تبليغاتX
 اکتـــــــــــــــا (آسمان نیمه ابری)
 

حکمت ما و حکمت خدا!

 

برگرفته از كتاب حكمت و معيشت : عبدالكريم سروش

 

وقتي ما به اسلامي بودن ، خداپرستي و قدسي بودن فكر مي كنيم؛

 در درجه اول بايد به زيبا بودن روح بينديشيم.

اين زيبايي روح به زيبايي اجتماع خواهد انجاميد.

فرد متشرع نبايد از زيبايي ها بگريزد، در تاريخ ما همواره اين تصور وجود داشته است كه اندوهناكي و گرياني علامت دينداري است و نشاط زيبا دوستي و  

             گشاده رويي ،نشانه بي پروايي و دوري از خداست.

اين تصورات باطل بايد جاي خود را به اين انديشه هاي حق بدهد كه :

خدا زيباست و همه چيز را زيبا آفريده است.

و اين زيبايي ها با آدميت آدمي پيوند وثيق دارند.

بنابر اين انساني به خدا نزديك تر است كه روحاً زيباتر است.

و انساني كه زيبا تر است خداوند نزد او حاضر تر است.

*****

خوبي و درستي زهدي نبايد سبب گردد تا ما آن را به همه تحميل نماييم.

بدترين و جهنمي ترين سيستم ها بر مبناي اين تصور پديد آمده اند كه اگر همه مردم هم فكر شوند زمين تبديل به بهشت خواهد شد. پيشوايان دين براي دعوت به خوبي ها آمده بودند اما علي رغم همه آن كوشش هاي پيگير و طولاني بازهم مردم متفاوت باقي ماندند. و وحدت به معناي يكپارچگي و يكدستي هرگز حاصل نشد

 زيرا وجود اين اختلافات اقتضاي موجوديت اين جهان و لازمه ريزش رحمت الهي در اين عالم است.

فقط در بهشت است كه اختلاف وجود ندارد و البته قرار نيست اين جهان نسخه دوم آن بهشت باشد.!!


 

نوشته شده توسط ج .عجم در دوشنبه هفتم اسفند 1385 ساعت 22:54 موضوع دردانه های سخن | لینک ثابت


گلخانه جهاني

منبع:

http://www.jazirehdanesh.com

ارنست همينگوي، نويسنده شهير امريكا، مجذوب زيبايي كوه كليمانجارو در افريقا شده بود. قله پوشيده از برف اين كوه، 5895 متر بالاي تانزانياي گرم و حاره اي قرار دارد. همينگ وي نوشته است:" به گستردگي جهان، بزرگ، مرتفع و سفيدي غير قابل باوري كه درون خورشيد جاي دارد." اما اين شگفتي طبيعت به خطر افتاده است. هر سال برف كمتري وجود دارد. دانشمندان مي گويند طي 15 سال برف هاي كليمانجارو آب خواهد شد.   

فقط كليمانجارو نيست كه به خطر افتاده است. يخچال ها و يخ هاي قطب روز به روز ذوب مي شوند. سخره هاي مرجاني با گرم شدن آب دريا مي ميرند. درياچه ها و رودخانه ها در مناطق سردسير ديرتر يخ مي زنند و هرسال زودتر آب مي شوند و در نتيجه، چرخه زندگي گياهان و جانوران بومي را به هم مي ريزند. چه عاملي باعث اين آشفتگي ها در طبيعت شده است؟

در گزارش مركز بين المللي تغيرات آب و هوا( IPCC ) ،كه در سال 2001 منتشر شد، آمده است كه جهان در حال گرم شدن است. ميانگين دما طي قرن گذشته 17- درجه سانتي گراد بوده و دهه 1999 گرم ترين دهه بوده است. پژوهشگران اين مركز پيش بيني كرده اند كه تا سال 2100 ميانگين دماي زمين بين 38/16- و12- خواهد بود.

يك يا دو درجه ممكن است تغيير اندكي به نظر برسد، اما پيامد هاي آن مي تواند هولناك باشد. همان طور كه يخچال ها و يخ ها قطب آب مي شوند، نواحي ساحلي پايين دست مانند لوئيزياناي جنوبي و فلوريدا در امريكا، ونيز در ايتاليا و بخش هايي از هندوستان و مصر با سيل رو به رو مي شوند يا زير آب مي روند. دماهاي بالا مي تواند باعث خشكي گسترده و طوفان هاي شديد در سراسر دنيا شود.

گلخانه جهاني

دانشمندان مي دانند برخي از تغييرات آب و هواي زمين طبيعي اند. سياره ما چند عصر يخبندان و نيز چند دوره گرم و خشك را پشت سر گذاشته است. اما بيشتر اقليم شناسان معتقد اند روند كنوني گرم شدن زمين نتيجه برخي فعاليت هاي بشري است. هر زمان كه بنزين و گازوئيل در خودروها و زغال سنگ براي توليد برق در نيروگاه ها مي سوزد، دي اكسيد كربن( CO 2 ) و گازهاي ديگري به اتمسفر آزاد مي شود. اين گازها پتوي مه گونه اي را به دور زمين تشكيل مي دهند.

مقدار معيني از اين گازها بي خطر است زيرا مانع سرد شدن بيش از اندازه زمين مي شود- درست مانند گلخانه اي كه اجازه ورود پرتوهاي گرما بخش و نوراني خورشيد را مي دهد و تا اندازه اي مانع خروج گرما مي شود. اما اكنون اين پتو خيلي ضخيم شده است. گرماي زيادي نزديك سطح زمين به دام مي افتد. اين " اثر گلخانه اي " باعث گرم شدن جهان شده است. اين مشكل بدتر هم شده است زيرا انسان ميليون ها درخت را كه CO 2 از اتمسفر جذب مي كنند، قطع كرده است.

 

خارج شدن از يك برنامه بزرگ

امريكا بزرگ ترين توليد كنند CO2 است. گرچه اين كشور كاشانه فقط 4% جمعيت جهان است، 25% كل گازهاي گلخانه اي را توليد مي كند. رئيس جمهور فعلي اين كشور، جورج بوش، زماني قول داده بود كه به مبارزه با گرم شدن جهاني كمك كند. اما اكنون تصميم گرفته است از توافقنامه بين المللي ،كه مي خواهد اين مشكل را مهار كند، حمايت نكند. پيمان نامه كيوتو محدوديت هاي خاصي براي مقدار گازهاي گلخانه اي كه يك كشور ممكن است به اتمسفر آزاد كند، در نظر گرفته است.

بيل كلينتون، رئيس جمهور پيشين امريكا، از اين پيمان حمايت كرده بود. اما بوش معتقد است اين پيمان نامه براي امريكا بسيار هزينه بر است. شركت هاي بزرگ بايد اين محدوديت ها را بپذيرند. بوش مي گويد:" ما هر كاري را كه به اقتصادمان آسب برساند، انجام نمي دهيم."

گروههاي حامي محيط زيست موضع بوش را به شدت محكوم كرده اند. برخي حتي از مردمان سراسر جهان خواسته اند با نخريدن فراورده هاي نفتي از شركت هاي آمريكايي نگراني خود را نشان دهند.

دولت هايي كه پيمان نامه كيوتو را پذيرفته اند، پيمان نامه اي كه پس از 9 سال گفت و گو و تبادل نظر تهيه شد، مي توانند در اين زمينه نقش تعيين كننده اي ايفا كنند. براي اين كه پيمان نامه اثر خود را برجاي گذارد، بايد 55 كشور آن را بپذيرند. كشورهاي زيادي اين پيمان نامه را پذيرفته اند. به تازگي روسيه نيز به جمع آنها پيوسته است. اما دولت امريكا همچنان از امضا كردن آن سر باز زده است .

جهان داغي روند گرم شدن جهاني را حس مي كند. آيا امريكا به توقف اين روند كمك خواهد كرد؟

ما چه كار مي توانيم بكنيم؟

در اين جا چند كار ساده پيشنهاد مي شود كه شما و خانواده تان با رعايت آنها مي توانيد اين روند را معكوس كنيد:

•  تنبلي را كنار بگذاريد. هر چه قدر امكان دارد پياده روي و دوچرخه سواري را جايگزين رانندگي كنيد.

ميانگين كاهش سالانه CO 2 براي هر گالن بنزيني كه مصرف نشود: 10 كيلوگرم

•  برنامه هاي بازيافت كاغذ را جدي بگيريد. از مصرف بيهوده كاغذ بپرهيزيد و براي همه گير شدن برنامه هاي بازيافت كاغذ تلاش كنيد.

ميانگين كاهش سالانه CO2 براي هر يك كيلوگرم كاغذ بازيافتي: 4كيلو گرم

•  محل سكونت خود را بهبود بخشيد. نزديك خانه تان درخت بكاريد. آنها CO 2 از هوا جذب مي كنند و O 2 پس مي دهند.

ميانگين كاهش سالانه : حدود 225 كيلوگرم

•  دماي مناسب را حفظ كنيد. اتاق ها را بيش از اندازه گرم يا سرد نكنيد. درجه تنظيم كننده دما را در زمستان اندكي پايين تر و در تابستان اندكي بالاتر قرار دهيد.

ميانگين كاهش سالانه: حدود 225 كيلوگرم براي هر درجه سانتي گراد.

•  به عايق گذاري ساختمان اهميت بدهيد. خانواده شما براي ثابت ماندن دماي درون ساختمان مي تواند ديوار ها و سقف را عايق گذاري كند.

ميانگين كاهش سالانه: بيش از 900 كيلوگرم

•  با بنزين خداحافظي كنيد. اگر خانواده شما مي خواهد خودرو جديدي بخرد، به آنان توصيه كنيد خودرويي بخرند كه هر 50 كيلومتر يك گالن سوخت مصرف مي كند.


 

نوشته شده توسط ج .عجم در یکشنبه ششم اسفند 1385 ساعت 21:50 موضوع انساني | لینک ثابت


انچه دیگران به ان می اندیشند؟؟؟؟

سوسياليسم: دو گاو داريد. يكي را نگه مي­داريد، ديگري را به همسايه­ي خود مي­دهيد.

كمونيسم: دو گاو داريد. دولت هر دوي آن­ها را مي­گيرد تا شما و همسايه­تان را در شيرش شريك كند.

فاشيسم: دو گاو داريد. شير را به دولت مي­دهيد. دولت آن را به شما مي­فروشد.

كاپيتاليسم: دو گاو داريد. هر دوي آنها را مي­دوشيد. شيرها را بر زمين مي­ريزيد تا قيمت­ها همچنان بالا بماند.

نازيسم: دو گاو داريد. دولت به سوي شما تيراندازي مي­كند و هر دو گاو را مي­گيرد.

آنارشيسم: دو گاو داريد. گاوها شما را مي­كشند و همديگر را مي­دوشند.

ساريسم: دو گاو داريد. به هر دو آنها تيراندازي مي­كنيد و خودتان را در ميان ظرف شير مي­اندازيد.

آپارتايد: دو گاو داريد. شير گاو سياه را به گاو سفيد مي­دهيد ولي گاو سفيد را نمي­دوشيد.

دولت مرفه: دو گاو داريد. آنها را مي­دوشيد و بعد شيرشان را به خودشان مي­دهيد تا بنوشند.

بوروكراسي: دو گاو داريد. براي تهيه­ي شناسنامه­ي آن­ها هفده فرم را در سه نسخه پر مي­كنيد ولي وقت نداريد شير آن­ها را بدوشيد.

سازمان ملل: دو گاو داريد. فرانسه شما را از دوشيدن آن­ها وتو مي­كند. آمريكا گاوها را از شيردادن به شما وتو مي­كند. نيوزيلند رأي ممتنع مي­دهد.

ايده­آليسم: دو گاو داريد. ازدواج مي­كنيد. همسرتان آن­ها را مي­دوشد.

رئاليسم: دو گاو داريد. اما هنوز هم خودتان آن­ها را مي­دوشيد.

متحجريسم: دو گاو داريد. زشت است شير گاو ماده را بدوشيد.

فمينيسم: دو گاو داريد. حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد.

پلوراليسم: دو گاو نر و ماده داريد. از هر كدام شير بدوشيد فرقي نمي­كند.

ليبراليسم: دو گاو داريد. آن­ها را نمي­دوشيد چون كه آزاديشان محدود مي­شود.

دموكراسي مطلق: دو گاو داريد. از همسايه­ها رأي مي­گيريد كه آن­ها را بدوشيد يا نه.

منبع:

http://www.Dastebayaz.blogfa.com


 

نوشته شده توسط ج .عجم در یکشنبه ششم اسفند 1385 ساعت 21:39 موضوع | لینک ثابت


شما چگونه در اینترنت جستجو (Search) میکنید ؟

 

احتمالا به یک سایت جستجو همچون گوگل وارد می شوید ، عبارت مورد نظر را وارد می کنید و با فشردن دکمه، کار تمام است. بله این راه اشتباه نیست اما اگر بخواهید دانش بهینه سازی یا SEO را بیاموزید بهتر است روش درست جستجو را بیاموزید.

ضمن اینکه با خواندن این صفحه شما یاد میگیرید تا بهترین و دقیقترین نتایج جستجو را بدست آورید و از دریافت اطلاعات زاید و بی ارزش جلوگیری کنید.

راهنمای جستجو در اینترنت

اینترنت بیش از 10 میلیون دامنه و 9 میلیارد صفحه (تخمینی) را شامل می شود.

تقریبا هر عبارتی را که در یک موتور جستجو وارد کنیم نتیجه هایی را در بر دارد. حتی اگر اشتباه تایپی داشته باشیم!

و خیلی طبیعی است اگر برای جستجوی یک عبارت چند میلیون نتیجه ظاهر شود. پرسش این است که:

چگونه نتیجه ها را محدود به بهترین نتیجه ها کنیم ؟

برای این کار باید روش درست این کار را بیاموزیم.

همه موتور های جستجو به شما امکان استفاده از عملگر های منطقی را می دهند. برای مثال اگر شما به دنبال اطلاعاتی در زمینه تاریخ کشور ایران باشید ممکن است این عبارت را جستجو نمایید:           « ایران تاریخ» . اگر چه این روش درست جواب می دهد ولی در واقع نتایج بازگشتی شامل هزاران و بلکه میلیونها صفحه ای است که در آنها دست کم یکی از کلمات تاریخ و ایران بکار رفته باشد. برای آنکه موتور جستجو را وادار کنید تا فقط صفحه های حاوی هر دو کلمه ایران و تاریخ را نشان دهد باید عبارت جستجو را اینگونه وارد کنید: تاریخ +ایران  به این ترتیب نتایج محدود تر و بسیار دقیقتر می شوند.

به علامت + دقت کنید. این مفهوم عملگر AND را داراست.  شما می توانید چندین واژه را با عملگر + پیوند دهید و نتایج جستجو را هر چه دقیقتر نمایید. به ویژه در مورد برخی اطلاعات علمی استفاده از + بسیار ضروری است.  یادتان باشد بین کلمه اول و علامت + یک فاصله وجود دارد ولی بین + و دومین کلمه نه.

برای نمونه من با رشته روبرو اطلاعات مورد نظر خود را به دقت پیدا می کنم:  «بهینه سازی  +سایت  +جستجو»

 

نکته دوم برای جستجو در اینترنت

استفاده از عملگر + بسیار مفید است، اما ممکن است شما به دنبال یک عبارت چند کلمه ای خاص بگردید. مثلا ممکن است دنبال یک ترانه باشید که تنها یک بیت آن را به خاطر می آورید.  در اینجا استفاده از عملگر + چندان مفید نیست. در چنین مواقعی که دنبال یک رشته خاص می گردید باید آن رشته را درون علامت نقل قول ( " ) قرار دهید. به این ترتیب فقط صفحه هایی نشان داده میشوند که عینا آن عبارت را داشته باشند.

برای نمونه من با رشته روبرو به دنبال ترانه ای از داریوش میگردم :  "دوباره می سازمت وطن"

خوب همه کلمات این رشته یعنی «وطن» ، «دوباره» و می سازمت» واژه هایی بسیار پرکاربرد هستند و خیلی صفحات پارسی زبان اینترنت  ممکن است آن ها را در خود داشته باشند. در چنین مواردی استفاده از عملگر + نتایج چندان خوبی را باز نمی گرداند.

 

 فیلتر کردن یک عبارت خاص

خیلی طبیعی است که شما بخواهید یک دسته از نتایج را حذف کنید. این کار زمانی به درد میخورد که شما بدانید یک عبارت نا مطلوب ممکن است شما را از نتایج مورد انتظار دور کند. در چنین مواقعی کلمه نامطلوب را با عملگر - بکار ببرید. بله با یک علامت «منها»  صفحه های حاوی آن عبارت از نتایج جستجو حذف می شوند.

برای مثال من با رشته زیر به دنبال مقاله ای در زمینه تحلیلسیستمها می گردم که فاقد مطالب مهندسی برق باشد. زیرا بسیاری از مطالب تحلیل سیستمها در واقع زمینه مهندسی الکترونیک دارند ولی مطلوب من نیستند.

"مهندسی صنایع"  +"تحلیل سیستمها"  -"الکترونیک" 

به این ترتیب تنها صفهاتی برای من نشان داده میشوند که حاوی عبارت مهندسی صنایع به صورت کنار هم و همچنین عبارت تحلیل سیستمها باز هم درکنار هم باشند ولی فاقد عبارت الکترونیک هستند.

نتایج در این حالت صدها برابر محدود تر و بسیار دقیقتر خواهد بود.

چه سایتهایی به شما لینک داده اند ؟

برای این که ببینید چه سایتهایی به یک صفحه خاص لینک داده اند از عبارت زیر استفاده نمایید. البته تنها چند موتور جستجو چنین امکانی را می دهند. گوگل و MSN  اینگونه هستند.

 link:www.SEO.knowledge.ir

اگر عبارت :Link را قبل از آدرس صفحه مورد نظر وارد کنید موتور جستجو به شما نشان می دهد که چه کسانی آن به آن آدرس اینترنی لینک (پیوند) داده اند. نتایج بازگشتی در این حالت هم شامل لینکهای متنی و هم شامل تصاویر می شود.

 

اگر به دنبال فایل خاصی هستید چه باید بکنید ؟

ممکن است شما به دنبال نوع خاصی از فایل باشید. مثلا یک سند WORD با پسوند  DOC. و یا فایلهای PDF. در این حالت بایستی نوع فایل مورد نظر را به کمک این عبارت به موتور جستجو معرفی نمایید.

عبارت مورد جستجو filetype:ppt  مشاهده می کنید که پسوند فایل مورد نظر را پس از عبارت مورد نظر درج می کنیم. انواع پسوند های معتبر عبارتند از :

·         DOC. یا فایلهای Word

·         PPT.  یا فایلهای پاور پوینت

·         XLS. یا فایلهای نرم افزار اکسل مایکروسافت

·         PDF. یا فایلهای مقاله (مستقل از فونت) که با نرم افزار آکروبات قابل مشاهده هستند.

·         فایلهای دیگری همچون TXT. یا RTF. نیز که هر دو متن هستند توسط بزخی موتورهای جستجو قابل گزینش اند.

 

جستجوی پیشرفته در اینترنت

اغلب موتورهای جستجو یک صفحه برای جستجوی پیشرفه اختصاص داده اند. شما میتوانید حتی تاریخ مقاله یا صفحه مورد نظر را نیز محدود نمایید و(برای مثال) فقط به دنبال اسناد قدیمی یا مقاله های جدید بگردید.

همچنین امکانات جستجوی ویدیویی و یا جستجو در فروشگاههای اینترنتی و یا جستجو تنها در اخبار نیز توسط برخی موتورهای جستجو در حال تهیه است که اغلب مراحل آزمایشی را پشت سر می گذارند.

به نقل از : http://7gardoon.com

 


 

نوشته شده توسط ج .عجم در یکشنبه ششم اسفند 1385 ساعت 21:33 موضوع اموزشي | لینک ثابت


امام حسين عليه السلام از ديدگاه دکتر شريعتي

امام حسين عليه السلام از ديدگاه دکتر شريعتي

 

 دكترعلى‏ شريعتى متفكر و انديشمندى بود كه در يك دوره تاريخى، تأثير فزاينده‏اى بر روى نهضت اسلامى گذاشت. شهيد دكتر بهشتى با اشاره بدين موضوع، حق مطلب را ادا مى‏كند:

«دكتر در طول چند سال حساس، هيجان مؤثرى در جوّ اسلامى و انقلاب اسلامى به وجود آورد و در جذب نيروهاى جوان درس خوانده و پر شور و پر احساس به سوى اسلام اصيل، نقش سازنده‏اى داشت و دل‏هاى زيادى را با انقلاب اسلامى همراه كرد. اين انقلاب و جامعه بايد قدردان اين نقش مؤثر باشد.»(1)

آثار دكتر شريعتى از فراز و فرودهاى بسيارى برخوردار است؛ برخى آثار وى همچون «اسلام‏شناسى متعهد با مخاطب‏هاى آشنا» و «تشيع علوى، تشيع صفوى» داراى ضعف‏هاى ساختارى و اساسى مى‏باشد، و برخى از آثار وى از جمله «على‏عليه السلام»، «فاطمه، فاطمه است» و «نيايش» را بايد در رده كتاب هاى خوب و تأثيرگذار وى محسوب كرد.

برخى از سخنرانى‏ها و نوشته‏هاى دكتر شريعتى در مورد شهادت امام حسين‏عليه السلام و حادثه كربلا، از جمله آثار خوب وى به شمار مى‏رود. در اين نوشتار سعى خواهيم نمود به حدّ وسع خود، ديدگاه دكتر شريعتى را در اين موارد به تصوير كشيم:

شهيد در لغت، به معناى حاضر، ناظر، به معناى گواه و گواهى دهنده و خبر دهنده راستين و امين و هم چنين به معنى آگاه و نيز به معنى محسوس و مشهود، كسى كه همه چشم‏ها به او است و بالاخره به معنى نمونه، الگو و سرمشق است.

 

1. شهيد

نوع فهم دكتر شريعتى از مفهوم عالى شهيد، برداشتى خالص، عميق و ناب از فرهنگ اصيل اسلامى است. وى در تعريف كلمه «شهيد» مى‏گويد:

"شهيد در لغت، به معناى حاضر، ناظر، به معناى گواه و گواهى دهنده و خبر دهنده راستين و امين و هم چنين به معنى آگاه و نيز به معنى محسوس و مشهود، كسى كه همه چشم‏ها به او است و بالاخره به معنى نمونه، الگو و سرمشق است."(2)

«شهيد» زنده، جاويد، حماسه ساز، عارف، آگاه، انتخاب‏گر و روزى خوار نعم الهى است و اين اصيل‏ترين دريافت از متون و فرهنگ اسلامى به شمار مى‏رود، چنانچه قرآن كريم نيز بدان اشاره مى‏كند. دكتر شريعتى در جاى ديگر مى‏نويسد:

"شهيد، قلب تاريخ است؛ هم چنان كه قلب به رگ هاى خشك اندام، خون، حيات و زندگى مى‏دهد، جامعه‏اى كه رو به مردن مى‏رود، جامعه‏اى كه فرزندانش ايمان خويش را به خويش، از دست داده‏اند و جامعه‏اى كه به مرگ تدريجى گرفتار است، جامعه‏اى كه تسليم را تمكين كرده است، جامعه‏اى كه احساس مسئوليت را از ياد برده است و جامعه‏اى كه اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است و تاريخى كه از حيات و جنبش و حركت و زايش بازمانده است؛ شهيد همچون قلبى، به اندام‏هاى خشك مرده بى‏رمق اين جامعه، خون خويش را مى‏رساند و بزرگترين معجزه شهادتش اين است كه به يك نسل، ايمان جديد به خويشتن را مى‏بخشد. شهيد حاضر است و هميشه جاويد؛ كى غائب است؟"(3)

بخش فوق بيشتر رويكردى كربلايى دارد، بدين معنا كه دكتر با نگاه به شهيدان كربلا و فضاى حاكم بر آن، به وصف شهيد پرداخته است و الا هميشه اينگونه نيست كه در جامعه‏اى منحط و رو به عقب، سيماى تابناك شهيد رخ نمايد. شهداى جهادهاى نبى ‏اكرم ‏صلى الله عليه و آله و امام على‏عليه السلام شاهد اين ادعاست. البته مرحوم شريعتى بدين موضوع پرداخته است كه در جاى ديگر بدان اشاره مى‏كنيم.

يكى از بهترين و حيات بخش‏ترين سرمايه‏هايى كه در تاريخ تشيع وجود دارد، شهادت است.

 

شهادت‏

شهادت، بُرنده‏ترين سلاحى است كه هيچ دشمنى را ياراى مقاومت در برابر آن نيست، مرحوم شريعتى در اين باره بحث‏هاى مبسوطى دارد كه براى رعايت اختصار، به گزيده‏هايى از آن اشاره مى‏كنيم.

"يكى از بهترين و حيات بخش‏ترين سرمايه‏هايى كه در تاريخ تشيع وجود دارد، شهادت است."(4)

"در فرهنگ ما شهادت، مرگى نيست كه دشمن ما بر مجاهد تحميل كند. شهادت مرگ دلخواهى است كه مجاهد با همه آگاهى و همه منطق و شعور و بيدارى و بينايى خويش، خود انتخاب مى‏كند!... شهادت، در يك كلمه - بر خلاف تاريخ‏هاى ديگر كه حادثه‏اى است و درگيرى است و مرگ تحميل شده بر قهرمان است و تراژدى است - در فرهنگ ما، يك درجه است، وسيله نيست؛ خود هدف است، اصالت است؛ خود يك تكامل، يك علو است؛ خود يك مسئوليت بزرگ است؛ خود يك راه نيم ‏بُر به طرف صعود به قله معراج بشريت است و يك فرهنگ است."(5)

امروز اين سخنان با پشتوانه سرمايه عظيم انقلاب، جنگ تحميلى و انديشه‏هاى ناب حضرت امام ‏قدس سره براى نسل جديد، عادى و جا افتاده شده است؛ ليكن در اواخر سال 50 كه اين سخنرانى‏ها ايراد شده، فضاى فكرى جامعه دست خوش تحولات اساسى بود و لزوم ارائه مفاهيم «حماسى اسلامى» به زبان روز و متناسب با زمان، به شدت احساس مى‏شد.

علاوه بر اين، خفقان و امنيت پليسى حاكم بر آن دوره تاريخى، بيانگر شهامت و شجاعت سخنران است؛ به طورى كه بعد از سخنرانى «پس از شهادت» در مسجد جامع نارمك، حاضران تظاهرات با شكوهى برپا كردند.

مرحوم شريعتى شهادت را به دو بخش حمزه‏اى و حسينى تقسيم مى‏كند. شهيد مطهرى نيز از منظرى ديگر، بدان مى‏پردازد؛ وى در اين مورد مى‏نويسد: "جناب حمزه، سيدالشهداى زمان خودش است و امام حسين‏عليه السلام سيدالشهداى همه زمان‏ها است."(6)

دكتر شريعتى در اين باره مى‏گويد: "ما دو نوع شهيد داريم؛ سمبل يكى حمزه سيدالشهداء، و سمبل ديگرى امام حسين‏عليه السلام است."(7)

براى روشن شدن تقسيم بندى فوق، مستقلاً به هر كدام مى‏پردازيم.

در شهادت حسينى، شهيد با خوب مردن پيروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، با خوب كشتن. در شهادت حسينى، شهيد با شكست ظاهرى از دشمن پيروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، شهيد با پيروزى بر دشمن. در شهادت حسينى، وظيفه اوليه شهيد، شهادت است و در شهادت حمزه‏اى، وظيفه اوليه شهيد، مجاهدت و تلاش براى شكست دشمن است.

شهادت حمزه‏اى‏

«حمزه يك قهرمان مجاهد است كه براى پيروزى و شكستن دشمن رفته، شكست خورده و كشته و شهيد شده است... حمزه و ساير مجاهدان براى پيروزى آمده بودند - البته با احتمال اين كه اگر هم مرگ شده، شد - و هدفشان پيروزى و شكستن دشمن بود... بنابراين شهيد حمزه‏اى و شهادت حمزه‏اى، عبارت است از مردى و كشته شدن مردى كه آهنگ كشتن دشمن كرده است."(8)

دكتر شريعتى شهداى حمزه‏اى را مجاهدانى مى‏داند كه نه براى شهيد شدن، كه كشتن و شكست دادن دشمن به ميدان جهاد شتافته‏اند و شهادت، آنها را انتخاب كرده و روزى آنها شده است. به عبارتى وظيفه اوليه اسلامى شهداى حمزه‏اى، شكست دشمن و حفظ اردوگاه اسلام است، ليكن قضاى الهى بر سرنوشت ايشان، شهادت نوشته است. بنابراين، شهيد حمزه‏اى آرزومند شهادت است ولى در پى آن نمى‏باشد؛ چرا كه وظيفه اوليه خود را شكست دادن دشمن مى‏داند. و در صورت لزوم، از شهادت استقبال مى‏كند.

 

شهادت حسينى‏عليه السلام‏

"شهادت حسينى كشته شدن مردى است كه خود براى كشته شدن خويش قيام كرده است... امام حسين‏عليه السلام از مقوله ديگرى است؛ او نيامده است كه دشمن را با زور شمشير بشكند و خود پيروز شود، و بعد موفق نشده و يا در يك تصادف يا ترور توسط وحشى، كشته شده باشد. اين‏ طور نيست، او در حالى كه مى‏توانسته است در خانه‏اش بنشيند و زنده بماند، به پا خاسته و آگاهانه به استقبال مردن شتافته و در آن لحظه، مرگ و نفى خويشتن را انتخاب كرده است... امام حسين‏عليه السلام يك شهيد است كه حتى پيش از كشته شدن خويش به شهادت رسيده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خويش، از آن لحظه كه به دعوت وليد - حاكم مدينه - كه از او بيعت مطالبه مى‏كرد، «نه» گفت، اين، «نه» طرد و نفى چيزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسين شهيد است."(۹)

سمبل شهادت حسينى در اين تعريف، تنها سلاح پيروز است. البته شهادت حسينى شرايط ويژه خود را مى‏طلبد. وقتى ظلم، انحطاط و انحراف همه گير مى‏شود و ارزش‏هاى والاى اسلامى مسخ مى‏گردد و موعظه‏ها بر گوش‏هاى سنگين كارگر نمى‏افتد؛ حسين با همه دانايى به عدم توانايى خود در پيروزى ظاهرى بر دشمن، علناً به پيشواز مرگ مى‏رود و با انتخاب شهادت، بزرگترين كارى را كه مى‏شد كرد، انجام مى‏دهد.

ثمره شهادت امام حسين‏عليه السلام آگاهى و بازگشت مردم به هويّت اصيل اسلامى و زدن داغ رسوايى كُشتن فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بر پيشانى كريه حكومت يزيد است.

در شهادت حسينى، وظيفه اوليه اسلامى براى يارى دين خدا، شهادت است؛ در اين جا مجاهد فى‏سبيل‏الله با شهادت خود، دين خدا را يارى مى‏كند. شهادت عمار ياسر نيز از اين قبيل است؛ ليكن انعكاس شهادت اباعبدالله الحسين‏عليه السلام به دلايلى گسترده و خارج از ظرف زمان است.

در شهادت حسينى، شهيد با خوب مردن پيروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، با خوب كشتن. در شهادت حسينى، شهيد با شكست ظاهرى از دشمن پيروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، شهيد با پيروزى بر دشمن. در شهادت حسينى، وظيفه اوليه شهيد، شهادت است و در شهادت حمزه‏اى، وظيفه اوليه شهيد، مجاهدت و تلاش براى شكست دشمن است.

3. امام حسين‏عليه السلام‏

تأثير اباعبدالله الحسين‏عليه السلام بر روى انديشه‏هاى دكتر شريعتى و خلق روح حماسى و نگاه حسينى وى، در همه آثارش به وضوح ديده مى‏شود. بازتاب حماسه حسينى در جولان فكر و روحيه وى بسيار گسترده، شورانگيز و عميق مى‏باشد؛ به طورى كه بسيارى از جريانات سياسى و اجتماعى و رويدادهاى تاريخى را با رويكرد به «حادثه كربلا» تحليل و ارزيابى مى‏كند. پرداختن به عاشوراى حسينى از منظر دكتر شريعتى بيشتر انعكاس يك قريحه قوى، احساس شورانگيز و ترجمان روح حماسى و بى‏تاب اوست. اين بخش در زواياى مختلفى قابل مدح است، كه اختصاراً به چند مورد از آن مى‏پردازيم:

الف) شرايط نهضت امام حسين‏عليه السلام‏

"شكل مبارزه‏اى كه حسين انتخاب كرده، قابل فهميدن نيست مگر اين كه اوضاع و شرايطى كه حسين در آن شرايط، قيام خاصّ خودش را آغاز كرد، فهميده بشود... اكنون حسين مسئول نگاهبانى انقلابى است كه آخرين پايگاه‏هاى مقاومتش از دست رفته است و از قدرت جدش و پدر و برادرش، يعنى حكومت اسلام و جبهه حقيقت و عدالت، يك شمشير برايش نمانده و حتى يك سرباز! سال‏هايى است كه بنى‏اميه همه پايگاه‏هاى اجتماعى را فتح كرده است."(10)

اسلام در اين زمان، چون پوستين وارونه شده است؛ ارزش‏هاى اسلامى رنگ باخته و دين با حاكميت افراد فاسد و غاصب، رو به انحطاط و انحراف مى‏رود. امام حسين‏عليه السلام در چنين شرايطى براى اصلاح دين جدش قيام مى‏كند؛ از يك سو، نيرويى براى تغيير وضع موجود ندارد و از ديگر سو، در سكوت خود مشعل اميدى نمى‏بيند. بنابراين، با تنهاترين و برنده‏ترين سلاح، سلاح شهادت، به رويارويى با يزيد، مظهر باطل مى‏شتابد و با شهادت خويش بر آنها پيروز مى‏شود.

اين كه حسين فرياد مى‏زند - پس از اين كه همه عزيزانش را در خون مى‏بيند و جز دشمن كينه توز و غارتگر در برابرش نمى‏بيند - فرياد مى‏زند كه: «آيا كسى هست كه مرا يارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ينصرنى؟»؛ مگر نمى‏داند كه كسى نيست كه او را يارى كند و انتقام گيرد؟ اين «سؤال»، سؤال از تاريخ فرداى بشرى است و اين پرسش، از آينده است و از همه ماست و اين سؤال، انتظار حسين را از عاشقانش بيان مى‏كند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهيدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى‏نمايد.

ب) بايستن و نتوانستن‏

"فتواى حسين اين است: آرى! در نتوانستن نيز بايستن هست؛ براى او زندگى، عقيده و جهاد است. بنابراين، اگر او زنده است و به دليل اين كه زنده است، مسئوليت جهاد در راه عقيده را دارد. انسان زنده، مسئول است و نه فقط انسان توانا. و از حسين، زنده‏تر كيست؟ در تاريخ ما، كيست كه به اندازه او حق داشته باشد كه زندگى كند؟ و شايسته باشد كه زنده بماند؟ نفس انسان بودن، آگاه بودن، ايمان داشتن، زندگى كردن، آدمى را مسئول جهاد مى‏كند و حسين مَثَلِ اعلاى انسانيت زنده، عاشق و آگاه است. توانستن يا نتوانستن، ضعف يا قدرت، تنهايى يا جمعيت، فقط شكل انجام رسالت و چگونگى تحقق مسئوليت را تعيين مى‏كند نه وجود آن را."(11)

«بايستن» يعنى براى انجام دادن وظيفه مسئوليت دينى و شرعى، تلاش نمودن و تا حد توان براى پيشبرد آن، به تناسب زمان و شرايط، اقدام كردن. گوياترين كلام براى اداى اين مفهوم، فرمايش حضرت امام‏ قدس سره است؛ ايشان در پيامى فرمودند:

"ما مأمور به اداى تكليف و وظيفه‏ايم، نه مأمور به نتيجه."(12)

هر مسلمانى در هر شرايطى، وظيفه‏اى دارد كه بايد بدان عمل نمايد؛ ليكن اقتضاى زمان، شكل انجام وظيفه را به تناسب خود، دستخوش تغيير مى‏سازد. عمل به وظيفه در بستر زمانى خاص، «جهاد» و در شرايطى «فقه» و در برهه‏اى «پرداختن به مسايل علمى» است؛ ليكن آنچه با تحول زمان دگرگون نمى‏شود، اصل اداى تكليف و انجام وظيفه است.

ج) هنر خوب مردن‏

"او (امام حسين‏عليه السلام) فرزند خانواده‏اى است كه هنر خوب مردن را در مكتب حيات، خوب آموخته است... آموزگار بزرگ شهادت اكنون برخاسته است تا به همه آنها كه جهاد را تنها در توانستن مى‏فهمند و به همه آنها كه پيروزى بر خصم را تنها در غلبه، بياموزد كه شهادت نه يك باختن، كه يك انتخاب است؛ انتخابى كه در آن، مجاهد با قربانى كردن خويش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پيروز مى‏شود و حسين «وارث آدم» - كه به بنى‏آدم زيستن داد - و «وارث پيامبران بزرگ» - كه به انسان چگونه بايد زيست را آموختند - اكنون آمده است تا در اين روزگار به فرزندان آدم چگونه بايد مردن را بياموزند."(13)

شهادت، هنر مردان خداست؛ چنان كه خوب زيستن و خوب زندگى كردن، هنر مردان الهى مى‏باشد. خوب مردن نيز هنرى است كه در درجه اول، شهدا آن را به ارث مى‏برند. شهدا شمع‏هاى فروزانى هستند كه با نثار هستى و وجود خود در محضر حق تعالى، پيروز مى‏شوند. سيدالشهداء سمبل و الگوى خوب مردن (شهادت) در همه اعصار است. مقتدايان امام حسين‏عليه السلام كسانى هستند كه از مايه جان خويش در راه خدا نثار مى‏كنند و به راستى حسين آموزگار بزرگ شهادت است كه هنر خوب مردن را در جان بى‏تاب انسان‏هاى عاشق، تزريق مي كند.

د) آثار شهادت امام حسين‏عليه السلام‏

"برخى درباره آثار شهادت حسينى ترديد كردند! و آن را قيامى خوانده‏اند كه شكست خورده است؛ شگفتا! كدام جهاد و كدام جنگِ پيروزى بوده است كه دامنه فتوحاتش در سطح جامعه در عمق انديشه و احساس و در طول زمان و ادوار تاريخ، اين همه گسترده و عميق و بارآور باشد؟... حسين با شهادت «يد بيضاء» كرد، از خون شهيدان «دم مسيحائى» ساخت كه كور را بينا مى‏كند و مرده را حيات مى‏بخشد... اما نه تنها در عصر خويش و در سرزمين خويش، كه «شهادت» جنگ نيست، رسالت است؛ سلاح نيست، پيام است؛ كلمه‏اى است كه با خون تلفظ مى‏شود."(14)

تأثير حادثه كربلا، هم در بستر زمان خود و هم در طول تاريخ، عميق و فراگير بوده است. نهضت‏هايى كه با فاصله كمى با الهام‏گيرى از قيام خونين كربلا شكفتند - مانند قيام توابين و ابومسلم خراسانى - و جان‏هاى مردمى كه از ترنم خون‏هاى گرم شهيدان كربلا زندگى يافتند، معدود نيستند؛ انقلاب اسلامى شاهد و مثالى زنده در عصر حاضر است كه هم در شروع نهضت، پيروزى انقلاب، ثبات نظام و ادامه آن تا هم اكنون همواره زير درخشش پرتو عشق به اباعبدالله الحسين‏عليه السلام جريان يافته است. به راستى كدامين عشق و ايمان جوشان براى پيشبرد انقلاب اسلامى مى‏توانست به اندازه عشق و ايمان حسينى مؤثر باشد؟

ه) زندگان جاويد

"آنها كه تن به هر ذلتى مى‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏هاى خاموش و پليد تاريخند و ببينيد آيا كسانى كه سخاوتمندانه با حسين به قتلگاه خويش آمده‏اند و مرگ خويش را انتخاب كرده‏اند - در حالى كه صدها گريزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجيه شرعى و دينى براى زنده ماندن شان بود - توجيه و تأويل نكرده‏اند و مرده‏اند، اينها زنده هستند؟ آيا آنها كه براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها كردن حسين و تحمل كردن يزيد دادند، كدام هنوز زنده‏اند؟ هر كس زنده بودن را فقط در يك لَشِ متحرك نمى‏بيند، زنده بودن و شاهد بودن حسين را با همه وجودش مى‏بيند، حس مى‏كند و مرگ كسانى را كه به ذلت‏ها تن داده‏اند تا زنده بمانند، مى‏بيند."(15)

شهدا زنده‏اند و سيدالشهداء زنده‏ترين شهيد تاريخ است. نام او، ياد او، خاطره او و داستان شگرف كربلاى او، همه و همه در طول تاريخ براى همه نسل‏ها نيروبخش، حيات آفرين، اميدزا و انقلاب گستر است. به راستى كدامين ملت را مى‏توان سراغ گرفت كه با روح و خون حسين همگرايى كنند و به افتخار يكى از دو پيروزى نرسند؟ خون حسين، مايه حيات‏ بخشى است كه در گذر زمان بر كالبد ملت‏ها دميده مى‏شود و آنها را به زندگى فرا مى‏خواند و حسين‏عليه السلام زنده جاويدى است كه هر سال، دوباره شهيد مى‏شود و همگان را به يارى جبهه حق زمان خود، دعوت مى‏كند.

و) ساعات آخر شهادت‏

"عصر عاشورا، امام حسين‏عليه السلام با آن دقت نظافت مى‏كند، با آن دقت آرايش مى‏كند، بهترين لباس‏هايش را مى‏پوشد و بهترين عطرهايش را مى‏زند، در اوج خون و در اوج مرگ و در اوج نابودىِ همه كسانش و در آستانه رفتن خودش، هر ساعتى كه مى‏گذشت و شهدا هم بر هم انباشته مى‏شدند، چهره او گلگون‏تر و برافروخته‏تر و قلبش بيشتر به تپش مى‏آمد، كه مى‏دانست فاصله حضور، اندك است؛ چه «شهادت» حضور نيز هست."(16)

حضور شايسته در محضر خدا، آرزوى سرشار از اشتياقى است كه مردان خدا همواره براى آن، لحظه شمارى مى‏كنند و شهادت، شايسته‏ترين وسيله حضور در پيشگاه الهى است. آرايش با دقّت امام ‏حسين‏عليه السلام در عصر عاشورا نيز به خاطر شايسته‏ترين حضورى است كه يك امام مى‏تواند در محضر الهى داشته باشد.

ز ) مسئوليت ما

"اين كه حسين فرياد مى‏زند - پس از اين كه همه عزيزانش را در خون مى‏بيند و جز دشمن كينه توز و غارتگر در برابرش نمى‏بيند - فرياد مى‏زند كه: «آيا كسى هست كه مرا يارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ينصرنى؟»؛ مگر نمى‏داند كه كسى نيست كه او را يارى كند و انتقام گيرد؟ اين «سؤال»، سؤال از تاريخ فرداى بشرى است و اين پرسش، از آينده است و از همه ماست و اين سؤال، انتظار حسين را از عاشقانش بيان مى‏كند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهيدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى‏نمايد."(17)

امام حسين‏عليه السلام مظهر و سمبل حق است كه در همه عصرها، چون نمادى زنده و خروشان، ظهور پيدا مى‏كند و همه كسانى را كه از پاسدارى حقيقت زمان خود طفره مى‏روند، به يارى مى‏طلبد و در واقع يارى طلبيدن امامِ عشق در كربلا، انعكاس موج انديشه اسلامى براى كمك به حق در همه زمان‏هاست. «هل من ناصر ينصرنى»، يعنى آيا كمك كننده‏اى هست كه حق را يارى كند؟

4. حضرت زينب‏عليها السلام‏

نمى‏توان از كربلاى حسين نوشت و در آن، از كار بزرگ زينبى يادى نكرد؛ چرا كه حادثه كربلا با نقش مكمّل و بى‏بديل حضرت زينب‏عليها السلام كامل مى‏شود. مرحوم شريعتى در اين مورد مى‏گويد:

"رسالت پيام از امروز عصر، آغاز مى‏شود. اين رسالت بر دوش‌هاى ظريف يك زن، «زينب» - زنى كه مردانگى در ركاب او جوانمردى آموخته است و رسالت زينب دشوارتر و سنگين‏تر از رسالت برادرش. آنهايى كه گستاخى آن را دارند كه مرگ خويش را انتخاب كنند، تنها به يك انتخاب بزرگ دست زده‏اند؛ اما كار آنها كه از آن پس زنده مى‏مانند، دشوار است و سنگين. و زينب مانده است، كاروان اسيران در پى‏اش، و صف‌هاى دشمن تا افق در پيش راهش، و رسالت رساندن پيام برادر بر دوشش. وارد شهر مى‏شود، از صحنه بر مى‏گردد. آن باغ‏هاى سرخ شهادت را پشت سر گذاشته و از پيراهنش بوى گل‌هاى سرخ به مشام مى‏رسد. وارد شهر جنايت، پايتخت قدرت، پايتخت ستم و جلادى شده است؛ آرام و پيروز، سراپا افتخار؛ بر سر قدرت و قساوت، بر سر بردگان مزدور و جلادان و بردگان استعمار و استبداد فرياد مى‏زند: «سپاس خداوند را كه اين همه كرامت و اين همه عزت به خاندان ما عطا كرد، افت