وجود آورد و براي برخي از شهرها ثروت ايجاد كرد، با اين وجود در عين حال برخي ديگر از شهرها را به طور شديد منزوي كرده است. شهر منزوي ممكن است در هر منطقه‌اي از جهان پيدا شود. اگر آن خود را بيرون از ارتباطات اصلي پيدا كند، اطلاعات زيرساختار اقتصادي ندارد، يا به عبارت ديگر نمي‌تواند به اقتصاد جهاني جديد ملحق شود.

 


 

نوشته شده توسط ج .عجم در دوشنبه هفتم خرداد 1386 ساعت 22:18 موضوع انساني | لینک ثابت