نوشته شده توسط ج .عجم در سه شنبه هفتم فروردین 1386 ساعت 0:37 موضوع دردانه های سخن | لینک ثابت
نوروز از زبان دكتر شريعتي

آفتاب - فرهنگ و انديشه: در اسفند سال 46 دانشجویان تاریخ به عنوان سفر علمی به عراق رفتند و من نیز ابتدا عازم بودم اما در آخرین لحظات ناگهان قسمت نشد. چون نوروز را در سفر بودند و آنجا جشن می گرفتند این نوشته را به در خواست همکارات گرامی بر سر راه نوشتم تا در آن اجتماع بخوانند. و اینک به یاد آن حادثه سخن تازه از نوروز گفتن دشوار است.
نوروز یک جشن ملی است، جشن ملی را همه می شناسند که چیست نوروز هر ساله برپا می شود و هر ساله از آن سخن می رود. بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی کنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده «عقل» تکرار را نمی پسندد: اما «احساس» تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است و طبیعت را از تکرار ساخته اند: جامعه با تکرار نیرومند می شود، احساس با تکرار جان می گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن طبیعت، احساس، و جامعه هر سه دست اندرکارند. نوروز که قرن های دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، از آن رو هست که این قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا بک جشن تحمیلی سیاسی نیست. جشن جهان است و روز شادمانی زمین و آسمان و آفتاب و جشن شکفتن ها و شور زادن ها و سرشار از هیجان هر «آغاز». جشن های دیگران غالباً انسان را از کارگاه ها، مزرعه ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغها و کشتزارها، در میان اتاق ها و زیر سقف ها و پشت درهای بسته جمع می کند: کافه ها، کاباره ها، زیر زمین ها، سالن ها، خانه ها ... در فضایی گرم از نفت، روشن از چراغ، لرزان از دود، زیبا از رنگ و آراسته از گل های کاغذی، مقوایی، مومی، بوی کندر و عطر و ... اما نوروز دست مردم را می گیرد و از زیر سقف ها و درهای بسته فضاهای خفه لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه ها، به دامن آزاد و بیکرانه طبیعت می کشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب لرزان از هیجان آفرینش و آفریدن، زیبا از هنرمندی باد و باران، آراسته با شکوفه، جوانه، سبزه و معطر از بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه های شسته، باران خورده پاک و ... نوروز تجدید خاطره بزرگی است: خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت. هر سال آن فرزند فراموشکار که، سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته های پیچیده خود، مادر خویش را از یاد می برد، با یادآوری وسوسه آمیز نوروز به دامن وی باز می گردد و با او، این بازگشت و تجدید دیدار را جشن می گیرد. فرزند در دامن مادر، خود را باز می یابد و مادر، در کنار فرزند و چهره اش از شادی می شکفد اشک شوق می بارد فریادهای شادی می کشد، جوان می شود، حیات دوباره می گیرد. با دیدار یوسفش بینا و بیدار می شود. تمدن مصنوعی ما هر چه پیچیده تر و سنگین تر می گردد، نیاز به بازگشت و باز شناخت طبیعت را در انسان حیاتی تر می کند و بدین گونه است که نوروز بر خلاف سنت ها که پیر می شوند فرسوده و گاه بیهوده رو به توانایی می رود و در هر حال آینده ای جوان تر و درخشان تر دارد، چه نوروز را ه سومی است که جنگ دیرینه ای را که از روزگار لائوتسه و کنفوسیوس تا زمان روسو و ولتر درگیر است به آشتی می کشاند. نوروز تنها فرصتی برای آسایش، تفریح و خوشگذرانی نیست: نیاز ضروری جامعه، خوراک حیاتی یک ملت نیز هست. دنیایی که بر تغییر، تحول، گسیختن، زایل شدن، در هم ریختن و از دست رفتن بنا شده است، جایی که در آن آنچه ثابت است و همواره لایتغیر و همیشه پایدار، تنها تغییر است و ناپایداری، چه چیز می تواند ملتی را، جامعه ای را، در برابر ارابه بی رحم زمان – که بر همه چیز می گذرد و له می کند و می رود هر پایه ای را می شکند و هر شیرازه ای را می گسلد – از زوال مصون دارد؟ هیچ ملتی یا یک نسل و دو نسل شکل نمی گیرد: ملت، مجموعه پیوسته نسل های متوالی بسیار است، اما زمان این تیع بیرحم، پیوند نسل ها را قطع می کند، میان ما و گذشتگانمان، آنها که روح جامعه ما و ملت ما را ساخته اند، دره هولناک تاریخ حفر شده است قرن های تهی ما را از آنان جدا ساخته اند : تنها سنت ها هستند که پنهان از چشم جلاد زمان، ما را از این دره هولناک گذر می دهند و با گذشتگانمان و با گذشته هایمان آشنا می سازند. در چهره مقدس این سنت هاست که ما حضور آنان را در زمان خویش، کنارخویش و در «خود خویش» احساس می کنیم حضور خود را در میان آنان می بینیم و جشن نوروز یکی از استوارترین و زیباترین سنت هاست. در آن هنگام که مراسم نوروز را به پا می داریم، گویی خود را در همه نورزهایی که هر ساله در این سرزمین بر پا می کرده اند، حاضر می یابیم و در این حال صحنه های تاریک و روشن و صفحات سیاه و سفید تاریخ ملت کهن ما در برابر دیدگانمان ورق می خورد، رژه می رود. ایمان به اینکه نوروز را ملت ما هر ساله در این سرزمین بر پا می داشته است، این اندیشه های پر هیجان را در مغز مان بیدار می کند که: آری هر ساله حتی همان سالی که اسکندر چهره این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود، در کنار شعله های مهیبی که از تخت جمشید زبانه می کشید همانجا همان وقت، مردم مصیبت زده ما نوروز را جدی تر و با ایمان سرخ رنگ، خیمه بر افراشته بودند و مهلب خراسان را پیاپی قتل عام می کرد، در آرامش غمگین شهرهای مجروح و در کنار آتشکده های سرد و خاموش نوروز را گرم و پر شور جشن می گرفتند.
تاریخ از مردی در سیستان خبر می دهد که در آن هنگام که عرب سراسر این سرزمین را در زیر شمشیر خلیفه جاهلی آرام کرده بود از قتل عام شهرها و ویرانی خانه ها و آوارگی سپاهیان می گفت و مردم را می گریاند و سپس چنگ خویش را بر می گرفت و می گفت: " اباتیمار : اندکی شادی باید " نوروز در این سال ها و در همه سال های همانندش شادی یی این چنین بوده است عیاشی و «بی خودی» نبوده است. اعلام ماندن و ادامه داشتن و بودن این ملت بوده و نشانه پیوند با گذشته ای که زمان و حوادث ویران کننده زمان همواره در گسستن آن می کوشیده است. نوروز همه وقت عزیز بوده است؛ در چشم مغان در چشم موبدان، در چشم مسلمانان و در چشم شیعیان مسلمان. همه نوروز را عزیز شمرده اند و با زبان خویش از آن سخن گفته اند. حتی فیلسوفان و دانشمندان که گفته اند "نوروز روز نخستین آفرینش است که اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در این کار بود و ششمین روز ، خلقت جهان پایان گرفت و از این روست که نخستین روز فروردین را اهورمزد نام داده اند و ششمین روز را مقدس شمرده اند. چه افسانه زیبایی زیباتر از واقعیت راستی مگر هر کسی احساس نمی کند که نخستین روز بهار، گویی نخستین روز آفرینش است. اگر روزی خدا جهان را آغاز کرده است. مسلماً آن روز، این نوروز بوده است. مسلماً بهار نخستین فصل و فروردین نخستین ماه و نوروز نخستین روز آفرینش است. هرگز خدا جهان را و طبیعت را با پاییز یا زمستان یا تابستان آغاز نکرده است. مسلماً اولین روز بهار، سبزه ها روییدن آغاز کرده اند و رودها رفتن و شکوفه ها سر زدن و جوانه ها شکفتن، یعنی نوروز بی شک، روح در این فصل زاده است و عشق در این روز سر زده است و نخستین بار، آفتاب در نخستین روز طلوع کرده است و زمان با وی آغاز شده است. اسلام که همه رنگ های قومیت را زدود و سنت ها را دگرگون کرد، نوروز را جلال بیشتر داد، شیرازه بست و آن را با پشتوانه ای استوار از خطر زوال در دوران مسلمانی ایرانیان، مصون داشت. انتخاب علی به خلاف و نیز انتخاب علی به وصایت، در غدیر خم هر دو در این هنگام بوده است و چه تصادف شگفتی آن همه خلوص و ایمان و عشقی که ایرانیان در اسلام به علی و حکومت علی داشتند پشتوانه نوروز شد. نوروز که با جان ملیت زنده بود، روح مذهب نیز گرفت: سنت ملی و نژادی، با ایمان مذهبی و عشق نیرومند تازه ای که در دل های مردم این سرزمین بر پا شده بود پیوند خورد و محکم گشت، مقدس شد و در دوران صفویه، رسماً یک شعار شیعی گردید، مملو از اخلاص و ایمان و همراه با دعاها و اوراد ویژه خویش، آنچنان که یک سال نوروز و عاشورا در یک روز افتاد و پادشاه صفوی آن روز را عاشورا گرفت و روز بعد را نوروز. این پیری که غبار قرن های بسیار بر چهره اش نشسته است، در طول تاریخ کهن خویش، روزگاری در کنار مغان، اوراد مهر پرستان را خطاب به خویش می شنیده است پس از آن در کنار آتشکده های زردشتی، سرود مقدس موبدان و زمزمه اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش می خوانده اند از آن پس با آیات قرآن و زبان الله از او تجلیل می کرده اند و اکنون علاوه بر آن با نماز و دعای تشیع و عشق به حقیقت علی و حکومت علی او را جان می بخشند و در همه این چهره های گوناگونش این پیر روزگار آلود، که در همه قرن ها و با همه نسل ها و همه اجداد ما، از اکنون تا روزگار افسانه ای جمشید باستانی، زیسته است و با همه مان بوده است ، رسالت بزرگ خویش را همه وقت با قدرت و عشق و وفاداری و صمیمیت انجام داده است و آن، زدودن رنگ پژمردگی و اندوه از سیمای این ملت نومید و مجروح است و در آمیختن روح مردم این سرزمین بلاخیز با روح شاد و جانبخش طبیعت و عظیم تر از همه پیوند دادن نسل های متوالی این قوم که بر سر چهار راه حوادث تاریخ نشسته و همواره تیغ جلادان و غارتگران و سازندگان کله منارها بند بندش را از هم می گسسته است و نیز پیمان یگانگی بستن میان همه دل های خویشاوندی که دیوار عبوس و بیگانه دوران ها در میانه شان حایل می گشته و دره عمیق فراموشی میانشان جدایی می افکنده است. و ما در این لحظه در این نخستین لحظات آغاز آفرینش نخستین روز خلقت، روز اورمزد، آتش اهورایی نوروز را باز بر می افروزیم و درعمق وجدان خویش، به پایمردی خیال، از صحراهای سیاه و مرگ زده قرون تهی می گذریم و در همه نوروزهایی که در زیر آسمان پاک و آفتاب روشن سرزمین ما بر پا می شده است با همه زنان و مردانی که خون آنان در رگ هایمان می دود و روح آنان در دل هایمان می زند شرکت می کنیم و بدین گونه، بودن خویش، را به عنوان یک ملت در تند باد ریشه برانداز زمان ها و آشوب گسیختن ها و دگرگون شدن ها خلود می بخشیم و در هجوم این قرن دشمنکامی که ما را با خود بیگانه ساخته و خالی از خوی برده رام و طعمه زدوده از شخصیت این غرب غارتگر کرده است، در این میعاد گاهی که همه نسل های تاریخ و اساطیر ملت ما حضور دارند با آنان پیمان وفا می بندیم امانت عشق را از آنان به ودیعه می گیریم که هرگز نمیریم و دوام راستین خویش را به نام ملتی که در این صحرای عظیم بشری ریشه، در عمق فرهنگی سرشار از غنی و قداست و جلال دارد و بر پایه اصالت خویش در رهگذر تاریخ ایستاده است بر صحیفه عالم ثبت کنیم.
نوشته شده توسط ج .عجم در سه شنبه هفتم فروردین 1386 ساعت 0:19 موضوع دردانه های سخن | لینک ثابت
بيابان؛ سفره پربركت، اما متروك ايران
http://www.hamshahri.org/News/?id=12330

در گذشتههاي دور، به خاطر نبود صنعت، زندگي مردم از طريق دامداري و كشاورزي ميگذشت و فكر ميكردند كوير مايه بدبختي و نكبت است. زيرا خاك آن قابل كشت براي گياهان زراعي نبود و حتي محصولاتي مانند پسته و خرما هم در آن به عمل نميآمد اما امروزه كوير بهخاطر جاذبه توريستي و مناظر زيبايي كه دارد، به عنوان منابع درآمد ياد ميشود، ضمن اينكه املاح فراواني كه از كوير به دست ميآيد ميتواند در صنعت مورد استفاده قرار بگيرد.
عجايب كوير ايران
دكتر حميد عباسنژاد مدرس دانشگاه ميگويد: «منطقه گندم بريان شهداد كه گرمترين نقطه كوير در جهان و در قلب ايران به شمار ميرود، به كره ماه ميماند و گدازههاي سياه رنگ واقع در اين منطقه، نور خورشيد را بيش از حد معمول جذب ميكند و باعث افزايش بيش از حد دما ميشود. همچنين برخي لايههاي شكل گرفته در كوير، از نظر زمين شناسي غير قابل باروري است».
شهداد، در شرق ارتفاعات كرمان با نخلستانها و باغهاي مركبات و نيز آثار تمدن شش هزار ساله «آراتا» از ديدنيهايي است كه به راستي در طبيعت نفسگير كوير، نفس هر طبيعتگردي را ميگيرد.
پرفسور پرويز كردواني بيابانشناس معروف نيز اين منطقه را به دليل وجود گدازههاي آتشفشاني، گرمترين نقطه كره زمين به شمار آورده كه دماي آن در تابستان در سايه به 60 درجه سانتيگراد بالاي صفر نزديك ميشود.
وي با اشاره به تپههاي تخممرغي شكل در كوير شهداد كه بهطور منظم چيده شدهاند، ميافزايد: «در بيابان شهداد، هيچگونه حيات، موجود زنده و حتي باكتري وجود ندارد و شايد يگانه نقطه فاقد حيات در كره زمين محسوب شود، سرزميني كه هنوز بسياري از طبيعتگردان، كاشفان و ديرينشناسان جهان آرزوي بازديد و پيمايش تمامي آن را دارند. شهداد با هفت هزار سال تاريخ مستند، يكي از كهنترين تمدنهاي بشري است.
منطقه گندمبريان به مساحت 480 كيلومتر، جايي در داخل اين كلوتهاست. هر باراني كه بر كوير لوت ميبارد، صورتي تازه براي هر كلوت ميسازد و باد و باران، دو معمار قسم خورده کلوتاند. در اين منطقه به علت گرماي زياد، دانه گندم به حالت برشته درميآيد و به همين خاطر به آن «گندم بريان» گفته ميشود».
پروفسور كردواني همچنين ميگويد: «سوراخ نبودن لايه ازون در فضاي بالاي كوير لوت از مهمترين قابليتهاي اين دشت بزرگ ايران است و اشعه آفتاب در كوير لوت نه تنها خطرناك نيست، بلكه خاصيت درماني نيز دارد، بنابراين، ماسه درماني و آفتابدرماني از قابليتهاي مهم كوير لوت است».
به گزارش خبرگزاري ميراث فرهنگي، وي يكي ديگر از جاذبههاي گردشگري اين منطقه را برنزه كردن پوست براي گردشگراني كه علاقه بسياري به اين امر دارند، ميداند، ضمن اينكه توريستها نيز در شب، كوير لوت را محل مناسبي براي رصد ستارگان ميدانند.
براساس گزارشهاي موجود، درجه حرارت در قسمت مياني كوير لوت بسيار بالاتر از صحراي آفريقا و نواداست، به طوري كه صحراي آفريقا و عزيزيه ليبي 57 درجه است اما در دشت لوت 65 درجه گزارش شده است. يك ژنرال انگليسي در ايران پس از ديدار از كلوتها ميگويد: «آثار مهم كلوتها از عجايب طبيعت است و كسي كه از اين منطقه عبور ميكند، از شگفتي آن به خود ميلرزد و اين حس القا ميشود كه انسان در ساخت و ساز آنها نقش داشته است».
نگرش جهاني به كوير
سازمان ملل متحد سال ۲۰۰۶ را به عنوان سال بينالمللى کوير و کويرزدايى نامگذارى کرد. اين اقدام به منظور افزايش آگاهى عمومى مردم جهان به منظور حمايت از تنوع زيستى سرزمينهاى خشک که يکسوم کره زمين را تشکيل مىدهند و نيز حمايت از دانش بومى ۲ ميليارد انسانى که در کوير زندگى مىکنند صورت گرفته است.
غول بيابان بيدار ميشود
دانشمندان پيشبيني ميكنند زمين تا سال 2100 ميلادي خشكساليهاي شديد به خود خواهد ديد و تا آن زمان 30 درصد كل اين سياره خاكي بيابان ميشود. به گزارش ايسنا، خشكسالي بيشتر دامن كشورهاي پيشرفته را خواهد گرفت و فوج عظيم گرسنگان و تشنگان در اين سرزمينها قد علم خواهند كرد چرا كه كشاورزي اين كشورها نابود خواهد شد.
بيابانزايي پديدهاي است كه باعث كاهش قوه بارخيزي و توليدي خاك ميشود و حدود 14 درصد مردم جهان در مناطق كويري و بياباني زندگي ميكنند. دكتر محمدطاهر نظامي مدرس دانشگاه نيز معتقد است: «خشكي و كم آبي، شور شدن، قليايي، زهدار شدن و از بين رفتن عناصر حاصلخيز خاك از عوامل اصلي بيابانزايي هستند كه نهايتاً منجر به ضعف پوشش گياهي ميشوند كه محدوديت زندگي گياهي و جانوري را به دنبال دارد».
وي با اشاره به مناطق خشك و نيمه خشك دنيا كه 40 درصد سطح كره خاكي را تشكيل ميدهند، يادآوري كرد: حدود 800 ميليون نفر از مردم جهان در مناطق كويري و بياباني زندگي ميكنند». اين مدرس دانشگاه اكوسيستمهاي بياباني را ضعيف و شكننده ميداند و ميافزايد: «بيتوجهي به مراتع فقير و چراي نامناسب و بي رويه باعث تبديل آن اراضي به بيابان ميشود، دخالتهاي غلط انسان در طبيعت باعث شده شتاب بيابانزايي از فعاليتهاي بيابانزدايي پيشي بگيرد بهطوري كه به گفته برخي كارشناسان هر سال بخش عظيمي از كشور با شدت يك درصد به سوي بيابانزايي پيش ميرود».
وي با اشاره به برنامههاي اصلاح مراتع بياباني از 40 سال پيش تاكنون تصريح كرد: «نهالكاري، بذركاري، عمليات نظارت، قرق بخش عظيمي از مناطق بحراني، تثبيت تپههاي شني متحرك و حتي استفاده از مالچ نفتي از جمله اقداماتي است كه در جهت بيابانزدايي انجام گرفته است».
ايران، يكي از كشورهاي پيشرو و با سابقه در اجراي برنامههاي بيابانزدايي در منطقه و جهان است و در سالهاي پيش از انقلاب با اجراي موفق طرحهاي مبارزه با بيابانزايي، مردمي كه گرفتار غول بيابان بودند به همكاري با مجريان طرح پرداختند و در نهايت ايران جزو پنج كشور موفق در اجراي برنامههاي مهار بيابانزايي و تثبيت شنهاي روان شناخته شد و در سالهاي اخير نيز امكانات و بودجه براي بيابانزدايي دو تا سه هزار برابر شده، اما به دليل مديريت ضعيف بخش منابع طبيعي غول بيابان دوباره به پاخاسته و فعال شده است.
نوشته شده توسط ج .عجم در دوشنبه ششم فروردین 1386 ساعت 15:2 موضوع طبيعي | لینک ثابت
زمین، گهواره ای برای ما (بخش اول)
منبع: http://www.parssky.com

زمین سیاره ایست کوچک در بیکران فضا و یکی از نه سیاره ای(با محاسبه پلوتو كه البته در شهريور سال گذشته با راي منجمان از رديف سيارات منظومه شمسي خارج شد) که در عرصه فضا به دور خورشید درحال گردش می باشند. خورشید یکی از بیلیونها ستاره ایست که کهکشان راه شیری را شکل می دهند و کهکشان راه شیری یکی از 100 بیلیون کهکشانیست که جهان را تشکیل داده اند.
سیاره زمین تنها ذره کوچکی از عالم است، اما خانه انسان و در واقع خانه ای برای تنها گونه های یافت شده حیات در کل جهان می باشد. حیوانات، گیاهان و دیگر ارگانیزم های حیات تقریبا در همه جای سطح زمین وجود دارند. آنها می توانند در روی زمین به حیات ادامه دهند چرا که این سیاره در فاصله مناسبی نسبت به خورشید قرار گرفته است. بیشتر گونه های حیات به گرما و نور خورشید برای ادامه زندگی خود نیاز دارند. اگر زمین اندکی به خورشید نزدیک تر بود گرما و حرارت زیاد آن همه این گونه ها را می سوزاند و اگر قدری از خورشید دورتر بود بر اثر کمبود انرژی خورشید حیات در روی آن از بین می رفت. برای ادامه حیات وجود آب نیز ضروری می باشد که زمین سرشار از آن است. آب بیشتر سطح زمین را پوشانده است. مطالعه زمین، زمین شناسی یا ژئولوژی نام دارد. زمین شناسان با بررسی عوامل فیزیکی زمین، به چگونگی پیدایش و تغییرات آنها پی می برند. بر روی بیشتر قسمتهای زمین مانند قسمتهای درون آن، نمی توان به طور مستقیم تحقیق نمود. زمین شناسان با بررسی نشانه ها و صخره ها به روش هایی برای شناخت غیر مستقیم این سیاره می پردازند. البته امروزه، زمین شناسان می توانند با اطلاعات به دست آمده از فضا نیز به بررسی زمین بپردازند.
سیاره ای به نام زمین
در میان نه سیاره موجود در منظومه شمسی، زمین رتبه پنجم از لحاظ اندازه را به خود اختصاص می دهد. قطر آن حدود 13.000 کیلومتر است. مشتری، بزرگترین سیاره منظومه شمسی قطری 11 برابر قطر زمین را دارد و پلوتو به عنوان کوچکترین سیاره دارای قطری کمتر از یک پنجم زمین می باشد. زمین نیز مانند بقیه سیاره ها در مداری با فاصله 150 میلیون کیلومتر به دور خورشید در گردش است و هر دور خود را در مدت 365 روز تکمیل می کند. فاصله پلوتو، دورترین سیاره از خورشید 40 برابر فاصله زمین از خورشید است و در هر 248 روز زمینی یکبار دور خود را تکمیل می نماید.
حرکت زمین
زمین دارای سه نوع حرکت است: 1) حرکت وضعی حول محوری فرضی که از دو قطب شمال و جنوب آن عبور می کند. 2) حرکت انتقالی در مداری به دور خورشید. 3) حرکت در راه شیری به همراه خورشید و دیگر اجرام منظومه شمسی.24 ساعت زمان لازم است تا زمین یک دور وضعی خود را تکمیل کند. این زمان را روز خورشیدی می گویند. در طی یک روز خورشیدی، زمین مقداری نیز در مدار خود حرکت می کند بنابراین مکان ستارگان درآسمان هرشب دچار اندکی تغییر می شود. مدت زمان واقعی یک دور حرکت وضعی زمین معادل 23 ساعت و 56 دقیقه و 09/4 ثانیه می باشد. این زمان را روز نجومی زمین می نامند. روز نجومی از روز خورشیدی کوتاه تر است بنابراین ستارگان هر روز 4 دقیقه زودتر در آسمان دیده می شوند. گردش زمین به دور خورشید 365 روز و 6 ساعت و 9 دقیقه و 54/9 ثانیه به طول می انجامد. این دوره زمانی سال نجومی خوانده می شود. از آنجائیکه حرکت وضعی زمین در انتهای هر سال به یک عدد کامل نمی رسد، ترتیب تقویم در هر سال معادل 6 ساعت نسبت به ترتیب فصول متفاوت می شود. برای هماهنگی تقویم و فصول، هر چهار سال یکبار 1 روز به تقویم اضافه می شود تا عدم تناسب برطرف گردد. سالهایی که یک روز اضافی دارند سال کبیسه نامیده می شوند. در تقویم میلادی یک روز اضافه در آخر دومین ماه سال یعنی فوریه قرار می گیرد و در تقویم خورشیدی یک روز به آخر اسفند ماه اضافه می گردد. مسافت مدار زمین به دور خورشید 940میلیون کیلومتر است و زمین این مسافت را با سرعت 107.000 کیلومتر در ساعت و یا 30 کیلومتر در ثانیه طی می کند. محور طولی زمین به شکل عمودی، صفحه مداری را قطع نمی کند بلکه نسبت به آن زاویه ای حدود 5/23 درجه دارد. این شیب و حرکت زمین به دور خورشید باعث پدیدار گشتن فصول می شوند. در دی ماه، نیمکره شمالی زمین، به دلیل شیب محور طولی، دورتر از خورشید قرار می گیرد. نور خورشید با شدت کمتری به نیمکره شمالی می رسد و در این هنگام این بخش از زمین، زمستان را پشت سر می گذراند. در خرداد ماه وضعیت شیب زمین تغییر می کند و این بار نیمکره جنوبی در قسمتی از شیب قرار می گیرد که از خورشید دورتر است در نتیجه نوبت به این نیمکره می رسد که زمستان را تجربه نماید. مدار زمین دایره کامل نیست. در اوایل دی ماه زمین به خورشید نزدیکتر و در خرداد ماه کمی دورتر است. فاصله زمین از خورشید در ماه دی 1/147 میلیون کیلومتر و در ماه خرداد 1/152 میلیون کیلومتر می باشد. تاثیر این پدیده در سرما یا گرمای زمین بسیار کمتر از پدیده شیب زمین است.زمین و منظومه شمسی عضو یک صفحه ستاره ای وسیع به نام کهکشان راه شیری می باشند. درست همانگونه که ماه به دور زمین و سیارات به گرد خورشید در چرخشند، خورشید و دیگر ستارگان به دور مرکز راه شیری در گردش می باشند. منظومه شمسی حدودا در فاصله دو پنجم از مرکز راه شیری قرار گرفته و با سرعت 249 کیلومتر در ثانیه حول مرکز آن در گردش است. منظومه شمسی در هر 220 میلیون سال یکبار حول مرکز کهکشان گردش می کند.
شکل و اندازه زمین
بیشتر مردم زمین را مانند یک توپ، با قطب شمال در بالا و قطب جنوب در پایین آن به تصویر می کشند. در واقع زمین، دیگر سیارات، قمرهای بزرگ و ستارگان و هر جرم دیگری که قطر آن بیشتر از 320 کیلومتر باشد، گرد است و این به دلیل نیروی گرانش آن جرم می باشد. گرانش همه مواد را به داخل و به سمت مرکز می کشد. قمرهای کوچک مانند دو قمر مریخ، گرانش بسیار کمی دارند. کمتر از آنچه باعث گرد شدنشان شود. برای بدن های ما "پایین" همیشه در راستای مسیر کشش گرانش و به سمت مرکز زمین است. ساکنین اسپانیا و نیوزیلند دقیقا در دوسمت مخالف زمین قرار گرفته اند ولی هر دوی آنها "پایین" را به سمت مرکز زمین و "بالا" را به سمت آسمان می دانند. گرانش در سیارات دیگر و اقمار آنها نیز به همین شیوه عمل می کند. با این حال زمین به طور کامل گرد نیست. گردش وضعی آن باعث گردیده است که قسمت مرکزی آن یا استوا، دچار برآمدگی گردد. قطر زمین از قطب شمال تا قطب جنوب آن 54/12.713 کیلومتر است در حالیکه قطر آن در منطقه استوا 32/12.756 کیلومتر می باشد. این اختلاف 78/42 کیلومتری تنها 298/1 ام قطر زمین است. این مقدار بسیار اندک است به همین دلیل در عکسهایی که در فضا از زمین گرفته شده اند محسوس نمی باشد و این سیاره کاملا گرد به نظر می رسد.برآمدگی زمین همچنین باعث می شود که محیط زمین پیرامون استوا بیشتر از محیط آن پیرامون قطبها باشد. محیط این سیاره دور استوا 16/40.075 کیلومتر و دور قطبها 40.008 کیلومتر است. از آنجائیکه محیط زمین در جنوب استوا بیشتر است، زمین اندکی گلابی شکل است. زمین همچنین دارای کوهستانها و دره هایی در سطح می باشد ولی از آنجائیکه ابعاد این قسمتها نسبت به اندازه کل زمین بسیار ناچیز است لذا این سیاره از فضا مسطح به نظر می آید.
قمر زمین
زمین و پلوتو دارای یک قمر می باشند. عطارد و ونوس هیچ قمری نداشته و سایر سیارات منظومه شمسی هر کدام دارای دو یا چندین قمر هستند. قطر ماه، قمر زمین، 3.474 کیلومتر، حدود یک چهارم قطر زمین است. گرانش خورشید با ماه و زمین به مانند یک جرم واحد رفتار می کند. جرم واحدی که مرکز آن در نقطه 1.600 کیلومتری زیر سطح زمین قرار گرفته است. این نقطه "مرکز مشترک" ماه و زمین است. مسیر حرکت نقطه "مرکز مشترک" به دور خورشید، یک منحنی صاف است. زمین و ماه همانطور که به دور خورشید در گردشند، دور "مرکز مشترک" نیز می چرخند. حرکت ماه و زمین حول "مرکز مشترک" باعث لرزش در مسیر حرکت آن دو حول خورشید می گردد.
لایه های زمین
زمین از لایه ها یا پوسته های متعددی تشکیل شده است. لایه هایی شبیه به پیاز. بخش جامد زمین شامل لایه نازک خارجی یعنی پوسته زمین و لایه ضخیم سنگی در زیر پوسته، یعنی جبه آن می باشد. پوسته و لایه بالایی جبه را "سنگ کره" یا لیتوسفر (lithosphere) می گویند. در مرکز زمین، هسته قرار دارد. قسمت بیرونی هسته، مایع و قسمت داخلی آن جامد است. بیشتر سطح زمین پوشیده از آب و یخ می باشد و هیدروسفر (hydrosphere) یا "آب کره" نامیده می شود. زمین با لایه ای نازک از هوا به نام جو یا اتمسفر (atmosphere) احاطه شده است. به مجموع بخش های هیدروسفر، جو و قسمتهای جامد که حیات در آنها جریان دارد، بایوسفر (biosphere) یا "زیست کره" اطلاق می گردد.
پايان بخش اول (ادامه دارد...)
نوشته شده توسط ج .عجم در دوشنبه ششم فروردین 1386 ساعت 0:37 موضوع طبيعي | لینک ثابت
يك شب مردي خوابي ديد.
خواب ديد كه كنار ساحل با خدا قدم مي زند.
در أسمان تصويري از زندگيش جلوي چشمانش أشكار شد.در هر صحنه روي شنها دو جاي پا ديد.
يكي متعلق به خودش و ديگري متعلق به خدا.
وقتي أخرين صحنه زندگيش از جلوي چشمانش گذشت برگشت به جاي پا روي شنها نگاه كرد.
متوجه شد كه لحظاتي در زندگيش بوده كه تنها يك جاي پا روي شنها وجود دارد.همچنين متوجه شد كه أنها در سخت ترين و دشوار ترين لحظات زندگيش اتفاق افتاده.
اين واقعا ناراحتش مي كردپس براي رفع ابهام از خدا سوال كرد:
خدايا تو فرمودي اگر همراه تو باشم و راهت را دنبال كنم در تمام طول راه با من خواهي بود ولي متوجه شدم كه در سخت ترين لحظات زندگيم فقط يك جاي پا وجود دارد.
نمي دانم چرا زماني كه بيشترين نياز را به تو داشتم تنهايم گذاشتي؟
خدا فرمود:
فرزند عزيزم
نوشته شده توسط ج .عجم در شنبه چهارم فروردین 1386 ساعت 8:54 موضوع دردانه های سخن | لینک ثابت
کارتوگرافی؛ از هنر تا جنگ

نوشته:محمد عجم
منبع: http://www.mydocument.ir
در بازدید از موزه نقشه های قرون گذشته انسان ناخود آگاه در برابر شاهکار، دقت ، هنر و آراستگي نقشه نگاران باستان چنان شيفته می ماند که از هدف واقعي آنان که تقديم نقشه به پادشاهان و امرا که قلمرو سرزمینی را اختيار اداره و دفاع از آن را بر عهده داشته است فراموش می شود.
چند سال سپري می شد تا اين نقشه ها مزین می شدند به تصاویر مملو از فرشتگان کوچک شيپور نواز و ناوهاي تجاري و جهازاتي که با بادبان هاي برآماسيده از وزش باد، اقيانوس ها را لابلاي نپتون الهه درياها و پرياني درمي نورديدند که در جذر و مد آب ظاهر مي شدند.
امروزه با کنجکاوی اين طرح ها و مرزها و قاره ها را ناشیانه می بینیم درنقشه جهان آنها حتی هیچ اثری از قاره آمریکا و استرالیا و قطب جنوب نیست، اما باز هم حیرت زده می شویم که بسیاری از آنها بدون وجود ابزار ابتدایی و بدون رصد ماهواره ها، به ابعادي غالبا نادقيق اما به اشکال همانند اصل حيرت آوري، را ترسيم کرده اند. مثلا نقشه جهان 1660 فليپ ايكبرخت (Philipp Eckebrecht)اگرچه اقیانوسیه رادرزمره کره جهان در برندارد اما از نظر دقت فوق العاده است.
سازمان ملل متحد و کنفرانس یکسان سازی نامهای جغرافیایی آن در طی قطعنامه ها و يادداشت هایی پرحجم به قصد ارائه فهرست جامعي از توصيه هائي براي نقشه نگاري سرزمين ها به چاپ رسانده است. براي نمونه در آن تصريح شده است که در نقشه ها بايد صحراي باختري که تا سال 1976 در تملک اسپانيا بود را با خط ممتدي از مراکش جدا کنند موضوعی که خشم مراکشی ها را بر انگیخته است.
چند نمونه از جدال های نقشه ای
روز 29 نوامبر سال 2005 حضور یک نقشه در کنار سالنی که مراسم سالگرد روز همبستگی سازمان ملل با فلسطین را برگزار می کرد منجر به یک دردسر بزرگ در مدیریت سازمان ملل شد . این نقشه که متعلق به دهه 1960 بود نقشه فلسطین بود بدون هیچ اثری از وجود اسرائیل ، جان بولتون سفیر آمریکا فردای آنروز نامه شدید اللحنی به کوفی عنان نوشت و ضمن اعتراض به وجود این نقشه علت امر را جویا شد .
در رد و بدل شدن یکسری مکاتبات میان مقامات اداری سازمان ملل و سفارت آمریکا مشخص شد که این نقشه سال ها است که در سازمان ملل قرار داشته و در سالروز همبستگی با فلسطین به نمایش گذاشته می شده است. اما آنچه امسال حساسیت برانگیز شده بود سخنان محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران بود که گفته بود اسرائیل باید از روی نقشه محو شود. سفارت آمریکا باید مطمئن می شد که نمایش این نقشه در راستای آن سخن نبوده است.
در دی ماه 1383 تندر خشم ایرانیان مقیم خارج با ارسال طوماری اعتراضی با یکصد هزار امضا از سوی فرهیختگان از یکسو و ضربه عملی تهران از سوی دیگر بر مجله بین المللی معتبر نشنال جئوگرافي که در اطلس تازه چاپ خود، به جاي نام تدبير گرانه و تاریخی «خليج فارس»، «خليج عربي» نوشته بود فرود آمد.
بدنبال آن مدير رسانه هاي خارجي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي که نظارت را بر نشريات اعمال مي کند اعلام كرد:"ما ديگر براي روزنامه نگاران مجله نشنال جئوگرافي رواديد ورود به کشور صادر نخواهيم کرد و مادام که اين اشتباه را تصحيح نکرده اند اجازه نخواهيم داد اين مجله در ايران پخش شود".
سخنگوي دولت هم در کنفرانس مطبوعاتي تکرار کرد که :"ما از هويت تاريخي خليج فارس صيانت خواهيم کرد، هيچ گونه جعل کردني را نخواهيم پذيرفت و به اقدامات قانوني دست خواهيم زد ".
دبیرخانه سازمان ملل 7 بار بطور مکتوب توصیه کرده است که نام خلیج فارس را تنها نام معتبر این پهنه آبی می داند.
یکی از قدیمی ترین دعواهای جدی در مورد نقشه ه