تبليغاتX
 اکتـــــــــــــــا (آسمان نیمه ابری)
 

فراخوان مقاله؛ همایش راهكارهای توسعه از ديدگاه جغرافيا

منبع:   http://www.persiangeo.com

فراخوان مقاله؛ همایش راهكارهای توسعه از ديدگاه جغرافيا

فراخوان مقاله؛ راهكارهای توسعه از ديدگاه جغرافيا در تاریخ ۳ خردادماه ۱۳۸۶ توسط دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا با همکاری واحد رشت و نور برگزار خواهد شد.

محورهای عمومی همایش:

 - نقش دولت و نهادهای دولتی در توسعه
 -
اهمیت بازارچه‌های اقتصادی و
توسعه
 -
حضور بخش‌های خصوصی در روند سرمایه گذاری و توسعه

 -
تاثیر اقلیم بر
اسلوب ساختمان‌سازی
 -
نقش جغرافیا در مدیریت شهری و روستایی

 -
نقش توریسم
در توسعه اقتصادی-اجتماعی
 -
اهمیت مطالعه ژئومورفولوژی در توسعه

 -
نقشه
عوامل طبیعی (آب - خاک) در فرآیند توسعه
 -
ژئومورفولوژی ساحل و مکان‌یابی نواحی
مستعد توسعه (کشاورزی، صنعت،توریسم و ...)

محورهای همایش با تاکید بر استان گیلان:

 - جایگاه توسعه اقتصادی-اجتماعی آستارا در سند توسعه ۲۰ ساله کشور
 -
موقعیت
ژئواستراتژیک بندر آستارا و اثرات آن در جریان توسعه
 -
اثرات
فرهنگی-اجتماعی بازگشایی مرز زمینی آستارا با جمهوری آذربایجان
 -
تنگناهای
طبیعی و انسانی توسعه صنعتی گیلان
 -
تعیین رژیم حقوقی دریای خزر و تاثیر آن در
استفاده از منابع و ذخایر دریایی
 -
بررسی توان‌های محیط جغرافیایی در توسعه
صنعت توریسم و اکوتوریسم در استان گیلان
 -
نقش اکولوژی دریای خزر در
منطقه
 -
نقش مطالعات هیدرومورفولوژی در برنامه‌های عمران استان گیلان

 -
عوامل بازدارنده و پتانسل‌های مورفولوژیکی استان گیلان در جهت توسعه

تاریخ‌های مهم:

 - آخرین مهلت ارسال اصل مقاله: ۳۱/۱/۸۶
 -
اعلام نتایج پذیرش مقاله:۸۶/۲/۲۰

آدرس دبیرخانه:

نشانی: آستارا، دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا، معاونت پژوهشی دبیرخانه همایش- صندوق پستی ۱۱۴۱
تلفن: ۵۲۵۰۰۵۱-۰۱۸۲
ایمیل  geography@iau-astara.ac.ir  :

سایت دانشگاه آستارا: : http://iau-astara.ac.ir/


 

نوشته شده توسط ج .عجم در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 ساعت 22:3 موضوع خبري | لینک ثابت


حقيقت

حقيقتي كه به دليل و برهان نيازمند است

فقط نيمي از حقيقت است.

كشف حقيقت به هر دوي ما محتاج است:

يكي آن را بيان مي كند و ديگري آن را مي فهمد.

من هرگز درباره حقيقتي كه نيازمند توضيح بود ترديد نكردم،

مگر آن حقيقتي كه خودم را مجبور به تحليل آن ديدم.

برگرفته از كتاب :عارفانه ها عاشقانه ها جاودانه ها «جبران خليل جبران»

 


 

نوشته شده توسط ج .عجم در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 ساعت 17:33 موضوع دردانه های سخن | لینک ثابت


ماهيت و قلمرو علم جغرافيا

 

 در راهنماي انتخاب واحدي كه در اختيار دانشجويان جغرافيا در ابتداي ورود به دانشگاه قرار مي گيرد دروسي همچون مباني آب و هواشناسي و ژئومورفولوژي در كنار جغرافياي تاريخي و جغرافياي جمعيت و جغرافياي اقتصادي ارائه شده است ،اين دروس متنوع كه دانشجو فقط در يك رشته تحصيلي و يك دوره 4ساله بايد بگذرانداين  سوال اساسي را براي او مطرح مي كند كه مگر : موضوع علم جغرافيا چيست؟

بعد گذران دروسي چون مباني علم و فلسفه علم جغرافيا متوجه مي شود نه تنها او كه حتي بزرگان اين علم و اساتيدي كه به او درس مي دهند پاسخي كه مورد قبول همه باشد در چنته ندارند و هركس به گونه اي به تعريف« موضوع اين علم » مي پردازد.

حالا او مي ماند و مجموعه اي از تعاريف مشابه و گاه متناقضي كه به او ارائه شده !!! و گاه بي خيال از اين تفاوتها و تناقض ها يكي را كه به نظرش خوشايند تر آيد مي پذيرد، و گاه چنان درمانده مي شود كه به ناچار مي پذيرد : «جغرافيا اقيانوسي است به عمق يك وجب !!!»  

در ادامه نظريات دو تن از بزرگان اين علم:  را به نقل از كتاب «ماهيت و قلمرو علم جغرافيا » ،انتشارات سمت ، سال1371 مي خوانيد.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ج .عجم در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 ساعت 22:37 موضوع اموزشي | لینک ثابت


از نور حرف مي زنم

 

هر بامداد

تا نور مي دمد از كوه هاي دور

من بال مي گشايم چابك تر از نسيم

پيغام صبح را

با شعر هاي روشن

پرواز مي دهم.

انبوه خفتگان را با نغمه هاي شيرين

آواز مي دهم.

از نور حرف مي زنم از نور

از جان زنده،

از نفس تازه ، از غرور

اما در ازدحام خيابان ؛

گم مي شود صداي من و نغمه هاي من.

گويند اين و آن :

-         خود را از اين تكاپوي بيهده وا رهان!

بي حاصل است اين همه فرياد در گوش هاي كر!

ديوانه حرف مي زند از نور

با موشهاي كور!

***

بيگانه با تمامي اين حرف هاي سرد

من، همچنان صبور

با عشق ،شوق، شور

انبوه خفتگان را آواز مي دهم:

پيغام صبح را پرواز مي دهم .

هر سو كه مي روم

در گوش اين وآن

حتي در ازدحام خيابان :

از نورحرف مي زنم

از نور ...

« فريدون مشيري »


 

نوشته شده توسط ج .عجم در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 ساعت 22:28 موضوع دردانه های سخن | لینک ثابت


جهاني شدن مساله ای نو در جغرافيا

   

نوشته :ج . عجم

A_zibad_1090_0320@yahoo.com

(اين مقاله در چند بخش ارائه خواهد شد)

(بخش چهارم)

  6 – اقتصاد جهاني :

   ( جهاني شدن در بعد اقتصادي آن يا جهاني شدن اقتصاد بيش از هر چيز ديگد بايد در قالب اقتصاد جهاني تفسير شود . در واقع اقتصادجهاني ظرفي است كه شرايط را براي شكل گيري مفهوم جهاني شدن اقتصاد فراهم مي كند .

   بر اساس تعريفي كه كنفرانس سازمان ملل در زمينه ي تجارت و توسعه ، ارائه نمود ؛ اقتصاد جهاني اقتصادي است كه شركت ها و نهادهاي مالي در آن فرا ملي عمل كنند . در چنين دنيايي كالاها ، عوامل توليد و سرمايه هاي ملي مي توانند تقريباً در هر جايي جايگزين شوند و ديگر نمي توان يك كشور – ملت را داري يك هويت اقتصادي مجزا با قدرت تصميم گيري مستقل در تعقيب اهداف ملي پنداشت . ريشه ي كنوني اقتصاد جهاني ، پس از انقلاب صنعتي ، در قرن 18 شكل گرفت و اين روند در قرن 19 ادامه يافت .

    اين بدان معنا است كه اقتصاد يك پديده ي نو نيست ولي اشكال آن در طول زمان تغيير كرده است. نيمه ي دوم قرن 19 عصر طلايي سرمايه داري بود ؛ كه در آن دوره ،  توسعه ي تجارت بين المللي و بازار سرمايه و كار به شكل منظره اي موجب گسترش اقتصاد فراملي شد . حجم وسيعي از كالا وخدمات بعد از جنگ جهاني دوم توليد و تجارت شده است . رشد توليد و صادرات پس از جنگ جهاني دوم دو برابر دوره ي صنعتي پيشين بوده است . اكنون سه منطقه ي آمريكاي شمالي تا اروپاي غربي و ژاپن هم سهم بيشتري در توليد ناخالص دارند و هم رشد متوسط توليد ناخالص آنها بالاتر است .

  مطلب بالا اين معني را در ذهن متبادر مي كند كه با وجود آنكه جهاني شدن اقتصاد و اقتصاد جهاني داراي فرمها و قوائد ويژه اي هستند ، تمام دنيا به يك اندازه از آن بهره مند نيستند و بخشهاي     ويژه اي از جهان با توجه به پيشينه ي صنعتي توانسته اند از مزاياي آن بيشتر بهره مند شوند . بنا به گزارش آنكتاد ، اقتصاد جهان نيازمند رشد حداقل سه درصد در سال تا بيكاري در كشورهاي  صنعتي و فقر در كشورهاي در حال توسعه از بين برود . بيشتر كشورهاي جنوب نيازمند نرخ  رشدي معادل دو  برابر  اعلام  شده  هستند تا بر مشكلات اقتصادي ، اجتماعي و تكنولوژي خود فائق  آيند ، و  خودرا به كلوپ كشورهاي ثروتمند نزديك كنند .)

   ( از سوي ديگر به نظر مي رسد كه ساكنان اين سياره به مرحله ي نويني گام نهاده باشند ، يعني مرحله ي " اقتصاد فرهنگي " . در اين مرحله رشد بازارهاي نمادين شده به گونه اي است كه     دولت ها نمي توانند آن را كنترل كنند و واحدهاي اقتصادي به كاهش مقياس اقتصادي در جهت فردي تر و انساني تر كردن آن مي پردازند .

   در اين حالت اقتصاد به قدري تحت تابعيت ذائقه و سليقه ي فردي در مي آيد كه به شيوه اي انعكاسي بازاري مي شود  و چون نظامهاي نمادين تسليم مرزهاي فيزيكي نمي شود ، به گونه اي انعكاسي جهاني مي شود .)

   7  - بازار و جهاني شدن اقتصاد :

   ( والتر شتاين مي گويد : براي پيدايش اقتصاد جهاني سرمايه داري از بطن خرابه هاي فئو داليسم سه چيز ضرورت داشت :

1 – گسترش جغرافيايي از طريق اكتشاف و استعمار .

2- تحول شيوه هاي متفاوت نظارت بر كار مناطق مانند منطقه هاي هسته اي و پيراموني .

3 – توسعه ي دولت هاي هسته اي .)

   اما امروز ماخود شاهد گذر اقتصاد جهان از اين مرحله هستيم . اقتصاد جهاني مي رود تا پا به   مرحله اي تازه بگذارد .( بي شك تحقق جهاني شدن و جهاني شدن اقتصاد مستلزم وجود و گسترش فرم ها و هنجارهاي متفاوتي است  يك هنجار يا به عبارتي قائده ي بازي در عرصه ي جهاني شدن اقتصاد ، بازار آزاد است . اين بازار از قوائد خاص خود پيروي مي كند ؛ كه بخشي نوشته و بخشي نا نوشته اند . بازار آزاد اهدافي را براي اصلاح اقتصاد ملي و بين المللي در دستور كار خودقرار مي دهد ؛ اين اهداف عبارتند از :

1- را بطه ي سرمايه و كار : براي تحقق چنين هدفي مقررات زدايي به منظور افزايش                     اشتغال انجام مي گيرد .                                                                                                                                                     

2- اشكال مختلف رقابت  : مقررات زدايي انحصارات بازار را از بين مي برد و قدرتهاي  انحصاري حاشيه نشين مي گردند تا رقابت آزاد در بازار شكل بگيرد . 

3- رژيم هاي پولي  : شكل گيري قوائد و قوانين براي كنترل رژيم هاي پولي امكان پذير                    است ، ولي در عمل امكانات پولي و تحرك پولي از چنين كنترلي جلوگيري مي كند .

4- تقليل كنترل كشورها : كاهش كنترل دولتها باعث افزايش رشد توليد در كشورها                       مي گردد .البته بايد توجه كرد كه در صورت فقدان سرمايه گذاري و نا آگاهي بخش خصوصي و فقدان  زير ساخت ها نمي توان انتظار توليد بيشتر را داشت .                               

5- رژيم بين المللي :  كه براي شكل گيري آن بايستي سياست تعديل نرخ ارز و  تقليل  فقدان  توازن خارجي به وجود آيد .

   پس از جنگ جهاني دوم ، با شكل گيري نهادهاي بين المللي و فرموله شدن روابط اقتصادي اهميت بازارها افزايش يافته است . امروزه بازارها ، كنترل روابط اقتصادي را در دست دارند .

نهادهاي اقتصادي تصميم مي گيرند كه كدام تصميم دولت ها پذيرفتني است و                             كدام يك پذيرفتني نيست .)

    8 – جهاني شدن از دريچه ي آمار :

   ( با توجه به اينكه حدود 54 سال از امضاي اولين موافقت نامه ي عمومي تعرفه و تجارت  ( GATT ) مي گذرد اما در هيچ برهه اي به اندازه ي پنج ساله ي اخير موضوع جهاني شدن اقتصاد در كانون توجه دولت ها قرار نداشته است .

  ميزان سرمايه گذاري رشد مستقيم خارجي در طول سالهاي گذشته روند صعودي و بسيار شديدي را نشان مي دهد . ميانگين نرخ رشد سالانه ي اين نوع سرمايه گذاري در طول سالهاي  1986تا 1990، در حد  24 در صدو در پنج ساله ي 1990  تا  1996 اين نرخ به  70  در صد مي رسد . ميانگين مبلغ اين سرمايه گذاري ها هم از سالي  28  ميليارد دلار در نيمه ي اول دهه ي 80   به سالانه 50  ميليارد دلار در نيمه ي دوم اين دهه و  243  ميليارد دلار در پنج ساله ي 96 – 90 رسيده است . همچنين اين رقم در سال   2000   به  4/1  تريليون دلار رسيد .       

   اما مسلماً تمامي نقاط جهان به يك اندازه از مواهب اين پديده برخوردار نشدند . همچنين ارقام نشان مي دهد كه سهم آمريكاي لاتين از مسابقه ي جذب سرمايه هاي خارجي  11  درصد آسياي جنوب شرقي  13  درصد و ايالات متحده و اروپاي غربي   63  درصد بوده است . يعني خاصيت جهاني پيداكردن و سيال شدن سرمايه هرگز به معناي تقسيم آن به نسبت هاي جغرافيايي نبوده است ؛ و سرمايه به جايي رفته كه فاكتورهاي سرمايه گذاري ؛ چون امنيت ، زيرساختها  و نيروي كار ارزان و ماهر منجر به بيشترين ميزان بازدهي شده اند .

   آمار مبادلات پولي جهان نيز گواه ديگري بر چشمگيرتر شدن روند جهان گرايي در در سالهاي اخير است . ميزان اين مبادلات از  2000  ميليارد دلار در سال 1986  به رقم اعجاب انگيز يك ميليارد و  300  ميليون در سال   1995  رسيد . البته عليرغم اينكه جهاني شدن سرمايه رابطه ي مستقيمي با توزيع عادلانه آن ندارد ؛ ولي سهم كشورهاي در حال توسعه هم از اين روند اندك نبوده است . پيش بيني هاي واحد اطلاعات موسسه ي اكونوميست  حاكي از تحقق  170 ميليارد دلار  سرمايه گذاري خارجي در كشورهاي در حال توسعه در سال  2005 مي باشد كه ؛ اين رقم  درحدود  10  برابر كل  در آمد ارزي سالانه ايران را نشان مي دهد .    وقتي كه سرمايه سيال شود و در نقاط مختلف به توليد بيانجامد ، مسلماً اشتغال هم ايجاد مي كند . با توسعه ي اقتصاد نو يا اقتصاد ديجيتال كه يكي ديگر از قرينه هاي مشخص جهاني سازي است ، ديگر اين طور نيست كه هميشه نيروهاي بومي كشورهاي صاحب سرمايه مد نظر باشند . علاوه بر اين همه گير شدن اينتر نت  ورشد صنعت  IT  فرصت هاي شغلي فراواني ايجاد مي كند و همه قادر شدند تا از فواصل بسيار دور و بدون ارتباط مستقيم با كارفرما در حوزه هاي مختلف به به كار مشغول شوند . تقاضا براي جذب نيروي كار متخصص از كشورهاي درحال توسعه هم بسيار افزايش يافته است . امسال كشور آلمان به ويژه در بخش شرقي به شدت با معضل بيكاري روبروست . اعلام نياز به  75 هزار متخصص كرده است ،  آماده است تا با صدور رواديد ويژه ، اين تعداد متخصص را از كشوهاي جهان سوم ، خصوصاً هند جذب كند .

   پس مشاهده مي كنيد كه رشد موازي سرمايه گذاري و فن آوري تاثير زيادي هم بر نيروي كار گذاشته و همين نمونه فرصت بي مانندي را نصيب دانش آموختگان كشورهاي جهان سوم  كرده است .  ولي صرف نظر از بحث اشتغال ، شكي نيست كه مهمترين ركن توسعه نيافتگي كشورهاي جنوب ، كمبود سرمايه است ، و سرمايه ي داخل آنها به هيچ وجه كفاف نياز هاي شغلي و توليدي آنها را نمي كند . پس به ناچار مي بايد سرمايه ي مورد نياز از بازارهاي خارجي تامين شود كه اين امر يا به صورت اعطاي وام انجام مي گيرد ؛ كه چون درچارچوب ساختارهاي توليدي توسعه نيافته ي همان كشورصورت مي گيرد اثر كمتري دارد ؛ يا به شكل مشاركت در توليد و سرمايه گذاري مستقيم كه حركت جهان در سالهاي اخير بيشتر به اين سمت بوده است ، و يكي از اصلي ترين مولفه هاي رويدادي به شمار مي رود ، كه از آن به عنوان جهاني شدن ياد مي شود .)

ادامه دارد ...


 

نوشته شده توسط ج .عجم در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 ساعت 17:31 موضوع انساني | لینک ثابت


زندگی

ما حيوانات اهلي شده اي هستيم كه در قفسي كه براي خود ساخته ايم ، مي گرديم. قفسي داراي ستيزه هاو نزاعها ،رهبران سياسي بي لياقت، متخصصيني كه از خودبيني ما و از خودبيني خويش با ظرافتي بسيار و به عبارتب تقريباً با گستاخي سوء استفاده مي كنند .

در قفسي كه مي توان هم هرج و مرج داشت و هم نظم و ترتيب ، كه اين هم به نوبه خويش جايش را به بي نظمي و بي ترتيبي مي دهد ؛ و اين چيزي است كه قرنها ادامه يافته است ، به انفجار كشيده شده استو باز گشت نموده و الگوهاي ساختاري جامعه را تغيير داده است و چه بسا كه اينجا و آنجا به فقر پايان بخشيده است.

ولي اگر شما همه اينها را به عنوان اساسي ترين امور فرض كنيد آن وقت آن ديگري « عشق » را از دست مي دهيد.

بر گرفته از كتاب ديدار با زندگي :كريشنا مورتي


 

نوشته شده توسط ج .عجم در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 ساعت 22:20 موضوع دردانه های سخن | لینک ثابت


آیا می دانید آخرین زلزله مخرب تهران چه زمانی رخ داده است ؟

منبع: گام (سايت آموزش و پرورش تهران)

 

آخرین زمین لرزه محرب تهران در 27 مارس 1830 میلادی در اطراف دماوند و شمیرانات رخ داد و شمیرانات را ویران ساخت بر اثر این زمین لرزه 700 روستا در جاجرود و در مسیر دماوند به سمت سمنان ویران گردید و بیش از 500 نفر در دماوند کشته شدند. .کاروانسرای جاجرود و شهر تهران آسیب دید و 30 نفر در تهران کشته شدند و تمامی خانه های تهران آسیب دیدند و بخشی از بازار و قسمتی از ساختمان دربار و خانه های پیرامون فرو ریختند . ارگ تهران ، تالار بزرگ مدعوین و چند ساختمان بزرگ و سفارت انگلیس به سختی آسیب دیدند . خسارات وارده به تهران حدود یک میلیون تومان به قیمت آن سال تخمین زده شد مردم تهران همراه با خانواده های سلطنتی مدتی را در چادر ها به سر بردند . شماری از ساختمان های دولتی در آمل ، ساری ، دامغان نیز آسیب دیدند .

منابع

1-      آمبرسز وملویل ( 1982 ) تاریخ زمین لرزه های ایران ترجمه رده ، 1370 انتشارات آگاه تهران

2-      دکتر محسن پور کرمانی ، لرزه خیزی ایران چاپ 1377 انتشارات دانشگاه شهید بهشتی

3-      بربریان . م 1362 پژوهش و بررسی لرزه زمین ساخت ایران زمین ، سازمان زمین شناسی کشور


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ج .عجم در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 ساعت 22:9 موضوع طبيعي | لینک ثابت


خدا رهايي است.

خدا حيات است.

آن كس كه به خدا ايمان داشته باشد ؛

حتي اگر بميرد ؛

دوباره زنده خواهد شد.


 

نوشته شده توسط ج .عجم در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 ساعت 22:21 موضوع دردانه های سخن | لینک ثابت