
آن قسمت از ايران كه سيستم كشاورزي اش بر آب قنات متكي مي باشد و منابع آبي ديگر در آنجا از اهميت كمتري برخوردار است جزو تمدن قناتي (كاريزي) بوده كه خود يكي از خرده فرهنگ هاي ايران است.
در گذشته ايجاد تاسيسات آبياري و زهكشي از عهده يك يا چند نفر خارج بوده و متكي به كار افراد زيادي بوده است. هماهنگي ميان اين تعداد افراد نيازمند نظارت يك فرد بوده كه معمولا از ميان عمده مالكان طي يك فرايند اجتماعي ظهور كرده است. اين فرد اندك اندك روند توليد و حتي توزيع محصولات را در دست گرفته و تبديل به يك ارباب بزرگ و بلا منازع شده است. قدرت اقتصادي پشتوانه قدرت سياسي شده و حكومت هاي آسيايي بر اين اساس شكل گرفته اند.
اين نظريه در مورد تمدن قناتي مصداق ندارد . زيرا اولا قنات منبع مهم آبياري در اين مناطق بوده ، هيچ رودخانه بزرگي وجود نداشته و كانال ها و تاسيسات زهكشي عمده مفهومي نداشته است.ثانيا براي حفر قنات به افراد زيادي نياز نبوده است بلكه چند نفر از مالكان يك روستا به شكل همياري و خود انگيخته براي آبياري مزارع كوچك خودشان قناتي ايجاد مي كرده اند. سپس اين قنات طي نسل هاي بعدي گسترش مي يافته است. ثالثا اكثر كساني كه در حفر قنات شركت مالي مي كرده اند خود مالك زمين بوده اند و پس از استحصال اب از آن سهم مي برده اند بدون اينكه در حين كار رئيس و اربابي ايجاد شود. بنابر اين ما در برخورد با تمدن قناتي به چهارچوب فلسفي خاصي رسيده ايم كه مي توان آن را رفتارگرايي جغرافيايي ناميد كه خود نتيجه جبر جغرافيايي ، تاريخي و اجتماعي است.
.jpg)
گسترش جغرافيايي قنات
در مخروط افكنه هاي واقع در پايكوه هاي اطراف كوير مركزي ايران است كه قنات از هر لحاظ به تبلور مي رسد.در اين محدوده قنات از نظر فني، از نظر تعداد و تراكم، طول، عمق مادر چاه، ميزان آبدهي ، تعداد و تراكم شهر ها و جمعيت و دام و تعداد و ميزان زمين هاي كشاورزي وابسته به آن در سطح جهان بي نظير است.
در اين محدوده تا قبل از پيدايش فن آوري هاي مدرن (حفر چاه عميق و تونل و پمپاژ آب و ...) قنات منبع اصلي تامين كننده آب كشاورزي و شرب بوده است و حتي نقش آن امروزه نيز در زندگي اقتصادي-اجتماعي مردم غير قابل انكار است.
شرايط محدوده تمدن كاريزي
1-تسلط كوير ها و بيابان ها و محصور بودن آنها توسط سلسله كوه هاي بلند و نسبتا بلند و وجود شيب دامنه و مخروط افكنه هاي نسبتا وسيع با ذخيره آب زير زميني.
2-بارندگي كم : حداكثر ريزش منطقه از 250 ميليمتر تجاوز نمي كند.
3-نبود رودخانه هاي دائمي در قسمت اعظم منطقه و محدود بودن دبي رود ها و جويبار هاي دائمي در بخش هاي ديگر منطقه .
4-محدوديت كشت ديم: كمي بارش هاي آسماني و جنس خاك منطقه ( اكثرا شني) موجب محدوديت كشت ديم در منطقه شده است .
5-وابسته بودن منطقه به سفره هاي آب زيرزميني .
6-پوشش گياهي بسيار ضعيف: در قسمت اعظم منطقه مراتع از نوع درجه 4 و حتي پايين تر از آن است.
7- پراكنده بودن آبادي ها و شهر ها: شرايط طبيعي بر شمرده باعث شده است كه آبادي ها و شهر هاي منطقه حوزه تمدن كاريزي به صورت واحه نمايان گردند. با توجه به نقشه هاي تاريخي و امروزي در مي يابيم كه شهر هاي عمده تمدن كاريزي از يكديگر فاصله زيادي دارند و در حقيقت هر يك از اين شهر ها خود واحه اي جداگانه است.
مباني اقتصادي تمدن هاي مهم همجوار تمدن قناتي
1- امپراطوري هاي استپي(صحرانوردان)
در شمال شرقي ايران و يا شمال شرق حوزه تمدن كاريزي در آسياي مركزي به خصوص بين جيحون و مغولستان، مراتع و مرغزار هاي بسيار غني و وسيعي وجود دارند كه پايه و اساس اقتصاد مردم و معيشت آنهاست. مراتع، شيوه معيشت دامداري كوچي را بنيان گذاشتند و اين نوع معيشت نيازمند نوعي ساختار تشكيلاتي منسجم ايلي بود و اين ساختار منشا قدرت گرديد و امپراطوري هاي مرتعي يا استپي جنگجو ، قرنهاي قرن حكومت هاي چين، ايران، روم شرقي، روسيه و مجار را به لرزه در آوردند و موجب خونريزي ها و تخريب ها و لشكر كشي ها و غارت ها شدند.
يكي از ابزار هاي دست اندازي و تاخت و تاز ، اسب بوده است. پرورش اسب هاي تيز رو محتاج مرتع هاي مناسب بوده كه در مناطق تمدن قناتي وجود نداشته است. بنابر اين همسايگان شمال شرقي تمدن قناتي اين امتياز را داشته اند كه بتوانند اسب هاي خوبي پرورش دهند و زندگي كوچ نشيني آنها ايجاب مي كرده كه با سواركاري خو بگيرند و تبديل به مهاجماني چالاك و تيز رو شوند. زادگاه و خاستگاه هيچ يك از حكومت هاي مرتعي و استپي در حوزه تمدن كاريزي نيست و اينها از بيرون اين منطقه برخاسته اند و بر اين منطقه تسلط يافته اند.
2-حكومتهاي فئودالي
بزرگ زمين داري در مناطقي اتفاق افتاده است كه زمين ها وسيع و بارندگي زياد(مثل اروپا ) و يا منابع رودخانه اي بسيار گسترده مثل نيل و بين النهرين وجود داشته است. از دل اين مناطق حكومت هاي بزرگ و پايداري چون حكومت ماد، بابل، آشور ، اكاد،هخامنشي ، ساساني ، فراعنه مصر ، حكومت هاي چين ، هند و حكومت هاي اروپايي به وجود آمده اند.
اساس و بنيان توليد و نوع معيشت اين حكومت ها توليدات كشاورزي و بهره كشي از كشاورزان بوده است. اين حكومت ها هر چند هرگز مانند حكومت هاي استپي و صحرايي، جنگجو و غارتگر نبوده اند اما در حد خود جنگجو بوده اند و اساس و پايه درآمد حاكمان و سردمداران آنها بر مبناي بهره كشي از كشاورزان و زارعان بوده است. فئودالي ايران نيز از حوزه تمدن كاريزي نبوده است. مي بينيم كه حوزه تمدن كاريزي كه بر روي نقشه ايران مشخص شده است ، زادگاه و خاستگاه هيچ يك از دو نوع حكومت عمده و اساسي جنگجو و غارتگر چند هزار ساله بشري يعني حكومت هاي خان خاني مبتني بر بهره برداري از مراتع و غارت شهر ها و روستا ها و حكومت هاي فئودالي مبتني بر بهره برداري از زمين هاي وسيع كشاورزي و غارت كشاورزان نبوده است.
از اين منطقه هيچگاه حكومتي كه بتواند در سطح ملي و فرا ملي عمل كند برنخاسته است. در اكثر موارد حوزه تمدن كاريزي زير سلطه حكومت هاي ديگر بوده و هر گاه در شرايط ضعف حكومت هاي ديگر در زمان هاي ملوك الطوايفي حكومتي از اين منطقه برخاسته ، در حد ناحيه اي عمل كرده است و هيچ حكومت برخاسته از اين حوزه تمدني نتوانسته فراتر از صد هزار كيلومتر مربع را تحت كنترل در آورد.
ويژگي هاي انساني تمدن كاريزي
اثر سيستم توليد مبتني بر قنات بر نوع مالكيت(خرده مالكي):
در حوزه تمدن ايراني سه نوع عمده سيستم توليد داراي اهميت مي باشد.
اول سيستم توليد مبتني بر مرتع،دوم سيستم توليد مبتني بر آب رودخانه و بارش زياد،و سوم سيستم توليد مبتني بر قنات.
علت خرده مالك بودن جوامع و سكونتگاه هاي حوزه تمدن قناتي:
1-احداث يك قنات بزرگ معمولا از عهده يك نفر سرمايه گذار به تنهايي بر نمي آيد. قناتها معمولا به وسيله گروهي از كشاورزان آزاد ايجاد مي شده اند و در صورت كمبود سرمايه ، از تجار شهري كمك خواسته مي شد. بايد بدانيم كه در گستره تمدن قناتي ، ايجاد يك قنات مانند زهكشي اراضي خوزستان به هزاران نفر كارگر نياز نداشته از اين رو مديريت پيچيده اي را هم ايجاد نمي كرده تا از بطن آن فرمانروايان شرقي زاييده شوند. گذشته از آن آبي كه از مظهر يك قنات خارج مي شود با آبدهي كارون و كرخه و فرات و دجله و آمودريا ، سيردريا، سفيدرورد و ... قابل مقايسه نبوده و زمين هاي زيادي را نمي تواند آبياري كند . بنابر اين قنات ايجاد تشكيلات بزرگ آبياري و نهايتا ظهور حكومت و حاكم و فئودال را بر نمي تابد.
2-از آنجا كه آبدهي قنات نسبت به رودخانه ها اندك و محصول به دست آمده از آن چشمگير نبوده ، كمتر مورد غصب زورمندان واقع مي شده است. همينطور كمتر از ديگر نقاط توسط پادشاهان به اقطاع و تيول داده مي شده و طمع افراد حكومتي را چندان تيز نمي كرده است. به علاوه در گستره تمدن كاريزي با وجود نظام پيچيده تقسيم آب به علت حجم كم آب ، ميراب ها نمي توانسته اند به آن حد از قدرت برسند كه بتوانند قدرت خود را بر ديگر امور مردم اعمال كنند و عملا قدرت ميرابي را تبديل به قدرت سياسي گسترده كنند و از دل سيستم مديريت آب حكومت فراعنه را ايجاد نمايند.
3- در گستره تمدن قناتي به علت بعد مسافت، شهر ها و روستا ها رابطه كمتري با يكديگر داشته و جوامع نسبتا بسته اي بوده اند. با افزايش جمعيت، امكانات زيستي مرتبا تقسيم مي شده است. بنابراين بر تعداد مالكين يك قنات ، نسل به نسل افزوده گشته و بر اثر ارث، خرده مالكي تشديد مي شده است.
خصوصيات تمدن كاريزي
پتانسيل هاي ضعيف طبيعي ، كمي آب و زمين كشاورزي و مرتع مانع اصلي وجود مازاد توليد به صورت انبوه بوده است و همين كمبود مازاد توليد توام با پراكندگي شهر ها و روستا ها و كمي جمعيت موجب كوچك بودن نهاد هاي اجتماعي ، اقتصادي و سياسي و در نتيجه حكومت در منطقه است. اگر حكومت هاي استپي و يا تمدن مبتني بر مراتع ، كسري منابع خود را به صورت غارت و چپاول به دست آورده اند و تمدن فئودالي با گسترش كشاورزي و بهره كشي از زارعان ، پس تمدن كاريزي كسري منابع خود را از كجا تامين مي كرده است؟ تمدن كاريزي كه نه توان جنگهاي بزرگ را داشته ، و نه توان غارت و چپو و نه امكان بهره كشي از زمين به وسيله برده ها و رعايا و سرف ها ، كسري منابع خود را از راه صنايع دستي، تجارت و صرفه جويي تامين كرده است .
اقتصاد مبتني بر خرده مالكي، صنايع دستي و تجارت اساسا اقتصادي صلح جويانه و آرامش طلب و صرفه جويانه است .
در تمدن كاريزي مفهوم"كوچك زيباست" معنا پيدا مي كند. در اين حوزه صنايع دستي به اوج تكامل خود رسيده است و فعاليت هاي با درآمد اندك، كمتر تكامل يافته است. در اين حوزه صنايع دستي به اوج تكامل خود رسيده است. قاليبافي در كرمان و كاشان به اوج مي رسد. انواع پارچه هاي كركي ، پنبه اي ، كتاني و به خصوص ابريشمي در شهر هاي اين حوزه به ويژه يزد و كرمان و كاشان از هر لحاظ به تكامل مي رسد.
مسگر هاي يزدي ، طبسي و كرماني و ... نه تنها وسايل و ظروفي را مي سازند كه مردم همه ايران از انها استفاده مي كنند بلكه ، آثار هنري متنوعي با مس ايجاد مي كنند.پيشه گران يزدي وسايلي را مي سازند كه مورد استفاده مردم ايلي و عشاير زاگرس و فراتر از آن قرار مي گيرد. زرگري در اين حوزه تمدني به اوج كمال مي رسد. تجارت نيز در اين حوزه به اوج مي رسد ، از ديرباز اين خطه جايگاه بازرگانان بوده است.
در اين حوزه تمدني از قصر هاي با شكوه خبري نيست اما معماران اثار كوچك ولي بديع و بي بديل مي سازند.
در حوزه تمدن كاريزي علوم عملي و كاربردي نظير زمين شناسي، خاك شناسي، تكتونيك، هيدرولوژي و مديريت آب و سرمايه به اوج كمال مي رسد اما در همين حوزه به دليل محدوديت هاي مالي علوم نظري به اوج نمي رسد.
تمدن صلح و گفتگو
در اين خطه شعر رزمي و حماسي جايگاه چنداني ندارد. اكثر شعرا در زمينه هاي صلح و دوستي و عدالت و آرامش طلبي شعر سروده اند. مدح و مرثيه ائمه اطهار در اين خطه به كمال رسيده است.
در اين منطقه دزدي، تجاوز، خيانت در امانت و ... بسيار كم بوده است و در اغلب مواقع زندانهايش يا خالي بوده و يا زندانيان كمي داشته است.
در اين وادي صلح و آرامش نسبي اقليت هاي مذهبي چون زردشتي و كليمي به پناه آمده اند و به طور نسبي اسوده تر از جا هاي ديگر زيسته اند و آتشكده ها و كنيسه ها و كليسا ها در كنار مساجد به حيات خود ادامه داده اند.
ممكن است دوران قنات تمام شده باشد و يا به زودي به سر آيد اما دست كم در طول قرن ها تاثير كاريز و فرهنگ و تمدن مبتني بر كاريز ادامه خواهد يافت.
در حقيقت دنياي امروز و فرهنگ و تمدن ايران ، امروز بيش از هر چيز احتياج به خصوصيات اخلاقي و ويژگي هاي فرهنگي تمدن كاريزي دارد. به راستي كه اين ميراث در بعد اخلاقي خود قابل تامل و بازنگري است.
خلاصه ای از مقاله قنات: ميراث فرهنگی غير مادی نوشته دکتر محمد حسين پاپلی يزدی و مجيد لباف خانيکی
نوشته شده توسط ج .عجم در شنبه هفتم بهمن 1385 ساعت 10:34 موضوع انساني | لینک ثابت
مطالب جالب در باره ی زلزله
1) بزرگترين زمين لرزه ثبت شده در ايالات متحده با بزرگاي 2/9 در پرينس ويليام سوند در آلاسكا بود كه در روز جمعه 28 مارس 1964 رخ داد.
2) بزرگترين زمين لرزه ثبت شده در جهان با بزرگاي 5/9 (Mw) در شيلي و به تاريخ 22 مي 1960 روي داد.
3) اولين زمين لرزه گزارش شده در كاليفرنيا ...............................
4) قبل از اينكه اين امكان فراهم باشد تا زمين لرزه هاي بزرگ به وسيله تجهيزات الكتريكي ثبت شوند. دانشمندان لرزه نگاشتهاي فنري- پاندولي را ساختند تا حركات با دوره تناوب طولاني را كه به وسيله اين لرزه ها ايجاد مي شود، ثبت كنند. كه بزرگترين انها حدود 15 تن وزن داشت، و يكي از انواع متوسط آن در مكزيكو سيتي است كه هنوز هم مورد استفاده قرار مي گيرد.
5) ميانگين نرخ حركت در عرض پهنه گسلي سان آندرياس در طول 3 ميليون سال گذشته 56 ميليمتر بر سال ( 2 اينچ بر سال) بوده است. نرخ اين حركت مانند رشد ناخنهاي دستتان است. دانشمندان با فرض تداوم اين حركت مطرح مي كنند كه لس آنجلس و سانفرانسيسكو در حدود 15 ميليون سال ديگر به هم برخورد مي كنند.
6) سامانه كافتي شرق افريقا پهنه اي با عرض 60-50 كيلومتر (37-31 مايل) است كه از آتشفشانها و گسله هاي فعالي كه در راستاي شمالي جنوبي در شرق افريقا و به طول بيش از 3000 كيلومتر (1864مايل) از اتيوپي در شمال تا زامبيا در جنوب وجود دارد، تشكيل شده است. اين سامانه يك نمونه كمياب از پهنه هاي كافتي فعال قاره اي است، كه در آن ورقه هاي قاره اي سعي مي كنند به دو ورقه مجزا شكسته شده و از يكديگر دور شوند.
7) اولين لرزه نماي پاندولي تكانهاي زمين ناشي از زمين لرزه سال 1751 ميلادي را اندازه گيري كرد. البته تا سال 1855 گسلها به عنوان عوامل ايجاد زمين لرزه شناخته نشده بودند.
8) ماه لرزه يا زلزله در ماه نيز اتفاق مي افتد اما فركانس كمتر و بزرگاي كوچكتر ياز زمين لرزه هاي روي داده در زمين دارند. اين لرزه ها در ارتباط با تنشهاي ناشي از جزر و مد كه با تغيير فاصله بين ماه و زمين ايجاد مي شود، رخ مي دهند. ماه لرزه ها همچنين در اعماق زياد بين سطح تا مركز ماه نيز به وقوع مي پيوندند.
9) اگر چه سونامي و امواج مدي هردو مربوط به امواج دريايي مي شوند ولي اين دو عارضه دو پديده طبيعي متفاوت از يكديگر هستند. موج مدي يك موج بزرگ دريايي است كه بوسيله وزش بادهاي قوي ايجاد مي شود و سونامي موج دريايي است كه در اثر زمين لرزه ها و يا زمين لغزشهاي زير آبي كه در اقيانوسها رخ مي دهد، ايجاد مي شود.
10)كانون زمين لرزه مكاني زير سطح زمين است كه گسيختگي ناشي از گسلش در آنجا رخ مي دهد.
11) بزرگترين رشته كوه پشته ميان اقيانوسي است كه 64374 كيلومتر (40000 مايل) گسترش دارد، و از اقيانوس منجمد شمالي نا اقيانوس اطلس، دورتادور افريقا، آسيا و استراليا و اقيانوس آرام تا ساحل غربي امريكاي شمالي امتداد دارد. بيشترين ارتفاع اين رشته كوه 4207 متر (13800 فوت) از سطح اقيانوس است.
12) بزرگترين رشته كوه قاره اي در جهان، رشته كوه قراقورم- هيماليا است. اين رشته كوه شامل 96 قله مرتفع از مجموع 109 قله مرتفع جهان است كه بيش از 7317 متر (24000 فوت) بلندي دارد. طويل ترين رشته كوه هم كوههاي آند در امريكاي جنوبي است كه 7564 كيلومتر (4700مايل) درازا دارد. هر دوي اين رشته كوهها در اثر حركات زمين ساختي ورقه ها ايجاد شده اند.
13) هر سال حدود500000زمين لرزه قابل كشف در جهان برآورد مي شود. 100000زمين لرزه از آن قابل احساس اند و 100 تاي آن خسارت بار هستند.
14) بيشترين خسارات به وجود آمده بعد از زمين لرزه سال 1906 سان فرانسيسكو به خاطر آتش سوزيي بود كه در اثر خود زمين لرزه اتفاق افتاد.
15) يك سايش (Saysh) در استخرهاي شنا در كاليفرنيا به هنگام وقوع زمين لرزه و بعد از آن روي داد. اين پديده يك موج اوليه نوساني است كه در حجمي از آب ايجاد مي شود. به عبارت ديگر نوسانات آب در استخر شناي شما يا هر حجم ديگري از آب است كه به وسيله تكانهاي زمين در يك زمين لرزه به وجود مي آيد. اين نوساناتممكن است براي چند ساعت ادامه داشته باشند. سايش همچنينميتواند در اثر وزش باد و يا اعمال جزر و مد نيز ايجاد شود.
16) هرساله در مناطق جنوبي كاليفرنيا حدود 10000 زمين لرزه رخ مي دهد. اكثر آنها آنقدر كوچكند كه احساس نمي شوند. در اين بين تنها چند صد زمين لرزه با بزرگاي بيشتر از 3 و 20-15 زمين لرزه با بزرگاي بيشتر از 4 ديده مي شود. اگر يك زمين لرزه رخ دهد، توالي از پس لرزه هاي ناشي ازآن با بزرگاهاي متغير تا چند ماه ديده مي شود.
17) بزرگاي يك زمين لرزه مقدار اندازه گيري شده از اندازه آن مي باشد. بزرگاي زمين لرزه مربوط به مكاني كه شما در آن هستيد و يا چگونگي ضعف و قدرت تكانها درمكانهاي مختلف نيست.
18) رشته كوه واستاك با منطق جالب اسكي بازي، در راستاي شمال - جنوب يوتا وجود دارد و همانند ساير رشته كوهها به وسيله يك سري از زمين لرزه ها به وجود آمده است. گسل وستاك با 386 كيلومتر(240 مايل) از چند قطعه تشكيل شده است، كه هركدام توانايي ايجاد زمين لرزه اي با بزرگاي 5/7 را دارند. در طول 6000 سال گذشته هر 350 سال يك زمين لرزه با بزرگاي 5/6 در اين منطقه روي داده است و حدود 150 سال از آخرين زمين لرزه قوي مي گذرد.
19) در واقع چيزي تحت عنوان زمين لرزه هاي آب و هوايي وجود ندارد، از نظر آماري پراكندگي يكساني از زمين لرزه ها در آب و هواي گرم، سرد، باراني و غيره وجود دارد. بنابراين توجيه فيزيكي براي اين مساله كه آب و هوا بتواند بر نيروهايي كه چندين مايل زير سطح زمين عمل مي كنند، تاثير گذار باشد وجود ندارد. نوسانات فشار بارومتريك در اتمسفر د رمقايسه با نيروهاي موجود در پوسته زمين بسياركوچكترند و تاثيرات فشار بارومتري نمي تواند به زير خاك نفوذ داشته باشد.
20) از سال 1975 تا 1995 در امريكا تنها چهار ايالت بوده است كه در آنها زمين لرزه اي رخ نداده است، اين ايالتها عبارتند از: فلوريدا، آيووا، داكوتاي شمالي و ويسكونين.
21) هسته زمين اولين لايه ساختاري دروني زمين است كه در سال 1906 شناخته شده است. الدهام اولين باراين بخش را به وسيله زمين لرزه هاي ثبت شده شناسايي و مطالعه كرد. هسته به دو بخش مجزا تقسيم مي شود هسته داخلي كه جامد است و هسته خارجي كه مايع بوده و بنابراين نمي تواند امواج برشي را انتقال دهد.
22) استخر شنايي در دانشگاه آريزونا در توسكوف در اثر اعمال سايشها با كاهش آب مواجه شد، كه به علت زمين لرزه سال 1985 ميشيگان- مكزيكو با بزرگاي 1/8 در فاصله 2000 كيلومتري (1240 مايلي) از آن روي داد.
نوشته شده توسط ج .عجم در جمعه ششم بهمن 1385 ساعت 9:51 موضوع | لینک ثابت
جهاني شدن مساله اي نو در جغرافيا
نوشته :ج . عجم
A_zibad_1090_0320@yahoo.com
(اين مقاله در چند بخش ارائه خواهد شد)

(بخش اول)
چكيده :
اين روزها اصطلاح جهاني شدن را از رسانه هاي جمعي مي شنويم ؛ كه برخي آن را محكوم مي كنند و برخي به شدت از آن دفاع مي كنند . اما براستي جهاني شدن چيست ؟
پديده ي جهاني شدن از انقلاب در ارتباطات ، سرچشمه مي گيرد . در نتيجه ي اين انقلاب اقتصاد ، فرهنگ ، و حتي تحولات سياسي كشورهاي جهان به يكديگر پيوند خورده است ؛ به گونه اي كه منافع سياسي ، فرهنگي و اقتصادي هر كشور در گرو منافع ساير كشورها قرار مي گيرد . تحرك بيشتر توليد و مبادله ي كالا و خدمات در سرتا سر دنيا منجر به شكل گيري الگوهاي يكساني در زمينه ي فرهنگي اجتماعي شده است .
به همين دليل برخي معتقدند ؛ جهاني شدن به سود كشورهاي توسعه يافته است . زيرا اين كشورها به دليل سلطه اقتصادي بر جهان ، الگوهاي فرهنگي خود را نيز به همه ي دنيا صادر مي كنند .
برخي نيز معتقدند فرايند جهاني شدن به ضعف دولت هاي ملي منجر مي شود ؛ زيرا با انقلاب در فناوري و مبادله اطلاعات هيچ كشوري نمي تواند ادعا كند كه برمرزهاي خود كنترل كامل دارد .
مقدمه :
(بشريت در زير پيشرفتهايي كه خود ايجاد كرده است ، در هم شكسته به خود مي بالد . بشر هنوز به حد كافي نمي داند كه آينده ي وي در دست خود اوست . اين مطلب ؛ كه آيا بشر مايل به ادامه حيات هست يا نه ، نخست به خود او مربوط است . بشر آن گاه بايد از خود بپرسد آيا فقط مي خواهد زندگي كند ؛ يا علاوه بر تامين بقاي خويش ، متعهد به تامين كوشش لازم براي ايفاي نقش اساسي جهان ، كه ماشيني براي ايجاد خدايان است ، در سرتاسر سياره عاصي ما نيز مي باشد .
كمتر انساني را سراغ داريم كه احساس نكرده باشد ، در حال بحران ؛ يا به عبارت ديگر در نقطه چرخش تاريخ به سر مي برد . از قرن شانزدهم به اين سو ، تنها چيزي كه دشوار مي توان يافت ؛ پيدا كردن نسلي است كه خود را در دوره اي از ثبات تصور كرده باشد . احساس ثبات هميشه احساسي است كه بعداً با نگريستن به عقب مي توان به دست آورد . ) جملات بالا حرفهاي متفاوتي بود از دو انديشمند( H. Bergson & Roymond Aron ) در زمينه ي جهاني شدن كه در سال 1965با دو ديدگاه متفاوت بيان شده است .
در تجزيه و تحليل تصورات و تعاريف گوناگون از جهاني شدن بايد خاطر نشان كرد كه گاه تعاريف و ويژگيهاي اين پديده تا بدان حد در برخي از آثار به يكديگر آميخته مي شوند و يا معاني و كاربردهاي متفاوتي مي يابد كه در هنگام كاربرد لفظ ( جهاني شدن) ابداً مطمئن نيستيم كه در باره ي چه چيز سخن گفته مي شود ، و بدين گونه است كه :« هاله اي از ناثباتي و مشكوكيت » مدام خوانندگان را احاطه مي كند ، و از خلال اين « بي ثباتي و مشكوكيت » تعاريف است كه ، شايد خوانندگان به اين نتيجه دست يابند كه نويسندگان در اصل به بررسي پديده ي واحدي نپرداخته اند .
به اين ترتيب دو مساله را مي توان به عنوان عوامل دشوارتر شدن مطالعه ي پديده ي جهاني شدن ذكر كرد :
نخست اينكه ؛ در ميان بسياري از پژوهشگران جهاني شدن ، تفاوت چشمگيري در زمينه ي تعريف اين پديده وجود دارد .
دوم اينكه ؛ آن جنبه هايي از جهاني شدن كه غالباً محققيين مايل به ارتباط دادن آنها با اين پديده هستند ، از حيث اندازه گيري و سنجش بسيار دشوارند .
بنابراين نگارنده اين پژوهش كوشيده است كه فارغ از منازعات و بدون جهت گيري ارزشي منابع مهمي براي مطالعه پديده جهاني شدن را در اختيار خوانندگان قرار دهد ، تا خوانندگان به كوشش خويشتن به تصويري خودساخته از جهاني شدن دست يابند.
( دهكده اي در سوئيس به نام داووس « Davos » امروز از مشهورترين مكانهاي جهان است كه از سال 1970 به ابتكار استاد دانشگاه به نام كلاوس شواب « Klaus Schwab » مركز اصلي گفتگو پيرامون پديده جهاني شدن « Globalization » است . هر ساله در اواخر ماه ژانويه و اوايل فوريه اجلاس اصلي جهاني سازي ، در دهكده مذكور برگزار مي گردد و خطوط اصلي رهنمودهاي جهاني سازي ، توسط بلند مرتبه ترين رهبران اقتصادي سياسي و برجسته ترين متخصصين علوم انساني و تجربي جهان سرمايه داري مشخص مي گردد .)

1- جهاني شدن چيست ؟ !
( اين مفهوم معمايي پيچيده و تا اندازه اي غير دقيق و كلي حكايت از اين مي كند كه پديده هاي گوناگون را مي توان زير يك عنوان و الگوي كلي گرد آورد . در توصيف گرايش جهاني شدن ، عموماً از چنين عناويني استفاده مي شود : پديد آمدن اقتصاد جهاني ، وابستگي هر چه بيشتر ميان نظامهاي اقتصاد ملي ، تنش رو به افزايش بازيگران جهاني در بازارهاي بين المللي ، قدرت رو به افزايش نهادهاي فراملي ، تسريع نشر اطلاعات با به كارگيري فن آوريهاي نوين ارتباطي ، و سرانجام رشد روزافزون تبادلات سياسي و فرهنگي . نوك پيكان جهاني شدن ؛ پول ، موسقي ، رياضيات ، فيلم ، مهاجرت و ارزشهاي اخلاقي است . محرك اصلي اين فرايند ؛ فناوري هاي ارتباطي نوين ، كه نقش پيشتاز و گام ساز را در آن به عهده گرفته است ، « انقلاب سوم صنعتي » قلمداد مي شود .)
البته مي توان مراد از جهاني شدن را مجموعه ي فرآيندهاي پيچيده اي دانست كه به موجب آن دولت هاي ملي به نحو فزاينده اي به يكديگر مرتبط و وابسته مي شوند .
( جهاني شدن در مفهوم رايج كلمه يكي از مراحل پيدايش اقتصاد و بازار جهاني است كه از قرن پانزده ميلادي با گسترش استيلاي اروپا پديدار شد .
رابر تسون « Robertson » و خوندكر « Khondker » جهاني شدن را اينگونه تعريف مي كنند : تركيب جهاني توافقات تجارت آزاد ، شبكه جهاني و يكپارچگي بازارهاي مالي ، مرزها و فاصله هارا پاك كرده و دنيا را به عنوان يك واحد كل ، متحد مي كند . استعمال شايع و رايج جهاني شدن با توسعه جهاني بازارهاي اقتصادي همراه بوده است . گسترش فعاليتهاي اقتصادي در اشكال مختلفي همچون شركتهاي چند مليتي ، نقش محوري در فرايند جهاني شدن ايفا كرده است .)
( جهاني شدن ميزان همگرايي منطقه اي رانيز به طور گسترده اي افزايش داده وامكان رقابت را نيز افزون تر نموده است . جهاني شدن در عين يكپارچگي از رهگذر فزوني اطلاعات و ارتباطات و مبادلات فرهنگي ، نگراني ها را نيز در زمينه ي ايجاد شكاف فرهنگي و اقتصادي ميان كشورهاي ثروتمند و فقير به وجود آورده است . اما در يك جمله مي توان نتيجه گيري نمود و آن اينكه ؛ جهاني شدن عرصه واقعي براي رقابت تلقي مي گردد . . .
جهاني شدن از ديدگاه ديگر فرصتي است براي آزمودن خود و جهاني فكر كردن .)
امادر كل در رابطه با مبحث جهاني شدن و جايگاه آن در آينده ي جهان سه ديدگاه كلي وجود دارد ، كه سه احتمال زير از آن منتج مي شود :
( 1- عده اي جهاني شدن را فرايندي مي دانند كه از ابتداي تاريخ بشري وجود داشته و از همان زمان تاثيرات آن رو به فزوني بوده است ، اما اخيراً يك شتاب ناگهاني در آن پديدار شده است .
2- جهاني شدن با نوگرايي و توسعه ي سرمايه داري همزمان بوده است ، اما اخيراً يك شتاب ناگهاني در آن به وجود آمده است .
3- جهاني شدن يك فرايند متأخر است كه با ساير فرايندهاي اجتماعي نظير فرا صنعتي شدن ، فرانوگرايي يا شالوده شكني سرمايه داري همراه بوده است .)
اگرچه اصطلاح جهاني شدن با جهاني شدن اقتصاد نمود پيدا كرده است ، اما واقعيت اين است كه از اوآخر 1960 فرايند جهاني شدن در عرصه هاي مختلف ، اقتصادي ، سياسي و فرهنگي متجلي گرديده است ؛ به ويژه اين امر در اقتصاد و فرهنگ نمود بيشتري پيدا كرده و روز به روز وسيع تر مي شود.
( امروز مفهوم جهاني شدن بيشتر به ابعاد سياسي ، فرهنگي و اجتماعي اين فرايند كلي اشاره دارد .
از اين حيث پديده هايي چون ؛ گسترش ارتباطات جهاني به واسطه ي پيشرفت هاي فني ، افزايش اهميت نهادهاي سياسي ، اقتصادي و تجاري و بين المللي و حقوق بين المللي و غير ملي شدن سازمانهاي صنعتي و مالي در سطح بين المللي قابل توجهند .
جهاني شدن همان ظهور تمدن هاي جهاني عقل پايه اي مدرن است . فرديت ، حقوق انساني ، هويت انساني به جاي هويت هاي جزئي ، عقلانيت ، برابري ، آزادي ويژگيهاي اصلي اين تمدن عقل پايه اي جديداند .
دوران قديم ؛ دوران دروغ و فريب ، توهم و خيال پردازي ، بي سرپرستي انسان ، جهل و ناداني و تبعيض بود و در مقابل جهان جديد ؛ مصر اثبات و ابطال ، كسب تعيين علمي تسخير طبيعت و سرپرستي عقلاني انسان براي تامين حقوق و آزادي هاي وي خواهد بود .)
( اصولاً بايد ريشه هاي جهاني شدن را پس از وقوع انقلاب صنعتي در قرن هيجدهم در اروپا جستجو كرد ، چرا كه پس از وقوع انقلاب صنعتي بود كه بشر توانست معيارهاي جهاني را در توليد و توزيع درك كند و جهاني بينديشد و جهاني عمل كند .
جهاني شدن با مفهوم كنوني آن بويژه پس از دهه ي 1970 ميلادي گسترش يافته است كه مي توان در يك حهت گيري كلان جهاني شدن را به چند گانگي رابطه و ارتباطات بين كشورها و جوامع كه سيستم جهان كنوني را تشكيل مي دهد ، اطلاق كرد .
جهاني شدن متضمن روندهايي در حوزه ي سياست ، فرهنگ و اقتصاد است كه فرم ها و هنجارهاي آن ديگر ملي نيستند و در سطح ملل مختلف و جهان عمل مي كنند . در واقع جهاني شدن معرف فرايندهايي است كه در بر گيرنده ي كره ي زمين هستند يا جهاني عمل مي كنند . جهاني شدن بيانگر سطح تعاملات ، ارتباطات يا وابستگي بين كشورها و جوامع تشكيل دهنده ي جامعه ي جهاني است .
جهاني شدن پيش از آن كه مفهومي انتزاعي باشد ، بيانگر يكي از جنبه هاي موجوديت مدرن است . البته جهاني شدن به معناي آن نيست كه جهان در حال يكي شدن سياسي ، وابستگي متقابل اقتصادي و همرنگي فرهنگي است ؛ بلكه جهان در اين جهت حركت مي كند و شدت و دامنه نفوذ اين فرايند در منطق مختلف جهان متفاوت است.
( جهاني شدن نشان مي دهد، روند تحولات فعلي ادامه ي تحولات كلان تاريخ بشري است؛ تحولات انقلاب كشاورزي به انقلاب صنعتي و سپس به انقلاب اطلاعاتي ، گسترده تر از آن است كه بتوان آن را دستاورد يك گروه خاص قلمداد كرد .)
مهمترين مولفه هاي جهاني شدن عبارتند از :
1- همبستگي همه جوامع
2- همكاري فرا ملي در قالب اقتصاد جهاني
3- يكپارچگي اقتصاد بين المللي ؛ توليد جهاني
4- نظامهاي رسانه اي فرا ملي «دهكده جهاني»
5-مصرف گرايي و فرهنگ جهاني« مك دوناليزه شدن »
6- جهان گرايي امپرياليسم رسانه ها
ادامه دارد..........
نوشته شده توسط ج .عجم در جمعه ششم بهمن 1385 ساعت 9:47 موضوع انساني | لینک ثابت
خداوند در دلهاي پاك و با صفا اين احساس را گذاشته است كه :
به تنهايي نمي توانند خوشبخت شوند؛
و بايد سعادت خود را در خوشبختي ديگران بجويند.
گوته
هرچه كمتر آرزو داسته باشيد :محروميت هاي شماكمتر است.
پلوتاركد
آزادي : تنها ارزش جاودانه تاريخ است.
آلبر كامو
اگر ملتي چيزي را بر آزادي ترجيح دهد ؛ همه چيز را از دست مي دهد.
سامرست موام
************
پيروزها هرگز آرام نمي گيرند ؛ و آرامين هرگز پيروز نمي شوند.
**************
بدان كه اگر ساكن بنشيني ، لگد مال خواهي شد.
حتي آگر در مسير صحيح خود باشي.
نوشته شده توسط ج .عجم در جمعه ششم بهمن 1385 ساعت 9:39 موضوع | لینک ثابت
نقشه هايي كه از عكسهاي هوايي تهيه مي شوند
تاقبل از جنگ جهاني دوم ،بيشتر نقشه هاي توپوگرافيك با زحمت و از طريق مساحي زمين تهيه مي شد. قبل از تريسم و چاپ نقشه ، ارتفاعات ،زوايا و فواصل مي بايست با دقت اندازه گيري و ثبت مي گرديد. و همان طور كه مي دانيد ،مساحي در كوهستانهاي مرتفع و صعب العبور ، بوته زارها و جنگلهاي انبوه، يك كار فوق العاده دشوار است . اما پس از جنگ دوم جهاني بيشتر نقشه هاي توپوگرافيك با استفاده از عكسايي كه به وسيله هواپيما گرفته مي شد ؛ تهيه مي گرديد.
عكس هاي هوايي دو نوع اند؛ عكسهاي هوايي كه به صورت عمودي گرفته مي شود و ديگر عكسهاي هوايي كه به صورت مايل يا اريب تهيه مي شوند . عكسهاي هوايي عمودي با يك هواپيما در ارتفاعي كع سطح پرواز ناميده مي شود ، به وسيله دوربيني كه مستقيماًدر زير هواپيما كار گذاشته شده است و دقيقاً به طرف سطح زمين تنظيم گرديده ،تهيه مي شود.
عكس هوايي مايل يا اريب از دوربيني كه در جلوي هواپيما كار گذاشته شده است ، گرفته مي شود. در اين نوع عكس برداري دوربين مستقيماً به طرف پايين يا درست به طرف پايين هواپيما تنظيم نشده است ؛بلكه مثل اينكه شما در كابين خلبان قرار گرفته ايد و به طرف زمين نگاه مي كنيد. با اين روش عكس هاي مايل گرفته مي شود.
*حالا شما فكر مي كنيد نقشه بردارها از عكسهاي هوايي عمودي براي ترسيم نقشه استفاده مي كنند يا عكسهاي مايل؟
در عكس هاي هوايي عمودي فواصل بين نقاط تغيير نمي كند . از اين رو مي توان از اين عكسها براي نقشه كشي استفاده كرد. اين تكنيك به «فوتوگرامتري» معروف است.
عكس هاي هوايي در فواصل مساوي به گونه اي گرفته مي شود كه آنها را بتوان روي هم قرار داد تا تشكيل يك « فتومپ » را بدهند. ضمناًمناظر عمده به صورت ميداني كنترل مي شوند . سپس طرح ها با استفاده از عكس ها ساخته مي شوند. اين طرح هابعداً به كارتوگراف داده مي شود ، اونيز نقشه را براي چاپ آماده مي كند.
نوشته شده توسط ج .عجم در جمعه ششم بهمن 1385 ساعت 9:38 موضوع اموزشي | لینک ثابت
منابع: 1- فصلنامه تحقيقات جغرافيايي
2- سايت هاي مختلف اينترنتي
جنگل هاي حرا

جنگل های مانگرو اکوسیستم های کاملا ویژه ای هستند که اجتماعات گیاهی وجانوری آنها درارتباط با شرایط خاصی می تواند شکل می گیرد جنگلهای حرا جنوب ایران درنوار ساحلی خلیج فارس ودریای عمان آخرین پراکنش جنگلهای مانگرو در جنوب شرقی آسیا به شمار می روند این جنگلها از یک یا گاهی دو گونه مانگرو تشکیل شده وفروان ترین گونه آن حرا است که درمنطقه حفاظت شده حرا به تنهایی حضوردارد.جزرومد آب دریا در سواحل که بطور موزون ومستمرهرروزانجام می شود در شکل گیری تنوع حیات این اکوسیست