
برگرفته از كتاب حكمت و معيشت : عبدالكريم سروش
وقتي ما به اسلامي بودن ، خداپرستي و قدسي بودن فكر مي كنيم؛
در درجه اول بايد به زيبا بودن روح بينديشيم.
اين زيبايي روح به زيبايي اجتماع خواهد انجاميد.
فرد متشرع نبايد از زيبايي ها بگريزد، در تاريخ ما همواره اين تصور وجود داشته است كه اندوهناكي و گرياني علامت دينداري است و نشاط زيبا دوستي و
گشاده رويي ،نشانه بي پروايي و دوري از خداست.
اين تصورات باطل بايد جاي خود را به اين انديشه هاي حق بدهد كه :
خدا زيباست و همه چيز را زيبا آفريده است.
و اين زيبايي ها با آدميت آدمي پيوند وثيق دارند.
بنابر اين انساني به خدا نزديك تر است كه روحاً زيباتر است.
و انساني كه زيبا تر است خداوند نزد او حاضر تر است.
*****
خوبي و درستي زهدي نبايد سبب گردد تا ما آن را به همه تحميل نماييم.
بدترين و جهنمي ترين سيستم ها بر مبناي اين تصور پديد آمده اند كه اگر همه مردم هم فكر شوند زمين تبديل به بهشت خواهد شد. پيشوايان دين براي دعوت به خوبي ها آمده بودند اما علي رغم همه آن كوشش هاي پيگير و طولاني بازهم مردم متفاوت باقي ماندند. و وحدت به معناي يكپارچگي و يكدستي هرگز حاصل نشد
زيرا وجود اين اختلافات اقتضاي موجوديت اين جهان و لازمه ريزش رحمت الهي در اين عالم است.
فقط در بهشت است كه اختلاف وجود ندارد و البته قرار نيست اين جهان نسخه دوم آن بهشت باشد.!!
نوشته شده توسط ج .عجم در دوشنبه هفتم اسفند 1385 ساعت 22:54 موضوع دردانه های سخن | لینک ثابت

منبع:
http://www.jazirehdanesh.com
ارنست همينگوي، نويسنده شهير امريكا، مجذوب زيبايي كوه كليمانجارو در افريقا شده بود. قله پوشيده از برف اين كوه، 5895 متر بالاي تانزانياي گرم و حاره اي قرار دارد. همينگ وي نوشته است:" به گستردگي جهان، بزرگ، مرتفع و سفيدي غير قابل باوري كه درون خورشيد جاي دارد." اما اين شگفتي طبيعت به خطر افتاده است. هر سال برف كمتري وجود دارد. دانشمندان مي گويند طي 15 سال برف هاي كليمانجارو آب خواهد شد.
فقط كليمانجارو نيست كه به خطر افتاده است. يخچال ها و يخ هاي قطب روز به روز ذوب مي شوند. سخره هاي مرجاني با گرم شدن آب دريا مي ميرند. درياچه ها و رودخانه ها در مناطق سردسير ديرتر يخ مي زنند و هرسال زودتر آب مي شوند و در نتيجه، چرخه زندگي گياهان و جانوران بومي را به هم مي ريزند. چه عاملي باعث اين آشفتگي ها در طبيعت شده است؟
در گزارش مركز بين المللي تغيرات آب و هوا( IPCC ) ،كه در سال 2001 منتشر شد، آمده است كه جهان در حال گرم شدن است. ميانگين دما طي قرن گذشته 17- درجه سانتي گراد بوده و دهه 1999 گرم ترين دهه بوده است. پژوهشگران اين مركز پيش بيني كرده اند كه تا سال 2100 ميانگين دماي زمين بين 38/16- و12- خواهد بود.
يك يا دو درجه ممكن است تغيير اندكي به نظر برسد، اما پيامد هاي آن مي تواند هولناك باشد. همان طور كه يخچال ها و يخ ها قطب آب مي شوند، نواحي ساحلي پايين دست مانند لوئيزياناي جنوبي و فلوريدا در امريكا، ونيز در ايتاليا و بخش هايي از هندوستان و مصر با سيل رو به رو مي شوند يا زير آب مي روند. دماهاي بالا مي تواند باعث خشكي گسترده و طوفان هاي شديد در سراسر دنيا شود.
گلخانه جهاني
دانشمندان مي دانند برخي از تغييرات آب و هواي زمين طبيعي اند. سياره ما چند عصر يخبندان و نيز چند دوره گرم و خشك را پشت سر گذاشته است. اما بيشتر اقليم شناسان معتقد اند روند كنوني گرم شدن زمين نتيجه برخي فعاليت هاي بشري است. هر زمان كه بنزين و گازوئيل در خودروها و زغال سنگ براي توليد برق در نيروگاه ها مي سوزد، دي اكسيد كربن( CO 2 ) و گازهاي ديگري به اتمسفر آزاد مي شود. اين گازها پتوي مه گونه اي را به دور زمين تشكيل مي دهند.
مقدار معيني از اين گازها بي خطر است زيرا مانع سرد شدن بيش از اندازه زمين مي شود- درست مانند گلخانه اي كه اجازه ورود پرتوهاي گرما بخش و نوراني خورشيد را مي دهد و تا اندازه اي مانع خروج گرما مي شود. اما اكنون اين پتو خيلي ضخيم شده است. گرماي زيادي نزديك سطح زمين به دام مي افتد. اين " اثر گلخانه اي " باعث گرم شدن جهان شده است. اين مشكل بدتر هم شده است زيرا انسان ميليون ها درخت را كه CO 2 از اتمسفر جذب مي كنند، قطع كرده است.
خارج شدن از يك برنامه بزرگ
امريكا بزرگ ترين توليد كنند CO2 است. گرچه اين كشور كاشانه فقط 4% جمعيت جهان است، 25% كل گازهاي گلخانه اي را توليد مي كند. رئيس جمهور فعلي اين كشور، جورج بوش، زماني قول داده بود كه به مبارزه با گرم شدن جهاني كمك كند. اما اكنون تصميم گرفته است از توافقنامه بين المللي ،كه مي خواهد اين مشكل را مهار كند، حمايت نكند. پيمان نامه كيوتو محدوديت هاي خاصي براي مقدار گازهاي گلخانه اي كه يك كشور ممكن است به اتمسفر آزاد كند، در نظر گرفته است.
بيل كلينتون، رئيس جمهور پيشين امريكا، از اين پيمان حمايت كرده بود. اما بوش معتقد است اين پيمان نامه براي امريكا بسيار هزينه بر است. شركت هاي بزرگ بايد اين محدوديت ها را بپذيرند. بوش مي گويد:" ما هر كاري را كه به اقتصادمان آسب برساند، انجام نمي دهيم."
گروههاي حامي محيط زيست موضع بوش را به شدت محكوم كرده اند. برخي حتي از مردمان سراسر جهان خواسته اند با نخريدن فراورده هاي نفتي از شركت هاي آمريكايي نگراني خود را نشان دهند.
دولت هايي كه پيمان نامه كيوتو را پذيرفته اند، پيمان نامه اي كه پس از 9 سال گفت و گو و تبادل نظر تهيه شد، مي توانند در اين زمينه نقش تعيين كننده اي ايفا كنند. براي اين كه پيمان نامه اثر خود را برجاي گذارد، بايد 55 كشور آن را بپذيرند. كشورهاي زيادي اين پيمان نامه را پذيرفته اند. به تازگي روسيه نيز به جمع آنها پيوسته است. اما دولت امريكا همچنان از امضا كردن آن سر باز زده است .
جهان داغي روند گرم شدن جهاني را حس مي كند. آيا امريكا به توقف اين روند كمك خواهد كرد؟
ما چه كار مي توانيم بكنيم؟
در اين جا چند كار ساده پيشنهاد مي شود كه شما و خانواده تان با رعايت آنها مي توانيد اين روند را معكوس كنيد:
• تنبلي را كنار بگذاريد. هر چه قدر امكان دارد پياده روي و دوچرخه سواري را جايگزين رانندگي كنيد.
ميانگين كاهش سالانه CO 2 براي هر گالن بنزيني كه مصرف نشود: 10 كيلوگرم
• برنامه هاي بازيافت كاغذ را جدي بگيريد. از مصرف بيهوده كاغذ بپرهيزيد و براي همه گير شدن برنامه هاي بازيافت كاغذ تلاش كنيد.
ميانگين كاهش سالانه CO2 براي هر يك كيلوگرم كاغذ بازيافتي: 4كيلو گرم
• محل سكونت خود را بهبود بخشيد. نزديك خانه تان درخت بكاريد. آنها CO 2 از هوا جذب مي كنند و O 2 پس مي دهند.
ميانگين كاهش سالانه : حدود 225 كيلوگرم
• دماي مناسب را حفظ كنيد. اتاق ها را بيش از اندازه گرم يا سرد نكنيد. درجه تنظيم كننده دما را در زمستان اندكي پايين تر و در تابستان اندكي بالاتر قرار دهيد.
ميانگين كاهش سالانه: حدود 225 كيلوگرم براي هر درجه سانتي گراد.
• به عايق گذاري ساختمان اهميت بدهيد. خانواده شما براي ثابت ماندن دماي درون ساختمان مي تواند ديوار ها و سقف را عايق گذاري كند.
ميانگين كاهش سالانه: بيش از 900 كيلوگرم
• با بنزين خداحافظي كنيد. اگر خانواده شما مي خواهد خودرو جديدي بخرد، به آنان توصيه كنيد خودرويي بخرند كه هر 50 كيلومتر يك گالن سوخت مصرف مي كند.
نوشته شده توسط ج .عجم در یکشنبه ششم اسفند 1385 ساعت 21:50 موضوع انساني | لینک ثابت
سوسياليسم: دو گاو داريد. يكي را نگه ميداريد، ديگري را به همسايهي خود ميدهيد.
كمونيسم: دو گاو داريد. دولت هر دوي آنها را ميگيرد تا شما و همسايهتان را در شيرش شريك كند.
فاشيسم: دو گاو داريد. شير را به دولت ميدهيد. دولت آن را به شما ميفروشد.
كاپيتاليسم: دو گاو داريد. هر دوي آنها را ميدوشيد. شيرها را بر زمين ميريزيد تا قيمتها همچنان بالا بماند.
نازيسم: دو گاو داريد. دولت به سوي شما تيراندازي ميكند و هر دو گاو را ميگيرد.
آنارشيسم: دو گاو داريد. گاوها شما را ميكشند و همديگر را ميدوشند.
ساريسم: دو گاو داريد. به هر دو آنها تيراندازي ميكنيد و خودتان را در ميان ظرف شير مياندازيد.
آپارتايد: دو گاو داريد. شير گاو سياه را به گاو سفيد ميدهيد ولي گاو سفيد را نميدوشيد.
دولت مرفه: دو گاو داريد. آنها را ميدوشيد و بعد شيرشان را به خودشان ميدهيد تا بنوشند.
بوروكراسي: دو گاو داريد. براي تهيهي شناسنامهي آنها هفده فرم را در سه نسخه پر ميكنيد ولي وقت نداريد شير آنها را بدوشيد.
سازمان ملل: دو گاو داريد. فرانسه شما را از دوشيدن آنها وتو ميكند. آمريكا گاوها را از شيردادن به شما وتو ميكند. نيوزيلند رأي ممتنع ميدهد.
ايدهآليسم: دو گاو داريد. ازدواج ميكنيد. همسرتان آنها را ميدوشد.
رئاليسم: دو گاو داريد. اما هنوز هم خودتان آنها را ميدوشيد.
متحجريسم: دو گاو داريد. زشت است شير گاو ماده را بدوشيد.
فمينيسم: دو گاو داريد. حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد.
پلوراليسم: دو گاو نر و ماده داريد. از هر كدام شير بدوشيد فرقي نميكند.
ليبراليسم: دو گاو داريد. آنها را نميدوشيد چون كه آزاديشان محدود ميشود.
دموكراسي مطلق: دو گاو داريد. از همسايهها رأي ميگيريد كه آنها را بدوشيد يا نه.
منبع:
http://www.Dastebayaz.blogfa.com
نوشته شده توسط ج .عجم در یکشنبه ششم اسفند 1385 ساعت 21:39 موضوع | لینک ثابت
احتمالا به یک سایت جستجو همچون گوگل وارد می شوید ، عبارت مورد نظر را وارد می کنید و با فشردن دکمه، کار تمام است. بله این راه اشتباه نیست اما اگر بخواهید دانش بهینه سازی یا SEO را بیاموزید بهتر است روش درست جستجو را بیاموزید.
ضمن اینکه با خواندن این صفحه شما یاد میگیرید تا بهترین و دقیقترین نتایج جستجو را بدست آورید و از دریافت اطلاعات زاید و بی ارزش جلوگیری کنید.
راهنمای جستجو در اینترنت
اینترنت بیش از 10 میلیون دامنه و 9 میلیارد صفحه (تخمینی) را شامل می شود.
تقریبا هر عبارتی را که در یک موتور جستجو وارد کنیم نتیجه هایی را در بر دارد. حتی اگر اشتباه تایپی داشته باشیم!
و خیلی طبیعی است اگر برای جستجوی یک عبارت چند میلیون نتیجه ظاهر شود. پرسش این است که:
چگونه نتیجه ها را محدود به بهترین نتیجه ها کنیم ؟
برای این کار باید روش درست این کار را بیاموزیم.
همه موتور های جستجو به شما امکان استفاده از عملگر های منطقی را می دهند. برای مثال اگر شما به دنبال اطلاعاتی در زمینه تاریخ کشور ایران باشید ممکن است این عبارت را جستجو نمایید: « ایران تاریخ» . اگر چه این روش درست جواب می دهد ولی در واقع نتایج بازگشتی شامل هزاران و بلکه میلیونها صفحه ای است که در آنها دست کم یکی از کلمات تاریخ و ایران بکار رفته باشد. برای آنکه موتور جستجو را وادار کنید تا فقط صفحه های حاوی هر دو کلمه ایران و تاریخ را نشان دهد باید عبارت جستجو را اینگونه وارد کنید: تاریخ +ایران به این ترتیب نتایج محدود تر و بسیار دقیقتر می شوند.
به علامت + دقت کنید. این مفهوم عملگر AND را داراست. شما می توانید چندین واژه را با عملگر + پیوند دهید و نتایج جستجو را هر چه دقیقتر نمایید. به ویژه در مورد برخی اطلاعات علمی استفاده از + بسیار ضروری است. یادتان باشد بین کلمه اول و علامت + یک فاصله وجود دارد ولی بین + و دومین کلمه نه.
برای نمونه من با رشته روبرو اطلاعات مورد نظر خود را به دقت پیدا می کنم: «بهینه سازی +سایت +جستجو»
نکته دوم برای جستجو در اینترنت
استفاده از عملگر + بسیار مفید است، اما ممکن است شما به دنبال یک عبارت چند کلمه ای خاص بگردید. مثلا ممکن است دنبال یک ترانه باشید که تنها یک بیت آن را به خاطر می آورید. در اینجا استفاده از عملگر + چندان مفید نیست. در چنین مواقعی که دنبال یک رشته خاص می گردید باید آن رشته را درون علامت نقل قول ( " ) قرار دهید. به این ترتیب فقط صفحه هایی نشان داده میشوند که عینا آن عبارت را داشته باشند.
برای نمونه من با رشته روبرو به دنبال ترانه ای از داریوش میگردم : "دوباره می سازمت وطن"
خوب همه کلمات این رشته یعنی «وطن» ، «دوباره» و می سازمت» واژه هایی بسیار پرکاربرد هستند و خیلی صفحات پارسی زبان اینترنت ممکن است آن ها را در خود داشته باشند. در چنین مواردی استفاده از عملگر + نتایج چندان خوبی را باز نمی گرداند.
فیلتر کردن یک عبارت خاص
خیلی طبیعی است که شما بخواهید یک دسته از نتایج را حذف کنید. این کار زمانی به درد میخورد که شما بدانید یک عبارت نا مطلوب ممکن است شما را از نتایج مورد انتظار دور کند. در چنین مواقعی کلمه نامطلوب را با عملگر - بکار ببرید. بله با یک علامت «منها» صفحه های حاوی آن عبارت از نتایج جستجو حذف می شوند.
برای مثال من با رشته زیر به دنبال مقاله ای در زمینه تحلیلسیستمها می گردم که فاقد مطالب مهندسی برق باشد. زیرا بسیاری از مطالب تحلیل سیستمها در واقع زمینه مهندسی الکترونیک دارند ولی مطلوب من نیستند.
"مهندسی صنایع" +"تحلیل سیستمها" -"الکترونیک"
به این ترتیب تنها صفهاتی برای من نشان داده میشوند که حاوی عبارت مهندسی صنایع به صورت کنار هم و همچنین عبارت تحلیل سیستمها باز هم درکنار هم باشند ولی فاقد عبارت الکترونیک هستند.
نتایج در این حالت صدها برابر محدود تر و بسیار دقیقتر خواهد بود.
چه سایتهایی به شما لینک داده اند ؟
برای این که ببینید چه سایتهایی به یک صفحه خاص لینک داده اند از عبارت زیر استفاده نمایید. البته تنها چند موتور جستجو چنین امکانی را می دهند. گوگل و MSN اینگونه هستند.
link:www.SEO.knowledge.ir
اگر عبارت :Link را قبل از آدرس صفحه مورد نظر وارد کنید موتور جستجو به شما نشان می دهد که چه کسانی آن به آن آدرس اینترنی لینک (پیوند) داده اند. نتایج بازگشتی در این حالت هم شامل لینکهای متنی و هم شامل تصاویر می شود.
اگر به دنبال فایل خاصی هستید چه باید بکنید ؟
ممکن است شما به دنبال نوع خاصی از فایل باشید. مثلا یک سند WORD با پسوند DOC. و یا فایلهای PDF. در این حالت بایستی نوع فایل مورد نظر را به کمک این عبارت به موتور جستجو معرفی نمایید.
عبارت مورد جستجو filetype:ppt مشاهده می کنید که پسوند فایل مورد نظر را پس از عبارت مورد نظر درج می کنیم. انواع پسوند های معتبر عبارتند از :
· DOC. یا فایلهای Word
· PPT. یا فایلهای پاور پوینت
· XLS. یا فایلهای نرم افزار اکسل مایکروسافت
· PDF. یا فایلهای مقاله (مستقل از فونت) که با نرم افزار آکروبات قابل مشاهده هستند.
· فایلهای دیگری همچون TXT. یا RTF. نیز که هر دو متن هستند توسط بزخی موتورهای جستجو قابل گزینش اند.
جستجوی پیشرفته در اینترنت
اغلب موتورهای جستجو یک صفحه برای جستجوی پیشرفه اختصاص داده اند. شما میتوانید حتی تاریخ مقاله یا صفحه مورد نظر را نیز محدود نمایید و(برای مثال) فقط به دنبال اسناد قدیمی یا مقاله های جدید بگردید.
همچنین امکانات جستجوی ویدیویی و یا جستجو در فروشگاههای اینترنتی و یا جستجو تنها در اخبار نیز توسط برخی موتورهای جستجو در حال تهیه است که اغلب مراحل آزمایشی را پشت سر می گذارند.
به نقل از : http://7gardoon.com
نوشته شده توسط ج .عجم در یکشنبه ششم اسفند 1385 ساعت 21:33 موضوع اموزشي | لینک ثابت
امام حسين عليه السلام از ديدگاه دکتر شريعتي

«دكتر در طول چند سال حساس، هيجان مؤثرى در جوّ اسلامى و انقلاب اسلامى به وجود آورد و در جذب نيروهاى جوان درس خوانده و پر شور و پر احساس به سوى اسلام اصيل، نقش سازندهاى داشت و دلهاى زيادى را با انقلاب اسلامى همراه كرد. اين انقلاب و جامعه بايد قدردان اين نقش مؤثر باشد.»(1)
آثار دكتر شريعتى از فراز و فرودهاى بسيارى برخوردار است؛ برخى آثار وى همچون «اسلامشناسى متعهد با مخاطبهاى آشنا» و «تشيع علوى، تشيع صفوى» داراى ضعفهاى ساختارى و اساسى مىباشد، و برخى از آثار وى از جمله «علىعليه السلام»، «فاطمه، فاطمه است» و «نيايش» را بايد در رده كتاب هاى خوب و تأثيرگذار وى محسوب كرد.
برخى از سخنرانىها و نوشتههاى دكتر شريعتى در مورد شهادت امام حسينعليه السلام و حادثه كربلا، از جمله آثار خوب وى به شمار مىرود. در اين نوشتار سعى خواهيم نمود به حدّ وسع خود، ديدگاه دكتر شريعتى را در اين موارد به تصوير كشيم:
شهيد در لغت، به معناى حاضر، ناظر، به معناى گواه و گواهى دهنده و خبر دهنده راستين و امين و هم چنين به معنى آگاه و نيز به معنى محسوس و مشهود، كسى كه همه چشمها به او است و بالاخره به معنى نمونه، الگو و سرمشق است.
1. شهيد
نوع فهم دكتر شريعتى از مفهوم عالى شهيد، برداشتى خالص، عميق و ناب از فرهنگ اصيل اسلامى است. وى در تعريف كلمه «شهيد» مىگويد:
"شهيد در لغت، به معناى حاضر، ناظر، به معناى گواه و گواهى دهنده و خبر دهنده راستين و امين و هم چنين به معنى آگاه و نيز به معنى محسوس و مشهود، كسى كه همه چشمها به او است و بالاخره به معنى نمونه، الگو و سرمشق است."(2)
«شهيد» زنده، جاويد، حماسه ساز، عارف، آگاه، انتخابگر و روزى خوار نعم الهى است و اين اصيلترين دريافت از متون و فرهنگ اسلامى به شمار مىرود، چنانچه قرآن كريم نيز بدان اشاره مىكند. دكتر شريعتى در جاى ديگر مىنويسد:
"شهيد، قلب تاريخ است؛ هم چنان كه قلب به رگ هاى خشك اندام، خون، حيات و زندگى مىدهد، جامعهاى كه رو به مردن مىرود، جامعهاى كه فرزندانش ايمان خويش را به خويش، از دست دادهاند و جامعهاى كه به مرگ تدريجى گرفتار است، جامعهاى كه تسليم را تمكين كرده است، جامعهاى كه احساس مسئوليت را از ياد برده است و جامعهاى كه اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است و تاريخى كه از حيات و جنبش و حركت و زايش بازمانده است؛ شهيد همچون قلبى، به اندامهاى خشك مرده بىرمق اين جامعه، خون خويش را مىرساند و بزرگترين معجزه شهادتش اين است كه به يك نسل، ايمان جديد به خويشتن را مىبخشد. شهيد حاضر است و هميشه جاويد؛ كى غائب است؟"(3)
بخش فوق بيشتر رويكردى كربلايى دارد، بدين معنا كه دكتر با نگاه به شهيدان كربلا و فضاى حاكم بر آن، به وصف شهيد پرداخته است و الا هميشه اينگونه نيست كه در جامعهاى منحط و رو به عقب، سيماى تابناك شهيد رخ نمايد. شهداى جهادهاى نبى اكرم صلى الله عليه و آله و امام علىعليه السلام شاهد اين ادعاست. البته مرحوم شريعتى بدين موضوع پرداخته است كه در جاى ديگر بدان اشاره مىكنيم.
يكى از بهترين و حيات بخشترين سرمايههايى كه در تاريخ تشيع وجود دارد، شهادت است.
شهادت
شهادت، بُرندهترين سلاحى است كه هيچ دشمنى را ياراى مقاومت در برابر آن نيست، مرحوم شريعتى در اين باره بحثهاى مبسوطى دارد كه براى رعايت اختصار، به گزيدههايى از آن اشاره مىكنيم.
"يكى از بهترين و حيات بخشترين سرمايههايى كه در تاريخ تشيع وجود دارد، شهادت است."(4)
"در فرهنگ ما شهادت، مرگى نيست كه دشمن ما بر مجاهد تحميل كند. شهادت مرگ دلخواهى است كه مجاهد با همه آگاهى و همه منطق و شعور و بيدارى و بينايى خويش، خود انتخاب مىكند!... شهادت، در يك كلمه - بر خلاف تاريخهاى ديگر كه حادثهاى است و درگيرى است و مرگ تحميل شده بر قهرمان است و تراژدى است - در فرهنگ ما، يك درجه است، وسيله نيست؛ خود هدف است، اصالت است؛ خود يك تكامل، يك علو است؛ خود يك مسئوليت بزرگ است؛ خود يك راه نيم بُر به طرف صعود به قله معراج بشريت است و يك فرهنگ است."(5)
امروز اين سخنان با پشتوانه سرمايه عظيم انقلاب، جنگ تحميلى و انديشههاى ناب حضرت امام قدس سره براى نسل جديد، عادى و جا افتاده شده است؛ ليكن در اواخر سال 50 كه اين سخنرانىها ايراد شده، فضاى فكرى جامعه دست خوش تحولات اساسى بود و لزوم ارائه مفاهيم «حماسى اسلامى» به زبان روز و متناسب با زمان، به شدت احساس مىشد.
علاوه بر اين، خفقان و امنيت پليسى حاكم بر آن دوره تاريخى، بيانگر شهامت و شجاعت سخنران است؛ به طورى كه بعد از سخنرانى «پس از شهادت» در مسجد جامع نارمك، حاضران تظاهرات با شكوهى برپا كردند.
مرحوم شريعتى شهادت را به دو بخش حمزهاى و حسينى تقسيم مىكند. شهيد مطهرى نيز از منظرى ديگر، بدان مىپردازد؛ وى در اين مورد مىنويسد: "جناب حمزه، سيدالشهداى زمان خودش است و امام حسينعليه السلام سيدالشهداى همه زمانها است."(6)
دكتر شريعتى در اين باره مىگويد: "ما دو نوع شهيد داريم؛ سمبل يكى حمزه سيدالشهداء، و سمبل ديگرى امام حسينعليه السلام است."(7)
براى روشن شدن تقسيم بندى فوق، مستقلاً به هر كدام مىپردازيم.
در شهادت حسينى، شهيد با خوب مردن پيروز مىشود و در شهادت حمزهاى، با خوب كشتن. در شهادت حسينى، شهيد با شكست ظاهرى از دشمن پيروز مىشود و در شهادت حمزهاى، شهيد با پيروزى بر دشمن. در شهادت حسينى، وظيفه اوليه شهيد، شهادت است و در شهادت حمزهاى، وظيفه اوليه شهيد، مجاهدت و تلاش براى شكست دشمن است.
شهادت حمزهاى
«حمزه يك قهرمان مجاهد است كه براى پيروزى و شكستن دشمن رفته، شكست خورده و كشته و شهيد شده است... حمزه و ساير مجاهدان براى پيروزى آمده بودند - البته با احتمال اين كه اگر هم مرگ شده، شد - و هدفشان پيروزى و شكستن دشمن بود... بنابراين شهيد حمزهاى و شهادت حمزهاى، عبارت است از مردى و كشته شدن مردى كه آهنگ كشتن دشمن كرده است."(8)
دكتر شريعتى شهداى حمزهاى را مجاهدانى مىداند كه نه براى شهيد شدن، كه كشتن و شكست دادن دشمن به ميدان جهاد شتافتهاند و شهادت، آنها را انتخاب كرده و روزى آنها شده است. به عبارتى وظيفه اوليه اسلامى شهداى حمزهاى، شكست دشمن و حفظ اردوگاه اسلام است، ليكن قضاى الهى بر سرنوشت ايشان، شهادت نوشته است. بنابراين، شهيد حمزهاى آرزومند شهادت است ولى در پى آن نمىباشد؛ چرا كه وظيفه اوليه خود را شكست دادن دشمن مىداند. و در صورت لزوم، از شهادت استقبال مىكند.
شهادت حسينىعليه السلام
"شهادت حسينى كشته شدن مردى است كه خود براى كشته شدن خويش قيام كرده است... امام حسينعليه السلام از مقوله ديگرى است؛ او نيامده است كه دشمن را با زور شمشير بشكند و خود پيروز شود، و بعد موفق نشده و يا در يك تصادف يا ترور توسط وحشى، كشته شده باشد. اين طور نيست، او در حالى كه مىتوانسته است در خانهاش بنشيند و زنده بماند، به پا خاسته و آگاهانه به استقبال مردن شتافته و در آن لحظه، مرگ و نفى خويشتن را انتخاب كرده است... امام حسينعليه السلام يك شهيد است كه حتى پيش از كشته شدن خويش به شهادت رسيده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خويش، از آن لحظه كه به دعوت وليد - حاكم مدينه - كه از او بيعت مطالبه مىكرد، «نه» گفت، اين، «نه» طرد و نفى چيزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسين شهيد است."(۹)
سمبل شهادت حسينى در اين تعريف، تنها سلاح پيروز است. البته شهادت حسينى شرايط ويژه خود را مىطلبد. وقتى ظلم، انحطاط و انحراف همه گير مىشود و ارزشهاى والاى اسلامى مسخ مىگردد و موعظهها بر گوشهاى سنگين كارگر نمىافتد؛ حسين با همه دانايى به عدم توانايى خود در پيروزى ظاهرى بر دشمن، علناً به پيشواز مرگ مىرود و با انتخاب شهادت، بزرگترين كارى را كه مىشد كرد، انجام مىدهد.
ثمره شهادت امام حسينعليه السلام آگاهى و بازگشت مردم به هويّت اصيل اسلامى و زدن داغ رسوايى كُشتن فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بر پيشانى كريه حكومت يزيد است.
در شهادت حسينى، وظيفه اوليه اسلامى براى يارى دين خدا، شهادت است؛ در اين جا مجاهد فىسبيلالله با شهادت خود، دين خدا را يارى مىكند. شهادت عمار ياسر نيز از اين قبيل است؛ ليكن انعكاس شهادت اباعبدالله الحسينعليه السلام به دلايلى گسترده و خارج از ظرف زمان است.
در شهادت حسينى، شهيد با خوب مردن پيروز مىشود و در شهادت حمزهاى، با خوب كشتن. در شهادت حسينى، شهيد با شكست ظاهرى از دشمن پيروز مىشود و در شهادت حمزهاى، شهيد با پيروزى بر دشمن. در شهادت حسينى، وظيفه اوليه شهيد، شهادت است و در شهادت حمزهاى، وظيفه اوليه شهيد، مجاهدت و تلاش براى شكست دشمن است.
3. امام حسينعليه السلام
تأثير اباعبدالله الحسينعليه السلام بر روى انديشههاى دكتر شريعتى و خلق روح حماسى و نگاه حسينى وى، در همه آثارش به وضوح ديده مىشود. بازتاب حماسه حسينى در جولان فكر و روحيه وى بسيار گسترده، شورانگيز و عميق مىباشد؛ به طورى كه بسيارى از جريانات سياسى و اجتماعى و رويدادهاى تاريخى را با رويكرد به «حادثه كربلا» تحليل و ارزيابى مىكند. پرداختن به عاشوراى حسينى از منظر دكتر شريعتى بيشتر انعكاس يك قريحه قوى، احساس شورانگيز و ترجمان روح حماسى و بىتاب اوست. اين بخش در زواياى مختلفى قابل مدح است، كه اختصاراً به چند مورد از آن مىپردازيم:
الف) شرايط نهضت امام حسينعليه السلام
"شكل مبارزهاى كه حسين انتخاب كرده، قابل فهميدن نيست مگر اين كه اوضاع و شرايطى كه حسين در آن شرايط، قيام خاصّ خودش را آغاز كرد، فهميده بشود... اكنون حسين مسئول نگاهبانى انقلابى است كه آخرين پايگاههاى مقاومتش از دست رفته است و از قدرت جدش و پدر و برادرش، يعنى حكومت اسلام و جبهه حقيقت و عدالت، يك شمشير برايش نمانده و حتى يك سرباز! سالهايى است كه بنىاميه همه پايگاههاى اجتماعى را فتح كرده است."(10)
اسلام در اين زمان، چون پوستين وارونه شده است؛ ارزشهاى اسلامى رنگ باخته و دين با حاكميت افراد فاسد و غاصب، رو به انحطاط و انحراف مىرود. امام حسينعليه السلام در چنين شرايطى براى اصلاح دين جدش قيام مىكند؛ از يك سو، نيرويى براى تغيير وضع موجود ندارد و از ديگر سو، در سكوت خود مشعل اميدى نمىبيند. بنابراين، با تنهاترين و برندهترين سلاح، سلاح شهادت، به رويارويى با يزيد، مظهر باطل مىشتابد و با شهادت خويش بر آنها پيروز مىشود.
اين كه حسين فرياد مىزند - پس از اين كه همه عزيزانش را در خون مىبيند و جز دشمن كينه توز و غارتگر در برابرش نمىبيند - فرياد مىزند كه: «آيا كسى هست كه مرا يارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ينصرنى؟»؛ مگر نمىداند كه كسى نيست كه او را يارى كند و انتقام گيرد؟ اين «سؤال»، سؤال از تاريخ فرداى بشرى است و اين پرسش، از آينده است و از همه ماست و اين سؤال، انتظار حسين را از عاشقانش بيان مىكند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهيدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مىنمايد.
ب) بايستن و نتوانستن
"فتواى حسين اين است: آرى! در نتوانستن نيز بايستن هست؛ براى او زندگى، عقيده و جهاد است. بنابراين، اگر او زنده است و به دليل اين كه زنده است، مسئوليت جهاد در راه عقيده را دارد. انسان زنده، مسئول است و نه فقط انسان توانا. و از حسين، زندهتر كيست؟ در تاريخ ما، كيست كه به اندازه او حق داشته باشد كه زندگى كند؟ و شايسته باشد كه زنده بماند؟ نفس انسان بودن، آگاه بودن، ايمان داشتن، زندگى كردن، آدمى را مسئول جهاد مىكند و حسين مَثَلِ اعلاى انسانيت زنده، عاشق و آگاه است. توانستن يا نتوانستن، ضعف يا قدرت، تنهايى يا جمعيت، فقط شكل انجام رسالت و چگونگى تحقق مسئوليت را تعيين مىكند نه وجود آن را."(11)
«بايستن» يعنى براى انجام دادن وظيفه مسئوليت دينى و شرعى، تلاش نمودن و تا حد توان براى پيشبرد آن، به تناسب زمان و شرايط، اقدام كردن. گوياترين كلام براى اداى اين مفهوم، فرمايش حضرت امام قدس سره است؛ ايشان در پيامى فرمودند:
"ما مأمور به اداى تكليف و وظيفهايم، نه مأمور به نتيجه."(12)
هر مسلمانى در هر شرايطى، وظيفهاى دارد كه بايد بدان عمل نمايد؛ ليكن اقتضاى زمان، شكل انجام وظيفه را به تناسب خود، دستخوش تغيير مىسازد. عمل به وظيفه در بستر زمانى خاص، «جهاد» و در شرايطى «فقه» و در برههاى «پرداختن به مسايل علمى» است؛ ليكن آنچه با تحول زمان دگرگون نمىشود، اصل اداى تكليف و انجام وظيفه است.
ج) هنر خوب مردن
"او (امام حسينعليه السلام) فرزند خانوادهاى است كه هنر خوب مردن را در مكتب حيات، خوب آموخته است... آموزگار بزرگ شهادت اكنون برخاسته است تا به همه آنها كه جهاد را تنها در توانستن مىفهمند و به همه آنها كه پيروزى بر خصم را تنها در غلبه، بياموزد كه شهادت نه يك باختن، كه يك انتخاب است؛ انتخابى كه در آن، مجاهد با قربانى كردن خويش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پيروز مىشود و حسين «وارث آدم» - كه به بنىآدم زيستن داد - و «وارث پيامبران بزرگ» - كه به انسان چگونه بايد زيست را آموختند - اكنون آمده است تا در اين روزگار به فرزندان آدم چگونه بايد مردن را بياموزند."(13)
شهادت، هنر مردان خداست؛ چنان كه خوب زيستن و خوب زندگى كردن، هنر مردان الهى مىباشد. خوب مردن نيز هنرى است كه در درجه اول، شهدا آن را به ارث مىبرند. شهدا شمعهاى فروزانى هستند كه با نثار هستى و وجود خود در محضر حق تعالى، پيروز مىشوند. سيدالشهداء سمبل و الگوى خوب مردن (شهادت) در همه اعصار است. مقتدايان امام حسينعليه السلام كسانى هستند كه از مايه جان خويش در راه خدا نثار مىكنند و به راستى حسين آموزگار بزرگ شهادت است كه هنر خوب مردن را در جان بىتاب انسانهاى عاشق، تزريق مي كند.
د) آثار شهادت امام حسينعليه السلام
"برخى درباره آثار شهادت حسينى ترديد كردند! و آن را قيامى خواندهاند كه شكست خورده است؛ شگفتا! كدام جهاد و كدام جنگِ پيروزى بوده است كه دامنه فتوحاتش در سطح جامعه در عمق انديشه و احساس و در طول زمان و ادوار تاريخ، اين همه گسترده و عميق و بارآور باشد؟... حسين با شهادت «يد بيضاء» كرد، از خون شهيدان «دم مسيحائى» ساخت كه كور را بينا مىكند و مرده را حيات مىبخشد... اما نه تنها در عصر خويش و در سرزمين خويش، كه «شهادت» جنگ نيست، رسالت است؛ سلاح نيست، پيام است؛ كلمهاى است كه با خون تلفظ مىشود."(14)
تأثير حادثه كربلا، هم در بستر زمان خود و هم در طول تاريخ، عميق و فراگير بوده است. نهضتهايى كه با فاصله كمى با الهامگيرى از قيام خونين كربلا شكفتند - مانند قيام توابين و ابومسلم خراسانى - و جانهاى مردمى كه از ترنم خونهاى گرم شهيدان كربلا زندگى يافتند، معدود نيستند؛ انقلاب اسلامى شاهد و مثالى زنده در عصر حاضر است كه هم در شروع نهضت، پيروزى انقلاب، ثبات نظام و ادامه آن تا هم اكنون همواره زير درخشش پرتو عشق به اباعبدالله الحسينعليه السلام جريان يافته است. به راستى كدامين عشق و ايمان جوشان براى پيشبرد انقلاب اسلامى مىتوانست به اندازه عشق و ايمان حسينى مؤثر باشد؟
ه) زندگان جاويد
"آنها كه تن به هر ذلتى مىدهند تا زنده بمانند، مردههاى خاموش و پليد تاريخند و ببينيد آيا كسانى كه سخاوتمندانه با حسين به قتلگاه خويش آمدهاند و مرگ خويش را انتخاب كردهاند - در حالى كه صدها گريزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجيه شرعى و دينى براى زنده ماندن شان بود - توجيه و تأويل نكردهاند و مردهاند، اينها زنده هستند؟ آيا آنها كه براى ماندنشان تن به ذلت و پستى، رها كردن حسين و تحمل كردن يزيد دادند، كدام هنوز زندهاند؟ هر كس زنده بودن را فقط در يك لَشِ متحرك نمىبيند، زنده بودن و شاهد بودن حسين را با همه وجودش مىبيند، حس مىكند و مرگ كسانى را كه به ذلتها تن دادهاند تا زنده بمانند، مىبيند."(15)
شهدا زندهاند و سيدالشهداء زندهترين شهيد تاريخ است. نام او، ياد او، خاطره او و داستان شگرف كربلاى او، همه و همه در طول تاريخ براى همه نسلها نيروبخش، حيات آفرين، اميدزا و انقلاب گستر است. به راستى كدامين ملت را مىتوان سراغ گرفت كه با روح و خون حسين همگرايى كنند و به افتخار يكى از دو پيروزى نرسند؟ خون حسين، مايه حيات بخشى است كه در گذر زمان بر كالبد ملتها دميده مىشود و آنها را به زندگى فرا مىخواند و حسينعليه السلام زنده جاويدى است كه هر سال، دوباره شهيد مىشود و همگان را به يارى جبهه حق زمان خود، دعوت مىكند.
و) ساعات آخر شهادت
"عصر عاشورا، امام حسينعليه السلام با آن دقت نظافت مىكند، با آن دقت آرايش مىكند، بهترين لباسهايش را مىپوشد و بهترين عطرهايش را مىزند، در اوج خون و در اوج مرگ و در اوج نابودىِ همه كسانش و در آستانه رفتن خودش، هر ساعتى كه مىگذشت و شهدا هم بر هم انباشته مىشدند، چهره او گلگونتر و برافروختهتر و قلبش بيشتر به تپش مىآمد، كه مىدانست فاصله حضور، اندك است؛ چه «شهادت» حضور نيز هست."(16)
حضور شايسته در محضر خدا، آرزوى سرشار از اشتياقى است كه مردان خدا همواره براى آن، لحظه شمارى مىكنند و شهادت، شايستهترين وسيله حضور در پيشگاه الهى است. آرايش با دقّت امام حسينعليه السلام در عصر عاشورا نيز به خاطر شايستهترين حضورى است كه يك امام مىتواند در محضر الهى داشته باشد.
ز ) مسئوليت ما
"اين كه حسين فرياد مىزند - پس از اين كه همه عزيزانش را در خون مىبيند و جز دشمن كينه توز و غارتگر در برابرش نمىبيند - فرياد مىزند كه: «آيا كسى هست كه مرا يارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ينصرنى؟»؛ مگر نمىداند كه كسى نيست كه او را يارى كند و انتقام گيرد؟ اين «سؤال»، سؤال از تاريخ فرداى بشرى است و اين پرسش، از آينده است و از همه ماست و اين سؤال، انتظار حسين را از عاشقانش بيان مىكند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهيدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مىنمايد."(17)
امام حسينعليه السلام مظهر و سمبل حق است كه در همه عصرها، چون نمادى زنده و خروشان، ظهور پيدا مىكند و همه كسانى را كه از پاسدارى حقيقت زمان خود طفره مىروند، به يارى مىطلبد و در واقع يارى طلبيدن امامِ عشق در كربلا، انعكاس موج انديشه اسلامى براى كمك به حق در همه زمانهاست. «هل من ناصر ينصرنى»، يعنى آيا كمك كنندهاى هست كه حق را يارى كند؟
4. حضرت زينبعليها السلام
نمىتوان از كربلاى حسين نوشت و در آن، از كار بزرگ زينبى يادى نكرد؛ چرا كه حادثه كربلا با نقش مكمّل و بىبديل حضرت زينبعليها السلام كامل مىشود. مرحوم شريعتى در اين مورد مىگويد:
"رسالت پيام از امروز عصر، آغاز مىشود. اين رسالت بر دوشهاى ظريف يك زن، «زينب» - زنى كه مردانگى در ركاب او جوانمردى آموخته است و رسالت زينب دشوارتر و سنگينتر از رسالت برادرش. آنهايى كه گستاخى آن را دارند كه مرگ خويش را انتخاب كنند، تنها به يك انتخاب بزرگ دست زدهاند؛ اما كار آنها كه از آن پس زنده مىمانند، دشوار است و سنگين. و زينب مانده است، كاروان اسيران در پىاش، و صفهاى دشمن تا افق در پيش راهش، و رسالت رساندن پيام برادر بر دوشش. وارد شهر مىشود، از صحنه بر مىگردد. آن باغهاى سرخ شهادت را پشت سر گذاشته و از پيراهنش بوى گلهاى سرخ به مشام مىرسد. وارد شهر جنايت، پايتخت قدرت، پايتخت ستم و جلادى شده است؛ آرام و پيروز، سراپا افتخار؛ بر سر قدرت و قساوت، بر سر بردگان مزدور و جلادان و بردگان استعمار و استبداد فرياد مىزند: «سپاس خداوند را كه اين همه كرامت و اين همه عزت به خاندان ما عطا كرد، افت